فصلنامه علمی شیعه شناسی

فصلنامه علمی شیعه شناسی

کارآمدی الگوی تحلیل گفتمان انتقادی ون لیوون در تحلیل متون نقر شده بر سکه‌های عصر شاه اسماعیل صفوی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور
2 تاریخ، علوم انسانی، پیام نور، تهران، ایران
چکیده
بازتولید اندیشة نهفته در هر متن با دستیابی به گفتمان‌هایی که کارگزاران اجتماعی در افکار عمومی می‌سازند، امکان‌پذیر است. ون لیوون در نظریه‌ای گفتمان­مدار از رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی، لایه‌های پنهان متن را با تأکید بر کارگزاران اجتماعی بررسی کرده و شیوه‌های بازنمایی آنها را آشکار ‌ساخته است. این پژوهش بر پایة مؤلفه‌های «جامعه‌شناختی- معنایی» در الگوی ون لیوون، متون نقر شده بر سکه‌های دورة شاه اسماعیل اول صفوی را به روش «توصیفی - تحلیلی» بررسی کرده و قابلیت کارکرد این رویکرد را در مطالعة متون نقر شده بر سکه‌ها سنجیده و شیوة بازنمایی کارگزاران اجتماعی در ساختارهای زبانی و رابطة ایدئولوژی و قدرت را در لایه‌های پنهان این متون نشان داده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد شاه اسماعیل اول علاوه بر استفاده از شعارهای روی سکه برای یکپارچگی هویت ملی و دینی مردم، از این متون برای تهدید دشمان، تشجیع سپاهیان و نشان دادن اقتدار و قدرت آسمانی خود بهره برده است. پرکاربردترین مؤلفة گفتمان­مدار در رسیدن به این اهداف، اظهار از گونة نام­دهی و طبقه‌بندی است.

تازه های تحقیق

در دوران صفوی میان فرهنگ عینی و ذهنی تمایز و تجانس دیده می‌شود. فرهنگ عینی دربر گیرندة تمام ‌ساخته‌های انسانی، اعم از مادی و غیر مادی (همانند فنون ضرب سکه) و استفاده از آن در گسترش تشیع است؛ جایی که آرمان‌های دینی رویدادهای سیاسی را در اوان دوران صفوی برجسته می‌سازد. اندیشه‌ و عقاید مذهبی به واسطة دست‌ساخته‌ها هویدا می‌گردد. به­عبارت دیگر، ارزش‌های ذهنی از طریق پول عینی می‌شوند، نه از آن جهت که امکان خرید و کسب منفعت را تسهیل می‌کنند، بلکه ازآن­رو که ارزش‌هایی مانند مذهب تشیع، قدرت صفوی و مشروعیت حاکم در سکه‌ها منعکس می‌شوند. 

بررسی سکه‌ها گذار از «پول - ماده» به «پول- نشانه» در دوران صفوی را تبیین می‌کند. هرچند ویژگى‌ عملکردی پول به­عنوان پشتوانة ارزش و واسطة مبادله است، اما با انتزاعی شدن کیفیت چیزها، سکه موفق مى‌شود ارزش چیزها را فراتر از صورت کمى محض و عددى، نمایندگى کند. بى‌اعتنا به ارزش مادی‌اش، سکه صورت نمادین محضی برای دنیای مادی پیدا مى‌کند و شکل یک نشانه را برای تبیین ارزش‌های معنوی می‌یابد؛ عملکردی که با توسعة دنیای امروزی از آن فاصله گرفته است.

سکه در تبلیغ تشیع دوازده امامی، به‌مثابه یک معادل عمومی، تمام ارزش‌ها و معانی را بیان می‌کند و خود هیچ­کدام را ندارد. فاقد هرگونه فردیت یا ویژگی ذاتی است، خنثا و یک شکل خالی است؛ اما خود تبدیل به یک پدیدة اجتماعی تام می‌شود که می‌توان تاریخ سیاسی و اجتماعی را از خلال آن روایت کرد و کشکمش‌های قدرت و کسب مشروعیت را به واسطة آن مشاهده نمود. 

