نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
غزالی که از مخالفان بزرگ جریان فلسفی است، در کنار نقد نظری و استدلالی فلسفه (مانند آنچه در تهافت الفلاسفه) انجام داده، از شیوه عرفی و خطابی و تحریک عواطف و احساسات مذهبی و مبالغه روانی و نفرتپراکنی نسبت به فلاسفه استفاده کرده است. از جمله، او با انجام تحقیقی میدانی و از طریق گفتوگو با برخی اشخاص منتسب به فلسفه، فلاسفه را افرادی بیاعتقاد به شریعت، منکر نبوت، فاسق، منافق، مغرور و خودبرتر بین، اهل معاصی کبیره و شرب خمر و مانند آن معرفی کرده است.
در این مقاله این شیوه مواجهه غزالی را نقد و بررسی گردید و نشان داده شد که این شیوه نه یک گفتمان منطقی و استدلالی، بلکه تمسک به شیوههای جدلی و عرفی و خطابی است. این مواجهه روانی مبتنی بر تحریک احساسات مؤمنان و جریحهدار کردن عواطف مسلمانان و ایجاد بدبینی نسبت به فیلسوفان است که اختصاص به این تحقیق و مصاحبه ندارد، بلکه در دیگر آثار غزالی نیز هنگامی که از فلاسفه نام میبرد، مشاهده میشود.
تحقیق میدانی مزبور که بر اساس نظرسنجی و گفتوگو با چند گروه، از جمله چند شخص گمنام منسوب به فلسفه صورت گرفته، از نظر عملی و منطقی نوعی استقراء ناقص است که اعتبار کافی در اثبات مدعیات غزالی (همچون فسق یا نفاق یا کفر فلاسفه) ندارد؛ زیرا مصداق جزئیاتی که غزالی با آنها سخن گفته محدود و مبهم و نامعلوم است. او از اینکه برخی از اشخاص ضعیفالایمان فلسفه خواندن را علت بیاعتنایی به ظواهر شرع و ارتکاب معاصی معرفی کردهاند، چنین نتیجه میگیرد که شخصیتهای بزرگ فلسفه (همانند ابنسینا و فارابی) نیز چنین بودهاند. روش غزالی در این زمینه مبتنی بر استقراء شخصی و ناقص و تعمیم مثالهای غیرقطعی است که مبتنی بر مشاهدات غزالی صورت گرفته و مخاطب تنها به خاطر اعتبار و شهرت علمی و اجتماعی غزالی آنها را تلقی به قبول میکند.
اشکال دیگر کار غزالی در این تحقیق، سرایت اتهام پیروان به استادان و رهبران است. مطابق اصول و معارف دینی هیچکس مسئول کردار ناشایست دیگران نیست و روابط انسانی مانند پیوندهای قومی و قبیلهای، دوستیها و خویشاوندیها موجب شراکت در عواقب اعمال نخواهد بود. غزالی برخلاف این قاعده عقلی و شرعی و صرفاً مبتنی بر محاجهای جدلی از رابطه فکری و صنفی برخی از فیلسوفان ناشناس که در ظاهر آثار ابنسینا و فارابی را مطالعه میکردند، به فسق و بیایمانی ابنسینا و فارابی و دیگر فلاسفه فتوا داده است. روشن است که انحراف تابعان و پیروان و منسوبان به یک صنف فکری با انحراف اهل آن جریان و بطلان اصل آن نحله متفاوت است.
نقد دیگری که بر غزالی در این زمینه وارد است مبالغه روانی در «ذکر خاص بعد از عام» است که حاکی از شیوه جدلی و خطابی و مبالغه و تأکید عرفی در مواجهه غزالی است. او بعد از بیان امور منافی با عواطف مذهبی که آنها را به صورت عام به حکما نسبت داده، بر یکی از انحرافات خاص که نقش بیشتری در ایجاد حساسیت و تحریک احساسات توده مردم نسبت به فلاسفه دارد، تأکید میکند. او بعد از این تعبیر که فلاسفه «گناهان کبیرۀ مختلف را ترک نمیکنند»، یکی از قبیحترین آنها یعنی «نوشیدن شراب» را جداگانه ذکر میکند. این در حالی است که از نظر استدلال و گزارش علمی، نوشیدن شراب یکی از گناهان کبیره و در ضمن آن داخل است و نیاز به ذکر جداگانه آن نیست. اما غزالی برای یکسان انگاشتن وضعیت شخص مورد مصاحبه با رفتار ابنسینا، با توجه به عباراتی که از او نقل کرده، به این کار اقدام نموده است، اگرچه برداشت غزالی مبتنی بر «مغالطه اشتراک لفظی» شراب و مشروب در عربی میان نوشیدنیهای حلال و حرام است و تعبیر مشروب که محتمل میان مشروب حلال و حرام است، در مشروب حرام صراحت ندارد.
موضوعات