<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی شیعه شناسی</title>
    <link>https://www.shiitestudies.com/</link>
    <description>فصلنامه علمی شیعه شناسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Dec 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Dec 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سیر تطورآموزه عصمت امام در دانش کلام امامیه</title>
      <link>https://www.shiitestudies.com/article_735541.html</link>
      <description>از ویژگی‌های علوم بشری تغییر، تحول، تطور و تکامل است. دانش کلام نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما سوال این است که عرصه‌های گوناگون این دانش تا چه اندازه‌ای دچار تغییر و تحول شده‌اند؟ در این نوشتار تلاش شده به این پرسش، اما صرفا در باب آموزه عصمت امام پاسخ داده شود. البته پاسخ به این پرسش را با پاسخ به پرسش‌هایی فرعی‌تر مانند تحول در مفهوم، محدوده، شرایط و ویژگی‌ها جستجو کرده‌ایم. هدف آن است که بدانیم آیا آموزه عصمت امام و ابعاد و زوایای فرعی آن در گذر زمان دچار تغییر و تحول شده یا نه؛ و اگر پاسخ مثبت باشد علل یا عوامل این تغییر و تحول چیست. از رهگذر این بررسی متوجه خواهیم شد آیا نتیجه فعالیت‌های نظری متکلمین قرون متمادی انطباق بیشتر با متون اصلی دین (آیات و روایات) بوده یا تبیین‌های ارائه شده به تدریج از آموزه‌های اصیل فاصله گرفته‌اند. نتیجه بررسی‌ها نشان از آن دارد که گرچه آموزه عصمت امام از اعتقادات خاص شیعی بوده و مابقی مذاهب اسلامی با آن مخالفند اما در طول تاریخ یک‌دستی خود را حفظ کرده و از قطعی‌ترین آموزه‌های شیعی تلقی شده است. تنها در محدوده عصمت است که به مرور زمان، متکلمین بر گستره آن افزوده‌ان و این افزودن نیز با متون اصلی دین تعارضی ندارد. این پژوهش با روش کتابخانه‌ای به جمع‌آوری داده‌ها پرداخته و با تحلیل داده‌ها تلاش کرده تفاوت‌های موجود در میان نظریه‌ها را نشان دهد یا با استنتاج‌های منطقی مواردی از تفاوت‌ها را در نظریه عصمت ائمه مشخص نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی کنشگری اجتماعی علویان آناتولی با تمرکز بر نقش طریقت‌های اخیت و بکتاشیه</title>
      <link>https://www.shiitestudies.com/article_735540.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به واکاوی معمای ماندگاری و تداوم هویت علویان آناتولی می‌پردازد و می‌کوشد به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که این جامعه چگونه توانسته است علی‌رغم قرن‌ها حاشیه‌نشینی سیاسی، طرد نهادی و فشارهای ایدئولوژیک مسلط، هویت جمعی خود را حفظ، بازتولید و بازتعریف کند. مطالعه پیش‌رو با اتخاذ روش &amp;amp;laquo;تاریخی ـ تحلیلی&amp;amp;raquo; و با رویکردی جامعه‌شناختی، آگاهانه از چارچوب‌های صرفاً الهیاتی فاصله گرفته و بر سازوکارهای اجتماعی، نهادی و کنشی بقای علویان تمرکز دارد. بدین منظور، داده‌ها و منابع تاریخی در پرتو چارچوب نظری &amp;amp;laquo;بسیج منابع&amp;amp;raquo; چارلز تیلی و مفهوم &amp;amp;laquo;کُنش&amp;amp;raquo; در اندیشه آلن تورن بازخوانی و تحلیل شده‌اند.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که طریقت‌های &amp;amp;laquo;اخیت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بکتاشیه&amp;amp;raquo; صرفاً محافل عرفانی یا دینی نبوده‌اند، بلکه در عمل به‌منزله ساختارهای مؤثر بسیج منابع عمل کرده‌اند. علویان با نوعی تفکیک کارکردی، از شبکه‌های اخیت برای سازمان‌دهی اقتصادی و صنفی و از بکتاشیه برای نفوذ نهادی و سازمانی، به‌ویژه در ساختار ینی‌چری، بهره برده‌اند و بدین‌سان سرمایه نمادین خود را به قدرت اجتماعی تبدیل کرده‌اند. در پاسخ نهایی به پرسش پژوهش، نتیجه گرفته می‌شود که علویت نه صرفاً یک فرقه مذهبی، بلکه نظامی از &amp;amp;laquo;کُنش فرهنگی جمعی&amp;amp;raquo; است که از طریق ایجاد نهادهای اجتماعی ـ مردمی و شبکه‌های پایدار همبستگی در درون ساختار امپراتوری، تداوم تاریخی خود را تضمین کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی خمسه‌های فلزی: تجلی نمادین هنر و مذهب در دوره صفوی</title>
