نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
واکاوی تاریخی و رجالی در زیستمحیطِ علمی و سیاسی عصر امام صادق7 و مطالعه موردی عملکرد سه تن از استوانههای این عصر (داوود بن سرحان، ذریح محاربی و زید شحام)، نشان میدهد که در عصر صادقین8، به دلیل پیچیدگیهای پدیدآمده نظیر ظهور مکاتب فقهی رقیب و بحران غلو، وظیفه اصحاب از «نقل صرفِ حدیث» فراتر رفت. امام صادق7 برای عبور دادن تشیع از این پیچ تاریخی، به جای تکیه بر عموم شاگردان، بر تربیت و توثیق گروهی نخبه موسوم به ثقات تمرکز کردند که این افراد نه تنها «حافظان متن»، بلکه «ارکانِ تثبیتِ مکتب» بودند.
تحلیل دادههای این پژوهش اثبات میکند که انتخاب داوود، ذریح و زید، انتخابی تصادفی نبوده و هر یک قطعهای از یک «پازل حفاظتی» را تکمیل کردهاند؛ بدین ترتیب که داوود بن سرحان به عنوان قطب فقاهت، با تدوین «اصل» و تمرکز بر فقه تفصیلی، در برابر خطر «استحاله حقوقی» و حل شدن فقه شیعه در قیاسهای اهل سنت ایستادگی کرد و زیرساختِ «نظام حقوقی شیعه» را مستحکم ساخت. همزمان، ذریح محاربی به عنوان قطب عقیدتی و با ویژگی رازداری و ظرفیت بالای معرفتی، در برابر خطر «انحراف داخلی» و جریانهای غالی که قصد تهی کردن تشیع از محتوا را داشتند، به عنوان معیارِ «صدق» و مرزبانِ «اسرار» عمل کرد. در ضلع سوم، زید شحام به عنوان قطب اجتماعی ـ اخلاقی، با ترویج اخلاق مداراتی و تقویت پیوند عاطفی میان امام و شیعیان، در برابر خطر «فروپاشی اجتماعی» ناشی از اختناق منصور دوانیقی مقاومت کرد و هویت جمعی شیعه را حفظ نمود.
یکی دیگر از مهمترین دستاوردهای این سه شخصیت، نقشآفرینی در انتقال میراث شیعه از مرحله «شفاهی» به مرحله «مکتوب» و تدوین اصول بود. این اقدام راهبردی که توسط داوود و ذریح پیگیری شد، سبب گردید میراث علمی امام صادق7 از گزند حوادث و فترتهای بعدی مانند عصر غیبت مصون بماند.
در نهایت میتوان گفت که «ثقاتِ اصحاب» در عصر امام صادق7، نقش یک «حصار امنیتی و معرفتی» را ایفا کردند. این حصار، از یک سو مانع نفوذ بدعتها به درون مکتب شد و از سوی دیگر، از خروج و هدررفتِ معارف ناب جلوگیری کرد. بدینسان، بقای تشیع دوازدهامامی و رسیدن این میراث به دست نسلهای بعد، مرهون مجاهدت علمی و تعهدِ ایمانیِ این حلقه از یاران است که فراتر از نام و نشان، «هویت» مکتب را بیمه کردند.