فصلنامه علمی شیعه شناسی

فصلنامه علمی شیعه شناسی

تحلیل محتوای روایات علوی و نقد عقاید اهل نهروان از اولین قتل تکفیری اهل نهروان تا پایان جنگ نهروان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 دانشیار گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران.
چکیده
قتل تکفیری از اقدامات وحشیانه خوارج بودکه در جریانهای تکفیری معاصر به ویژه داعش هنوز ادامه دارد. جنگ مذهبی و مخدوش کردن چهره اسلام از پیامدهای سوءاین قتلهاست. پاسخ به این پرسش ضروری  است که امیرالمؤمنین(ع) در مواجهه با قتل‌های تکفیری خوارج، چه مضامینی را بیان کرده‌اند و آیا این مضامین همچنان در دوران معاصر قابل‌استفاده و کاربردی هستند؟این مقاله ابتدا با مراجعه به نهج‌‌البلاغه و کتب معتبر تاریخی، تمامی سخنان علوی‌ در باره خوارج از اولین قتل تکفیری آنان تا پایان جنگ نهروان را گردآوری کرده و سپس با استفاده از روش منسجم «تحلیل محتوای مضمونی»، به جداسازی مهم‌ترین مضامین اصلی و فرعی سخنان مذکور پرداخته است. نتیجه این تلاش، شناساییی10 خطبه، گفت‌وگو و نامه است که در چهارمضمون کلی (مقوله)طبقه بندی میشوند.. تحلیل این مضامین نشان می‌دهد که ۷۰ درصد محتوای این موارد بر تلاش امیرالمؤمنین(ع) برای نفی اتهامات تکفیری خوارج از خود و آگاه‌سازی آنان نسبت به ویژگی‌های فتنه‌انگیز خویش و اطرافیانشان متمرکز است. با توجه به این بخش، می‌توان گفت خوارج از لحاظ انگیزه و خلوص دینی با جریان‌های تکفیری امروزی تفاوت‌هایی دارند. 30 درصد باقیمانده مفاد چهار مقولۀ مذکور بر تلاش امام(ع) برای عبرت‌‌بخشی به خوارج ومحدودسازی مدارا با آنان  دلالت دارد و این حقیقت رابه آنها تفهیم میکند که منشأ اتهامات تکفیری آنها به امام(ع)، عملکرد نادرست خودشان بوده است. البته چه بسا برخی از مداراهای علوی با خوارج، از اقتضائات عصر کنونی نباشد‌.

تازه های تحقیق

با تکیه بر روش «تحلیل محتوای مضمونی» در بررسی سخنان امیرالمؤمنین† با خوارج، از اولین قتل تکفیری آنها تا پایان جنگ نهروان، نتایج ذیل حاصل شده است: 

در کلام امام، 12مضمون اصلی وجود دارد که قابلیت جاسازی در 4مضمون فراگیر (مقوله) را دارد.

قریب 70 درصد کلام امام† تشریح ویژگی‌های افراد درگیر اختلاف (ویژگی‌های برجستگان جنگ صفین) است، آن هم برای نفی اتهامات تکفیری خوارج از خود و نیز آگاه‌سازی خوارج از ویژگی‌های فتنه‌آفرین خود و اطرافیان‌ ایشان. 

30 درصد دیگر از کلام امام† تشریح ثمرات اختلافات سابق خوارج با خود (نتایج جنگ صفین)‌، میزان مدارای ایشان با خوارج و همچنین علل حمایت ایشان از عامل اختلاف (صلحنامۀ حکمیت) است، آن‌هم برای عبرت‌‌بخشی به خوارج، جذب آنان و تفهیم این حقیقت به آنها که صلحنامۀ حکمیت (یعنی: سرمنشا اتهامات تکفیری آنها به امام†) مخلوقِ اعمال و افکار نادرست خودشان بوده است و نه امام†. 

پربسامدترین مضامین اصلی کلام امام با سهم‌های 38 و 22 درصد­ - به‌ترتیب - در باب «ویژگی‌های فرقۀ خوارج» و سپس تبیین «ویژگی‌های خویش» است. پربسامدترین مضامین فرعی نیز با سهم‌های 11 و 10 درصد - به‌ترتیب - در باب «هدایت‌ناپذیری خوارج» و سپس «عدم توبۀ خویش از کفر و گمراهی» است. کثرت نسبی این مضامین بیانگر وفور اهمیت آنها نزد امام† است.