      <link>https://www.shiitestudies.com/article_735537.html</link>
      <description>تفکرات رایج در عصر صفوی منجر به‌خلق آثاری شده که بررسی وجوه نمادین آن‌ها ضمن شناسایی مضامین نهفته، به‌درک معنای عمیق‌تر آثار و ارتباط آن‌ها با باورهای مرسوم در فرهنگ جامعه منجر خواهد شد. در این میان خلق آثار فلزی با مضامین مذهبی، به ویژه "خمسه‌های فلزی"، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این آثار نه‌تنها تجلی‌گاه هنر ظریف و پیچیده فلزکاری صفوی به شمار می‌روند، بلکه نمادی از تلفیق عمیق هنر و مذهب در این عصر محسوب می‌شوند. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد کیفی انجام شده و برای جمع‌آوری اطلاعات از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی بهره جسته است. این پژوهش درپی پاسخ به این سؤال است که: خمسه‌های فلزیِ دوره صفوی از نظر ساختار و کارکرد چگونه بازتاب‌دهنده‌ی فرهنگ، هنر و باورهای مذهبی- فرهنگی این دوره هستند؟ یافته‌ها نشان می‌دهد خمسه‌های فلزی دوره صفوی که از شاهکارهای هنری این دوران هستند، نشان‌دهنده پیوند عمیق هنر، مذهب و فرهنگ بوده و کاربردهای متنوعی داشته‌اند. این اشیاء هم در مراسم مذهبی مانند عزاداری‌های محرم و زیارت استفاده می‌شده، و هم به عنوان مُهر، جواهرات یا طلسم‌های محافظتی در زندگی روزمره به‌کار می‌رفته‌اند. از نظر محتوایی، این آثار بازتاب‌دهنده باورهای مذهبی و فرهنگی عصر صفوی بوده‌اند. با مضامین شیعی مانند نام پنج تن آل‌عبا و دوازده امام، به تبلیغ تشیع می‌پرداختند و از طریق آیات قرآنی، ادعیه و اسماءالحسنی در کنار عقاید عامیانه به عدد پنج و شکل دست، تداوم فرهنگ ایرانی در چارچوب اسلامی را نمایش می‌دادند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی دیدگاه آنگلیکا نویورت و جین دمن مک اولیف درباره اقتباس رنج و نجات‌بخشی حضرت زهرا (س) از حضرت مریم (س) در مسیحیت</title>
      <link>https://www.shiitestudies.com/article_735538.html</link>
      <description>یکی از عمده‌ترین نظرات خاورشناسان درباره منشأ و ریشه معارف اعتقادی شیعه، اقتباس آن از آموزه‌های عهدین است. در همین راستا، آنگلیکا نویورت و جین دمن مک اولیف در دائرة المعارف قرآن (Encyclopedea of the Qur'an)، رنج و نجات‌بخشی حضرت زهرا (س) را اقتباس از جایگاه مریم (س) در مسیحیت دانسته‌اند. بحث از این مسئله به جهت پیوند آن با منشأ و ریشه اعتقادات شیعه امامیه و همچنین ضرورت شناسایی و تحلیل نظرات خاورشناسان شیعه پژوه، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. از این رو مقاله حاضر در صدد است با روش توصیفی ـ تحلیلی، به مقایسه جایگاه حضرت زهرا (س) در شیعه با نقش حضرت مریم (س) در مسیحیت پرداخته و با توجه به آن، ادعای اقتباس را مورد ارزیابی قرار دهد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که در نگاه مسیحیت، مریم (س) با بکارت دائمی، به مثابه مادر خدا و بانوی غم، ابعاد شخصیتی، اجتماعی و سیاسی کم‌رنگ‌تری در حرکت مسیح (ع) دارد. اما حضرت زهرا (س) در نگاه شیعه، به مثابه معیار اخلاقی و الگوی فردی، اجتماعی و سیاسی معرفی شده است. از سوی دیگر مفهوم رنج و نجات‌بخشی در شیعه و مسیحیت نیز دارای تفاوت‌های بنیادین بوده و از این رو ادعای اقتباس جایگاه حضرت زهرا (س) از مریم (س) در مسیحیت، دارای تناقضات و ابهامات جدی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی ساختار تشکیلاتی سازمان وکالت امامیه و سازمان دعوت اسماعیلیه</title>
