نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
پس از معرفی فلزکاری صفوی - همانگونه که از تحلیل اسناد به دست میآید - گرچه هنر فلزکاری عصر صفوی بر پایه سُنن قدیم ایرانی و مهارت فلزکاران با دیدی چندبُعدی درهم تنیده با شناختهای حِکَمی و گاهی با ایدئولوژی اسلامی بر پا شده است که میتواند در عصر تجدد به بعد، حیاتی ترکیبی و امروزی بیابد، ولی عاملی که آن را از عناصر علمی یا قواعد زیباییشناسی، ریاضیوار و گونهشناسی مصون میدارد درک و روحی سرشار از ظرفیتهای پویا از سرشت ایرانیان اهل شوق است که شاید بتوان این شکلگیری را بهترین نوع از فهم تجربه و پیشرفت جمعی دانست.
طراحان و نقاشان آن زمان با ابداع روشهای جدید، موازین تازهای در مکاتبِ خود ایجاد کردند و در موارد بسیاری شکل، ترکیب و ساختار اشیای تاریخی را که صورتی زُمخت و خَشن و بزرگ داشت، کنار گذاشتند و دست به بازآفرینی زدند. در عصر صفویه، زیبایی و ظرافت جایگزین شدت و خشونتِ گذشته شد و با علم کار (اِرگونومی) و گونهشناسی اشیا، بیشتر کاربری مناسب آنها را مشخص میکردند. ایران اسلامی جای عربیگری را گرفت و فلزکاران این دوره با الهام از دو اصل «تشیّع» و «ملیگرایی» که در آن زمان در تمام شئون اجتماع نفوذ یافته و در حال گسترش بود، بیشتر کار کردند.
اگر ما کلیت دین را میشناسیم و در پی پرهیز از تکراریم، چانچه فقط هدف از نگهداری این گنجینهها را ملیگرایی صِرف بدانیم اینها نمادهای فرهنگ عامیانهاند که روحی سرکش ابیاتی از فخرالدین عراقی یا غزلیات حافظ و مانند آن را برروی ظروف فلزی حکاکی و قلمزنی کرده است. اما کاربرد اصیل هنر فاخر را چگونه میتوان با جنبهای قُدسی و بدون بهره از دین راه بُرد؟! با پیشینه یکتاپرستی که در نیاکان ما ایرانیان بوده، این مبحث نگاهی ارزشی پیدا میکند و بدینروی حفظ آن از حیث خلاقیت و شاید نوعی فراتجددگرایی حایز اهمیت است.
قابل ذکر آنکه جامی با این توصیفها، اگر منقوش به اسماء الله گردد، هرچند میتوان در آن چیزی نوشید و جسم را سودی بخشید، ولی فراتر از جسم و بلکه روح، این جام شایسته نگهداشتن در گنجه و بر اوج منازل است و به جایی رسیده که درخور آغوش یک موزه باشد تا با سیراب کردنِ چشمها بهطرقی دیگر، برای افرادی بیشتر چشمنوازی کند و تحسین آنها را برانگیزد و افتخار موزهداری در ایران و جهان باشد.
اما اگر در این میان قصوری رخنه کند و در نگهداری آن بیاحتیاط یا بیاراده باشیم، نه به نام یا جام، بلکه به روح هنر لطمه زدهایم. بنابراین تمام این سخنان نه محور یک فلز منقوش، بلکه مربوط به شناختشناسی ماست از نوعی قیاس و تطبیق با دورههای پیشین و ازاینروست که عالم هنر را عالمی لایهای میدانند.
موضوعات