از تجزیه و تحلیل سخنان علوی در باب «ویژگی‌های فرقۀ خوارج» نتیجه گرفته می‌شود: 

1) افراد این فرقۀ تکفیری به حدی متعصب بودند که هدایت‌ناپذیر به نظر می‌رسیدند. 

2) آنها برخلاف معاویه و عمالش، اهل تفریط و تساهل دینی نبودند، بلکه اهل سخت‌گیری و افراط دینی بودند، غافل از آنکه افراطْ درست بسان تفریط، سبب خروج از تعادل (صراط ‌المستقیم) است. 

3) افراد مذکور مسلمانان غیرخودی (غیر خوارج) را نه تنها کافر، بلکه واجب ‌القتل می‌دانستند و بارزترین افراط دینی آنها نیز همین قتل‌های تکفیری بود. 

4) افراط‌های دینی خوارج به سبب جهل آنها به مفاهیم دینی و همچنین روحیۀ سرکش و افراط‌گرشان بود و نه بغض و عنادشان. به همین سبب، چه بسا خوارج به لحاظ انگیزه و خلوص دینی، از مصادیق تکفیری‌های امروزی نباشند و بلکه بسیار متعادل‌تر و موجه‌تر باشند. 

از تجزیه و تحلیل سخنان امیرالمؤمنین† در باب «ویژگی‌های خویش» نیز این نتیجه به‌دست می‌آید که آن حضرت از جانب خوارج «واجب ‌التوبه از کفر» دانسته می‌شد؛ زیرا نه تنها برای بازداشتن آنها از پذیرش حکمیت (یعنی کفر) از اجبار استفاده نکرده بودند، بلکه با این خواستۀ کافرانۀ آنها موافقت هم نموده بودند. 

اما امام† می‌‌فرمودند: توبه‌ ایشان از کفر، اولاً، لزومی ندارد؛ زیرا پذیرش حکمیت اصلاً کفر نبوده است. ثانیاًّ، مجاز هم نیست؛ زیرا نه تنها عصمت ائمه‰ و در نتیجه، شأن هدایتگری آنها را زیر سؤال می‌برد، بلکه استفاده از جبر و خفقان در امور دینی را نیز رواج خواهد داد.

امام† در فحوای سخنان خود، هرچند کفر بودن عمل حکمیت را رد می‌کردند - به سبب جواز قرآنی این عمل - لیکن خطا بودن پذیرش آن در جنگ صفین را - به علت وضوح مکاری معاویه - می‌پذیرفتند. با این حال، برخلاف خوارج، فاعل خطای یادشده را تنها خوارج می‌دانستند و نه خود؛ زیرا خوارج با اجبار و تفرقه‌افکنی و به عبارت دیگر، با سلب اختیار از امام†، ایشان را راضی به پذیرش حکمیت کرده بودند. 

در بخش «مدارای امام با خوارج» نیز مشاهده می‌شود که اگرچه خوارج مسبب انحراف مردم و خود نیز فرقه‌ای ضاله و تکفیری بودند، لیکن به سبب جهالت و عدم‌ عنادشان، امام† با آنها بسیار مدارا ‌می‌کردند، تا آنجا که کیفر آنها را تنها مقید به همدستی‌ آنها با قاتلان پیروانش کردند. البته به علت تفاوت خلوص دینی و همچنین اقتضائات عصر خوارج با خلوص دینی و اقتضائات عصر تکفیری‌های امروز، چه بسا این حد از نرمش و مدارای علوی از اقتضائات عصر امروزی نباشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


