فصلنامه علمی شیعه شناسی

فصلنامه علمی شیعه شناسی

مطالعة تحلیلی بر مضامین عناصر شیعی در آثار فلزکاری کتیبه‌دار دورة صفوی در موزة خوی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 استادیار موسسه آموزش عالی اقبال لاهوری، مشهد، ایران
2 خوی - اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوی
3 استاد گروه پژوهش هنر، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
چکیده
از جمله آثار و شاخه‌های هنری ایران، هنر فلزکاری است که در طول تاریخ، به‌ویژه در مبحث هنرهای سنتی انعکاس‌دهنده دیدگاه‌های آیینی و مذهبی بوده ‌است. در این میان، آثار فلزی دوران صفوی حایز اهمیت بسیار است؛ زیرا این مقطع از دوره‌های پرشکوه هنر ایران به شمار می‌آید؛ ازآن‌رو که دولت یکپارچه‌ای را ایجاد نمود و موجب گسترش مذهب شیعه گردید. هدف از این پژوهش آشکار کردن تحولات پایه‌ای و دگرگونی شکل، تزیینات و محتوای اشیای فلزی این دوره با دو شاخص «مذهبی» و «ملی» است. بدین‌روی در پی دستیابی به پاسخ دو پرسش اصلی است: اول اینکه چرا هنرمندان دوره صفوی می‌خواستند برای بیان مضامین مذهبی و رویکردهای اجتماعی از اسامی دوازده امام‰، دعا و ابیات در وصف ائمه اطهار‰ در ساخت اشیای فلزی استفاده کنند؟ دوم اینکه حاکمان دوره صفوی می‌خواستند با حمایت هنرمندان، مضامین و عناصر شیعی را در تحول کدام ‌قالب‌هایِ شکلی در جامعه رونق دهند؟ این نوشتار با روش «توصیفی - تحلیلی» و با استفاده از منابع میدانی موزه‌ای و کتابخانه‌ای تدوین گردیده است. نتایج حاصل از این بررسی، علاوه‌ بر برجستگی‌های فرهنگی و هنری و ساختار مضامین شیعی در کتیبه‌‌های این دوره، گونه‌شناسی و به‌‌کارگیری انواع تزیینات گیاهی، تطبیق با دوره‌های پیشین، و استفاده از زبان و خط فارسی در دوره صفوی را نشان می‌دهد و بر این اساس، پژوهش حاضر بر این فرضیات استوار است که کلیات ساختار اشیای فلزی دوره صفوی گرچه پر از عناصر زیبایی‌شناسی درخور تبلیغ است، لیکن در بسیاری از موارد دربند تفکری ایدئولوژیک است که ‌باید در نقدی آشکار حاصل آن تشریح گردد.

تازه های تحقیق

پس از معرفی فلزکاری صفوی - همان‌گونه که از تحلیل اسناد به دست می‌آید - گرچه هنر فلزکاری عصر صفوی بر پایه سُنن قدیم ایرانی و مهارت فلزکاران با دیدی چندبُعدی درهم تنیده با شناخت‌های حِکَمی و گاهی با ایدئولوژی اسلامی بر پا شده است که می‌تواند در عصر تجدد به‌ بعد، حیاتی ترکیبی و امروزی بیابد، ولی عاملی که آن را از عناصر علمی یا قواعد زیبایی‌شناسی، ریاضی‌وار و گونه‌شناسی مصون می‌دارد درک و روحی سرشار از ظرفیت‌های پویا از سرشت ایرانیان اهل شوق است که شاید بتوان این شکل‌گیری را بهترین نوع از فهم تجربه و پیشرفت جمعی دانست. 

طراحان و نقاشان آن زمان با ابداع روش‌های جدید، موازین تازه‌ای در مکاتبِ خود ایجاد کردند و در موارد بسیاری شکل، ترکیب و ساختار اشیای تاریخی را که صورتی زُمخت و خَشن و بزرگ داشت، کنار گذاشتند و دست‌ به باز‌آفرینی زدند. در عصر صفویه، زیبایی و ظرافت جایگزین شدت و خشونتِ گذشته شد و با علم کار (اِرگونومی) و گونه‌شناسی اشیا، بیشتر کاربری مناسب آنها را مشخص می‌کردند. ایران اسلامی جای عربی‌گری را گرفت و فلزکاران این دوره با الهام از دو اصل «تشیّع» و  «ملی‌گرایی» که در آن زمان در تمام شئون اجتماع نفوذ یافته و در حال گسترش بود، بیشتر کار ‌کردند. 