تحولات گذشته در زمینة امور پولی با قدرت سکه در دست دولت ملازم بوده و مانند دیگر جنبه‌های پدیده‌های اجتماعی، قرن‌ها تغییر و تحول به خود دیده است. در تاریخ اجتماعی ایران، سکه حکم راوی یا رسانندة پیام را دارد؛ یعنی ارزشی بسیار بالاتر و متفاوت‌تر از آنچه پول را به «ابژه» تبدیل می‌کند. نظریة «ارزش» در درجه اول به اقتصاد تعلق داشت، اما معنای ضمنی بیشتر این آثار مستقیماً جامعه‌شناختی است. 

گذر به مبادلة پولی که جانشین اقتصاد مبتنی بر معاملة پایاپای شده، نتایجی به مراتب وسیع‌تر دارد. پول به­طور ­حتم بازرگانی و دادوستد را آسان می­کند، اما ضمن آن، انواع روابط اجتماعی‌ را که تفوق اقتصادی پولی ایجاد کرده است، هموار می‌سازد. در عصر صفوی سکه که در مالکیت اقتصادی، جنبه‌ای غیرشخصی (Impresonality) می‌یابد، وسیلة کسب قدرت و مشروعیت پراکنی در قلمرو سرزمینی است. 

در بررسی شعارهای شیعی منقوش بر سکه‌های ضرب شده توسط پادشاهان صفوی، وجوه بارز و مشترکی ملاحظه می‌گردد که با گذشت زمان اثرات آنها در فرهنگ عمومی ایرانیان نهادینه شده و به تدریج موجب تثبیت و گسترش پیوسته  مذهب و تمرکزگرایی جدید در میان آحاد مردم گردیده است. این وجوه مشترک را می‌توان این­گونه برشمرد:

1. آوردن شعار «علی ولی‌ الله» بر روی تمام سکه‌های عصر صفوی با هدف یکپارچگی دینی و ایجاد نهادهای مذهبی مرتبط با آن، به گونه‌ای که در عصر شاه­عباس، اصفهان قطب تشیع شد.

2. آوردن اسامی دوازده امام شیعه بر روی بسیاری از سکه‌ها با هدف تأکید بر نوع مسلک تشیع و تمایز آن از زیدیه و اسماعیلیان؛

3. ذکر عبارت «غلام علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام» از طرف اسماعیل اول و تهماسب اول بر روی سکه‌ها، موجب احساسی شدن تشیع سیاسی گردید و در دوران بعد، به اشکال دیگری تکرار شد؛ مانند عبارات «کلب آستان علی علیه‌السلام» و همچنین «کلب درگاه امیرالمؤمنین» از طرف شاه­سلطان حسین یا عبارت «بندة شاه ولایت» از طرف شاه­عباس اول (ترکمان، 1387‌، ص236)، شاه سلطان حسین و دیگران برای کسب مشروعیت از سوی مردم نواحی مرکزی ایران.

4. استفاده از آیات و ادعیه در برخی سکه‌ها که مصادف با وقایع تاریخی (مانند نبرد با ازبکان و جنگ با عثمانیان) بود، در آن برهة حساس تاریخی، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران در برابر حکومت قدرتمند عثمانی که تا آن زمان تمام کشورهای اسلامی خاورمیانه بجز ایران را به تصرف خود درآورده بود و داعیة تشکیل خلافت جهانی اسلامی را در سر می‌پرورانید، دستاوردی ارزشمند برای سلسلة صفوی و ایران بود و صفویان توانستند از طریق مذهب، این اقتدار و مشروعیت را حفظ کنند. 

علاوه بر این، استفاده از الگوی کنشگران اجتماعی در بررسی سکه‌ها نشان می‌دهد که شاه­اسماعیل اول صفوی با تفاوت ایدئولوژیکی که با عموم جامعه‌ای که زمام امورش را در دست گرفته بود و شروع محتاطانه‌ای در افراشتن علم اندیشه­هایش داشت و از مؤلفة «پوشیدگی» بهره می­برد، اما پس از اندکی که بر اسب مراد سوار شد، در بیشتر موارد چنان که طبیعت ضرب سکه است، نام­دهی، طبقه­بندی و تشخص­بخشی عمده شیوة وی در بهره بردن از مؤلفة گفتمان­مدار «اظهار» بود.