  1. قرآن کریم.
  2. ابن‌ ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة‌الله (1404ق)‌. شرح نهج البلاغه. قم: مکتبة المرعشی.
  3. ابن‌اعثم، ابومحمد احمد (1411ق)‌. الفتوح. بیروت: دارالأضواء.
  4. ابن‌‌بابویه، محمد بن على (1362). الخصال. قم: جامعه مدرسین.
  5. ابن ‌سعد، محمد (1410ق)‌. الطبقات الکبرى. بیروت: دارالکتب العلمیه.
  6. ابن‌حجر عسقلانى، احمد بن على (1415ق)‌. الإصابة فى تمییز الصحابه. بیروت: دارالکتب العلمیه.
  7. ابن‌حنبل، احمد (بی‌تا). المسند. قاهره: مؤسسة قرطبه.
  8. ابن‌عبدالعزیز، عبدالقادر (1424ق)‌. رسالة العمدة فی إعداد العدّة للجهاد. بیروت: مطبعة التوحید.
  9. ابن‌مزاحم، نصر (1404ق)‌. وقعة صفین. قم: منشورات مکتبة المرعشى النجفى.
  10. ابن‌منظور، محمد بن مکرم‏ (1414ق). لسان العرب‏. بیروت: دارالفکر.
  11. ابوحاتم رازى، محمد (1415ق)‌. الزینة فى الکلمات الاسلامیة. صنعاء: مرکز الیمنی.
  12. ابوحنیفه مغربی، نعمان بن محمد (1385ق). دعائم الاسلام، قم: مؤسسة آل البیت.
  13. برقى، احمد بن محمد (1371ق). المحاسن‏. ‏قم: دارالکتب الاسلامیه.
  14. بخاری، محمد بن اسماعیل (1422ق)‌. الجامع المسند. بیروت: دارطوق.
  15. بلاذرى، احمد بن یحیى (1417ق). جمل من انساب الأشراف. بیروت: دارالفکر.
  16. بن‌لادن، اسامة (بی‌تا)‌. آرشیو جامع کلمات و جملات بن‌لادن. دمشق: نشر موقع منبر التوحید و الجهاد.
  17. تفتازانی، سعدالدین (1409ق)‌. شرح ‌المقاصد. قم: شریف رضی.
  18. خطیب بغدادی، احمد بن علی (بی‌تا)‌. تاریخ بغداد. بیروت: دارالکتب العلمیه.
  19. ربانی گلپایگانی، علی (1387)‌. اهل‌ البیت. قم: موسسۀ امام صادق‌(ع)‌.
  20. زمخشرى، محمود بن عمر (1407ق)‌. الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل. بیروت: دارالکتاب العربی‏.
  21. سید رضی، محمد بن حسین (1374). نهج‌‌البلاغه. تحقیق صبحی صالح، قم: مرکز البحوث الاسلامیه.
  22. شهرستانی، عبدالکریم (1364)‌. الملل و النحل. قم: الشریف الرضی.
  23. طبرسى، فضل بن حسن (1372)‌. ‏‏مجمع البیان فی تفسیر القرآن‏. تهران: ناصر خسرو.
  24. طبری، محمد بن جریر (1387ق). تاریخ الأمم و الملوک. بیروت: دارالتراث.
  25. طوسی، محمد بن حسن (1387ق)‌. المبسوط فی فقه الامامیه. تهران: المکتبة المرتضـویه.
  26. فتال نیشابورى، محمد بن احمد (1375)‌. روضة الواعظین و بصیرة المتعظین. قم: رضى‏.
  27. مسعودی، على بن الحسین (1409ق)‌. مروج‌ الذهب و معادن‌ الجوهر. قم: دارالهجره.
  28. مسکویه، احمد بن محمد (1379)‌. تجارب ‌الأمم. تهران: سروش.
  29. مطهری، مرتضی (۱۳۸۹). مجموعه آثار. تهران: صدرا.
  30. مکارم شیرازی، ناصر (1390). پیام امیرالمؤمنین. قم: مدرسة الامام علی†.
  31. مکارم شیرازى، ناصر (1371). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الإسلامیه.
  32. موسوی، صادق (1426ق)‌. تمام نهج ‌البلاغه. مشهد: الاعلمی.
  33. نقیبی، سیدابوالقاسم (1396)‌، «احکام ثابت و متغیر در اسلام از نگاه علامه طباطبائی»، فصلنامۀ رشد آموزش قرآن و معارف اسلامی. ش103.
  34. نیشابوری، مسلم بن حجاج (بی‌تا). صحیح مسلم. بیروت: دارإحیاء التراث العربی.
  35. ورعی، سیدجواد (1386ش)‌. «مبانی فقهی جهاد ابتدایی»، نشریۀ حکومت اسلامی. ش43.
  36. یعقوبى، احمد بن وهب (بی‌تا). تاریخ الیعقوبى. بیروت: دارصادر.
  37. Berelson, B. (1954). Content analysis, In Handbook of Social Psychology. ed. by Gardner Lindzey, Cambridge, Mass: Addison- Wesley.
  38. Holsti, O. (1968). Content Analysis, In Handbook of Social Psychology, ed. by Gardner Lindzey and Elliot Aaronson. Reading, Mass: Addison- Wesley.
  39. Holsti, O. (1969). Content Analysis for the Social sciences and humanities, Reading, Mass: Addison- Wesley.