      <link>https://www.shiitestudies.com/article_735542.html</link>
      <description>سازمان های &amp;amp;laquo;وکالت امامیه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;دعوت اسماعیلیه&amp;amp;raquo; به‌عنوان برجسته‌ترین نهادهای تشکیلاتی شیعه در سده‌های دوم تا چهارم هجری نقش مهمی در حفظ اعتقادات ، انسجام و ارتباطات پیروان ایفا کردند. سازمان وکالت امامیه در شرایط اختفا و تقیه شکل گرفت و با ساختاری سلسله ‌مراتبی و شبکه‌ای، تحت هدایت مستقیم امامان علیهم السلام، وظیفه ارتباط با شیعیان، جمع‌آوری وجوهات، پاسخ‌گویی به مسائل اعتقادی روابط با پیروان و مقابله با جریان‌های انحرافی را بر عهده داشت. از طرفی سازمان دعوت اسماعیلیه نیز در شرایط اختفا و تقیه شکل گرفت و با ساختاری سلسله مراتبی با محوریت امام اسماعیلی و با بهره‌گیری از دارالهجره‌ها و شبکه‌ای گسترده از داعیان در نواحی مختلف، توانست به‌ تدریج در نقاط مختلف جهان اسلام نفوذ یافته و زمینه‌ ساز تشکیل خلافت فاطمی شود. پرسش اصلی در این مقاله آن است که این دو سازمان چه وجوه اشتراک و افتراقی در ساختار سلسله مراتبی و تشکیلاتی داشته اند؟در پاسخ می توان گفت:ساختار تشکیلاتی هردو سازمان به صورت هرمی و سلسله مراتبی بوده است و هردو دارای مراکز استقرار جغرافیای سه سطحی بوده اند ولی تفاوت هایی در نوع وظایف سازمانی خود میزان و پیچیدگی قلمرو نظارتی خود و مطابق اهداف و برنامه های سازمانی خود داشته اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش ثقات اصحاب امام صادق (ع) در حفظ و ترویج معارف مکتب اهل بیت (ع)؛ مطالعه موردی داوود بن سرحان، ذریح محاربی و زید شحام</title>
      <link>https://www.shiitestudies.com/article_735539.html</link>
      <description>دوران امامت امام صادق (ع) به دلیل تقارن با انتقال قدرت از امویان به عباسیان و ظهور جریان‌های انحرافی نظیر غُلات و مکاتب فقهی رقیب، یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ تشیع است. در این بستر متلاطم تاریخی، مسأله اصلی چگونگی صیانت از مرزهای اعتقادی و جلوگیری از تحریف آموزه‌های دینی بوده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مکانیسمِ دفاعی مکتب جعفری و آشکارسازی نقش راهبردی نخبگان مورد اعتماد امام، به بررسی کارکرد &amp;amp;laquo;ثقات اصحاب&amp;amp;raquo; می‌پردازد. این نوشتار با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و تمرکز بر مطالعه موردی سه شخصیت محوری شامل &amp;amp;laquo;داوود بن سرحان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ذریح محاربی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;زید شحام&amp;amp;raquo;، عملکرد آنان را در مواجهه با بحران‌های سه‌گانه سیاسی، فقهی و کلامی واکاوی کرده است.این اصحاب با درک عمیق از شرایط زمانه و تقسیم کاری نظام‌مند، ارکان حفظ مکتب را استوار ساختند. در این راستا، &amp;amp;laquo;داوود بن سرحان&amp;amp;raquo; با اهتمام به تدوین اصول مکتوب، مانع استحاله فقه شیعه در روش‌های استنباطی رقیب(مانند قیاس) شد؛ &amp;amp;laquo;ذریح محاربی&amp;amp;raquo; با تکیه بر شاخصه رازداری و صدق، خط مقدم مبارزه با جریان تحریف‌گر غالیان را مدیریت نمود؛و &amp;amp;laquo;زید شحام&amp;amp;raquo; با ترویج زیست اخلاقی و نقش واسطه‌ای او بین شیعیان کوفه و امام(ع) و این که کوفیان از طریق امثال او به روایات امام(ع) دسترسی پیدا می کردند، انسجام اجتماعی جامعه شیعه را در عصر اختناق منصور دوانیقی حفظ کرد. نتیجه آنکه ثقاتِ اصحاب، به عنوان حلقه‌های واسط و دژهای مستحکم (حُصون)، گذار تشیع از فرهنگ شفاهی به دوران تثبیتِ مکتوب را مدیریت کرده و عبور سلامت آن از این پیچ تاریخی را تضمین نمودند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