اما نکتة جالب توجه آنکه به نظر می‌رسد نوع ذکر نام و اظهار کنشگر ارتباط مستقیمی با موفقیت‌ها و شکست‌هایش دارد. وی از شعارهای نقر شده بر سکه‌ها برای تهدید دشمنانش استفاده می­کرد و با پنهان کردن نامشان، به صورت کنایی آنها را از اقدامات سوء برحذر می‌داشت و چون در اوج پیروزی و موفقیت بود، نامش در کنار نام خدا، پیامبر9 و ائمه اطهار‰ دو روی یک سکه قرار داشت و در یک رده طبقه­بندی و پیوند­دهی می‌شود. اما وقتی شکست می‌خورد و دیگر توان جبران نداشت، همچنان بر سکه‌ها نامش به­عنوان کارگزار اجتماعی ذکر می‌شود؛ لیکن همچون غلامی که اختیاری ندارد و امورش در دست تقدیر خداوند است و خود کنشگری منفعل است. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


1.        قرآن کریم (1374)، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، تهران، جامی.
2.        ابن بزاز اردبیلی، توکل بن اسماعیل (1373)، صفوة الصّفا (در ترجمه احوال، اقوال و کرامات شیخ صفی‌الدین اسحاق اردبیلی)، مقدمه و تصحیح غلامرضا طباطبائی، تهران، مجد.
3.        استریناتی، دومینیک (1387)، مقدمه‌ای بر نظریه‌های فرهنگ عامه، ترجمه ثریا پاک­نظر، تهران، گام نو.
4.        امینی هروی، صدرالدین ابراهیم (1383)، فتوحات شاهی (تاریخ شاه­اسماعیل از آغاز تا سال 920 هجری قمری)، تصحیح و تعلیق و توضیح و اضافات محمدرضا نصیری، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
5.        بارت، رولان (1399)، اس/ زد، ترجمه سپیده شکری‌پوری، تهران، افراز.
6.        باستانی پاریزی، محمدابراهیم (1367)، سیاست و اقتصاد عصر صفوی، چ چهارم، تهران، صفی‌علیشاه.
7.        بیگدلی، محسن (1400)، ریشه‌یابی زمینه‌های انحطاط دولت صفویه (از آغاز تا فروپاشی)، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
8.        پارسادوست، منوچهر (1381)، شاه تهماسب اول، چ دوم، تهران، شرکت سهامی انتشار.
9.        پارسادوست، منوچهر (1391)، از شاه اسماعیل دوم تا شاه عباس اول،  تهران، شرکت سهامی انتشار.
10.    پیرزاده ابدال زاهدی، حسن (1395)، سلسلة النسب صفویه، (بر اساس نسخه‌ای نویافته موّرخ به 1099 هجری قمری در کتابخانه ملی تهران)، تهران، ارمغان.
11.    ترابی طباطبائی، سید جمال (1350)، «سکه‌های شاهان اسلامی ایران»، نشریه موزه آذربایجان، تبریز، ش5.
12.    ترکمان، اسکندربیگ (1387)، تاریخ عالم‌آرای عبّاسی، به اهتمام و تنظیم ایرج افشار، چ چهارم تهران، امیرکبیر.
13.    چندلر، دانیل (1394)، مبانی نشانه‌شناسی، ترجمه مهدی پارسا، تهران، سوره مهر.
14.    حسینی فسایی، میرزا حسن (1367)، فارسنامه ناصری، تصحیح و تحشیه منصور رستگار فسایی، تهران، امیرکبیر.
15.    خواندمیر، غیاث­الدین (1353)، حبیب ‌السیر فی اخبار افراد بشر، مقدمه جلال‌الدین همایی، تصحیح متن زیر نظر محمد دبیرسیاقی، چ دوم، تهران، کتابفروشی خیام.
16.    خواندمیر، غیاث­الدین (1370)، تاریخ شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی، (ذیل تاریخ حبیب ‌السیر) تصحیح و تحشیه محمدعلی جرّاحی، تهران، نشرگستر.
17.    رابینیو دی بورگوماله، هـ . ل. (1353)، آلبوم سکه‌ها، نشان‌ها، و مهرهای پادشاهان ایران (از سال 1500 تا 1948 میلادی)، به اهتمام محمد مشیری، تهران، بی‌نا. 