اگر ما کلیت دین را می‌شناسیم و در پی پرهیز از تکراریم، چانچه فقط هدف از نگه‌داری این گنجینه‌ها را ملی‌گرایی صِرف بدانیم اینها نمادهای فرهنگ عامیانه‌اند که روحی سرکش ابیاتی از فخرالدین‌ عراقی یا غزلیات حافظ و مانند آن را برروی ظروف فلزی حکاکی و قلم‌زنی کرده است. اما کاربرد اصیل هنر فاخر را چگونه می‌توان با ‌جنبه‌ای قُدسی و بدون بهره از دین راه بُرد؟! با پیشینه یکتاپرستی که در نیاکان ما ایرانیان بوده، این مبحث نگاهی ارزشی پیدا می‌کند و بدین‌روی  حفظ آن از حیث خلاقیت و شاید نوعی فراتجددگرایی حایز اهمیت است. 

قابل ذکر آنکه جامی با این توصیف‌ها، اگر منقوش به‌ اسماء الله گردد، هرچند می‌توان در آن چیزی نوشید و جسم را سودی بخشید، ولی فراتر از جسم و بلکه روح، این جام شایسته نگه‌داشتن در گنجه و بر اوج منازل است و به ‌جایی رسیده که درخور آغوش یک موزه باشد تا با سیراب کردنِ چشم‌ها به‌طرقی دیگر، برای افرادی بیشتر چشم‌نوازی کند و تحسین آنها را برانگیزد و افتخار موزه‌داری در ایران و جهان باشد. 

اما اگر در این میان قصوری رخنه کند و در نگه‌داری آن بی‌احتیاط یا بی‌اراده باشیم، نه به نام یا جام، بلکه به روح هنر لطمه زده‌ایم. بنابراین تمام این سخنان نه ‌محور یک فلز منقوش، بلکه مربوط به‌ شناخت‌شناسی ماست از نوعی قیاس و تطبیق با دوره‌های پیشین و ازاین‌روست که عالم هنر را عالمی لایه‌‌ای می‌دانند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