18.    رابینیو دی بورگوماله، هـ . ل. (1353)، سکه‌های شاهان ایرانی: آلبوم سکه‌ها، نشان‌ها و مهرهای پادشاهان ایران، به اهتمام محمد مشیری، تهران، امیر کبیر.
19.    روملو، حسن بیک (1349)، احسن ‌التواریخ، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران.
20.    سرافراز، علی­اکبر و آورزمانی، فریدون (1379)، سکه‌های ایران از آغاز تا دوران زندیه، تهران، سمت.
21.    سیوری، راجر (1397)، ایران عصر صفوی، ترجمه کامبیز عزیزی، چ بیست و نهم، تهران، نشر مرکز.
22.    شریعت‌زاده، سیدعلی­اصغر (1390)، سکه‌های ایران زمین، تهران، پازینه.
23.    صفت‌گل، منصور (1381)، ساختار نهاد و اندیشه دینی در ایران عصر صفوی، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
24.    علاءالدینی، بهرام (1394)، سکه‌های ایران از طاهریان تا خوارزمشاهیان، تهران، میردشتی.
25.    علاءالدینی، بهرام (1397)، سکه‌های ایران: دوره گورکانیان (تیموریان)، تهران، پازینه.
26.    علاءالدینی، بهرام (1391)، سکه‌های مسی ایران، فلوس دوره‌های صفوی تا قاجار، تهران، یساولی.
27.    قائینی، فرزانه (1388)، سکه‌های دوره صفویه، تهران، پازینه.
28.    کوزر، لیوئیس (1382)، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی. 
29.    کیمبریج (1393)، تاریخ ایران (دوره صفوی)، ترجمه یعقوب آژند، چ ششم، تهران، جامی.
30.    کیویستو، پیتر ( 1387)، اندیشه‌های بنیادی در جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی.
31.    فریزبی، دیوید و سه­یر، درک (1374)، جامعه، ترجمه احمد تدین و شهین احمدی،  تهران، آران.
32.    مته، رودی و فلور، ویلم ام و کلاوسون، پاتریک (1396)، تاریخ پولی ایران از صفوی تا قاجار، ترجمه جواد عباسی.
33.    مزاوی، میشل م. (1388)، پیدایش دولت صفوی، ترجمه یعقوب آژند، چ دوم، تهران، گستره.
34.    مشیری، محمد (1351)، سکه‌های شاه اسماعیل اول، تهران، گوتنبرگ.
35.    مؤلف ناشناس (1398)، جهانگشای خاقان (تاریخ شاه اسماعیل)، مقدمه و پیوست‌ الله دتا مضطر (مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان ـ اسلام‌آباد)، چ دوم، تبریز، دانشگاه تبریز.
36.    میرفخرایی، تژا (1383)، فرایند گفتمان‌، تهران‌، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها.
37.    واندنبرگ، فردریک (1386)، جامعه‌شناسی گئورگ زیمل، ترجمه عبدالحسین نیک‌گهر، تهران، توتیا.
38.    Fairclough, N., Wodak, R. (1997), “Critical Discourse Analys”, in: T.A.V. (ed.) studies.
39.    Fairclough, N. (2002), “Critical Discourse Analysis and the marketization of Public Discourse”, in: Toolan, M. (ed.) Critical Discourse Analysis, London, Routledge, vol. 2.
40.    Van Dike, T. (1998), “Opinions and Ideologies in the press”, in:   Approaches to Media Discourse, (ed.) by: Bell, A. and peter Garrett, Oxford, Blackwell, pp. 21-63.
41.    Van Leeuwen, T. (1996), “The representation of social actors”, Texts and Practices; readings, in: Critical Discourse Analysis. C.R. Caldas  (ed.), London, Routledge,
42.    Van Leeuwen, T. (2008), Discourse and Practice, New Tools for Critical Discourse Analysis, Oxford University Press.
43.    Wodak, R. & Mayer, M. (2001), Methodes of Critical Discourse Analysis, London, SAGE Publication.