  1. احسانی، محمدتقی (1386). هفت‌هزار سال هنر فلزکاری در ایران. چ تهران: علمی و فرهنگی.
  2. افروغ، محمد و نوروزی‌طلب، علیرضا (1389). «هویت اسلامی - ایرانی و فلزکاری عصر صفوی با تأکید بر کتیبه‌های موجود برروی آثاری فلزی»، فصلنامه مطالعات ملی. تهران: ش4، ص73-100.
  3. افروغ، محمد (1390). «مضامین و عناصر شیعی در هنر عصر صفوی با نگاهی به‌ هنر قالی‌بافی، نگارگری و فلزکاری»، مجله مطالعات ایرانی. کرمان: دانشکده علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر، ش20، ص25-52.
  4. افروغ، محمد و قانی، افسانه (1392). «پژوهشی در شیوه‌های ساخت و مضامین مکتب فلزکاری موصل؛ مطالعۀ موردی: صندوقچه و شمعدان بدرالدین لؤلؤ». نگره، تهران: ش28، ص27-40.
  5. الهی، محبوبه (1377). تجلی عاشورا در هنر ایران. مشهد: بنیاد و پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی.
  6. بلوکباشی، علی (1381). «باطل السِحر در: دائرة المعارف بزرگ اسلامی»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج11، تهران: مرکز دائرة‌ المعارف اسلامی، ص194-190.
  7. توحیدی، فائق (1394). فن فلزکاری در ایران و هنر. تهران: سمت.
  8. توحیدی، فائق (1386)، مبانی فلزکاری، نگارگری، سفالگری، بافته‌ها و منسوجات، معماری، خط و کتابت. تهران: سمیرا.
  9. پوپ، آتور و فیلیس، اکرمن (1387). سیری در هنر ایران (از دوران پیش از تاریخ تا امروز). زیر نظر سیروس پرهام، تهران: علمی و فرهنگی.
  10. جعفری، سیدسجاد و اکبری، محمد (1401). «نشانه‌شناسی نمادهای مذهبی در فلزکاری دوره صفوی»، علم و تمدن در اسلام. ش12، ص49-72.
  11. خلج امیرحسینی، مرتضی و فرشچیان، محمود (1387). رموز نهفته در هنر نگارگری. تهران: کتاب آبان.
  12. دهخدا، علی اکبر (1377). لغتنامه. تهران: دانشگاه تهران.
  13. رضازاده، طاهر (1395). «فلزکاری غرب ایران در قرن هفتم هـ.ق: کشف و شناسایی مکتبی جدید در تاریخ فلزکاری ایرانی اسلامی»، فصلنامه علمی پژوهش‌های باستان‌شناسی ایران. همدان: ش14، 179 – 188.
  14. زاده ایمانیان، زهرا و شادلو، داود (1402). «مقایسه گونه‌شناسانه آبریزهای فلزی دسته‌دار دوره پیشامغولی و دوره صفوی»، هنرهای کاربردی، تهران: ص38-50.
  15. سمسار، محمدحسن و دیگران (1377). «ابن‌صائغ عبدالرحمن بن یوسف»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ج8، تهران: مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
  16. شایسته‌فر، مهناز (1384). عناصر هنر شیعی در نگارگری و کتیبه‌نگاری تیموریان و صفویان. تهران: مؤسسه مطالعات هنر اسلامی.
  17. شریعت، زهرا (1387). «خط‌نگاره‌های قرآنی در قالی‌بافی و فلزکاری دوره صفوی»، ماه هنر. تهران: ش120، ص44-55.
  18. عموئیان، فروغ و بلخاری قهی، حسن و آژند، یعقوب (1401). «تحلیلی بر صور تحول در هنر فلزکاری دوره صفوی (با تأکید بر کاسه‌ها و جام‌ها)»، فصلنامه علمی نگره. تهران: ش64، ص127-141.
  19. فراست، مریم (1387). «نماد و نمود نام علی7 در هنر فلزکاری صفویه و قاجار»، ماه هنر. ش120، تهران: ص85-76.
  20. لک‌پور، سیمین (1375). سفیدروی. تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.
  21. عنایت، توفیق (1387). «عناصر هویت و فرهنگ ایرانی در آثار هنر اسلامی»، ماه هنر. تهران: ش12، ص32-43.
  22. نامور مطلق، بهمن (1385). «پیرامتنیت یا متن‌های ماهواره‌ای»، مقالات دومین هم‌اندیشی نشانه‌شناسی هنر. به ‌اهتمام حمیدرضا شعیری، تهران: فرهنگستان هنر، ص195-212.
  23. ملیکیان شیروانی، اسدالله (1385). «پژوهش در پیوستگی فلزکاری در دوره صفوی»، مجموعه مقالات اصفهان در مطالعات ایرانی. به‎کوشش رناتا هولد، ترجمه محمدتقی فرامرزی و سیدداود طباطبائی، تهران: فرهنگ هنر.
  24. ـــــــــــــــــ (1385). «دعاها و اشعار روی برنزهای صفوی»، هنر و معماری صفویه. به‌کوشـش شیا کبنی، ترجمه مزدا موحد، تهران: فرهنگستان هنر.
  25. مولازاده، فریبا (1399). «مطالعه تحلیلی نقوش خوشنویسی انسانی و گیاهی در تطبیق چند نمونه از شیشه‌های میناکاری دوره مملوکان در مصر و سویه با فلزکاری دوره‌های ایلخانی و تیموری در ایران»، هنرهای صناعی ایران. ش1 (پیاپی 4)، تهران: هنرهای صناعی ایران، ص175-190.
  26. ویلسون، کریستی (1366). تاریخ صنایع ایران. ترجمه عبدالله فریار، تهران: فرهنگسرا.
  27. هال، جیمز (1389). فرهنگ نگاره‌ای نمادها در هنر شرق و غرب. ترجمه رقیه بهزادی، چ چهارم، تهران: فرهنگ معاصر.
  28. یاوری، حسین (1387). فلزکاری، تهران: سوره مهر.
  29. Floor, W., (1987). Asnaf, In Ehsan Yarshater (ed). Encyclopeda Iranica, London: RKP, II, 772- 778,
  30. Nasr, S. H. (1974). Religion in Safavid Persia, Iranian Studies, 1-2, 7.
  31. http://www.vam.ac.uk.