نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
در دوران صفوی میان فرهنگ عینی و ذهنی تمایز و تجانس دیده میشود. فرهنگ عینی دربر گیرندة تمام ساختههای انسانی، اعم از مادی و غیر مادی (همانند فنون ضرب سکه) و استفاده از آن در گسترش تشیع است؛ جایی که آرمانهای دینی رویدادهای سیاسی را در اوان دوران صفوی برجسته میسازد. اندیشه و عقاید مذهبی به واسطة دستساختهها هویدا میگردد. بهعبارت دیگر، ارزشهای ذهنی از طریق پول عینی میشوند، نه از آن جهت که امکان خرید و کسب منفعت را تسهیل میکنند، بلکه ازآنرو که ارزشهایی مانند مذهب تشیع، قدرت صفوی و مشروعیت حاکم در سکهها منعکس میشوند.
بررسی سکهها گذار از «پول - ماده» به «پول- نشانه» در دوران صفوی را تبیین میکند. هرچند ویژگى عملکردی پول بهعنوان پشتوانة ارزش و واسطة مبادله است، اما با انتزاعی شدن کیفیت چیزها، سکه موفق مىشود ارزش چیزها را فراتر از صورت کمى محض و عددى، نمایندگى کند. بىاعتنا به ارزش مادیاش، سکه صورت نمادین محضی برای دنیای مادی پیدا مىکند و شکل یک نشانه را برای تبیین ارزشهای معنوی مییابد؛ عملکردی که با توسعة دنیای امروزی از آن فاصله گرفته است.
سکه در تبلیغ تشیع دوازده امامی، بهمثابه یک معادل عمومی، تمام ارزشها و معانی را بیان میکند و خود هیچکدام را ندارد. فاقد هرگونه فردیت یا ویژگی ذاتی است، خنثا و یک شکل خالی است؛ اما خود تبدیل به یک پدیدة اجتماعی تام میشود که میتوان تاریخ سیاسی و اجتماعی را از خلال آن روایت کرد و کشکمشهای قدرت و کسب مشروعیت را به واسطة آن مشاهده نمود.
تحولات گذشته در زمینة امور پولی با قدرت سکه در دست دولت ملازم بوده و مانند دیگر جنبههای پدیدههای اجتماعی، قرنها تغییر و تحول به خود دیده است. در تاریخ اجتماعی ایران، سکه حکم راوی یا رسانندة پیام را دارد؛ یعنی ارزشی بسیار بالاتر و متفاوتتر از آنچه پول را به «ابژه» تبدیل میکند. نظریة «ارزش» در درجه اول به اقتصاد تعلق داشت، اما معنای ضمنی بیشتر این آثار مستقیماً جامعهشناختی است.
گذر به مبادلة پولی که جانشین اقتصاد مبتنی بر معاملة پایاپای شده، نتایجی به مراتب وسیعتر دارد. پول بهطور حتم بازرگانی و دادوستد را آسان میکند، اما ضمن آن، انواع روابط اجتماعی را که تفوق اقتصادی پولی ایجاد کرده است، هموار میسازد. در عصر صفوی سکه که در مالکیت اقتصادی، جنبهای غیرشخصی (Impresonality) مییابد، وسیلة کسب قدرت و مشروعیت پراکنی در قلمرو سرزمینی است.
در بررسی شعارهای شیعی منقوش بر سکههای ضرب شده توسط پادشاهان صفوی، وجوه بارز و مشترکی ملاحظه میگردد که با گذشت زمان اثرات آنها در فرهنگ عمومی ایرانیان نهادینه شده و به تدریج موجب تثبیت و گسترش پیوسته مذهب و تمرکزگرایی جدید در میان آحاد مردم گردیده است. این وجوه مشترک را میتوان اینگونه برشمرد:
1. آوردن شعار «علی ولی الله» بر روی تمام سکههای عصر صفوی با هدف یکپارچگی دینی و ایجاد نهادهای مذهبی مرتبط با آن، به گونهای که در عصر شاهعباس، اصفهان قطب تشیع شد.
2. آوردن اسامی دوازده امام شیعه بر روی بسیاری از سکهها با هدف تأکید بر نوع مسلک تشیع و تمایز آن از زیدیه و اسماعیلیان؛
3. ذکر عبارت «غلام علی بن ابیطالب علیهالسلام» از طرف اسماعیل اول و تهماسب اول بر روی سکهها، موجب احساسی شدن تشیع سیاسی گردید و در دوران بعد، به اشکال دیگری تکرار شد؛ مانند عبارات «کلب آستان علی علیهالسلام» و همچنین «کلب درگاه امیرالمؤمنین» از طرف شاهسلطان حسین یا عبارت «بندة شاه ولایت» از طرف شاهعباس اول (ترکمان، 1387، ص236)، شاه سلطان حسین و دیگران برای کسب مشروعیت از سوی مردم نواحی مرکزی ایران.
4. استفاده از آیات و ادعیه در برخی سکهها که مصادف با وقایع تاریخی (مانند نبرد با ازبکان و جنگ با عثمانیان) بود، در آن برهة حساس تاریخی، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران در برابر حکومت قدرتمند عثمانی که تا آن زمان تمام کشورهای اسلامی خاورمیانه بجز ایران را به تصرف خود درآورده بود و داعیة تشکیل خلافت جهانی اسلامی را در سر میپرورانید، دستاوردی ارزشمند برای سلسلة صفوی و ایران بود و صفویان توانستند از طریق مذهب، این اقتدار و مشروعیت را حفظ کنند.
علاوه بر این، استفاده از الگوی کنشگران اجتماعی در بررسی سکهها نشان میدهد که شاهاسماعیل اول صفوی با تفاوت ایدئولوژیکی که با عموم جامعهای که زمام امورش را در دست گرفته بود و شروع محتاطانهای در افراشتن علم اندیشههایش داشت و از مؤلفة «پوشیدگی» بهره میبرد، اما پس از اندکی که بر اسب مراد سوار شد، در بیشتر موارد چنان که طبیعت ضرب سکه است، نامدهی، طبقهبندی و تشخصبخشی عمده شیوة وی در بهره بردن از مؤلفة گفتمانمدار «اظهار» بود.
اما نکتة جالب توجه آنکه به نظر میرسد نوع ذکر نام و اظهار کنشگر ارتباط مستقیمی با موفقیتها و شکستهایش دارد. وی از شعارهای نقر شده بر سکهها برای تهدید دشمنانش استفاده میکرد و با پنهان کردن نامشان، به صورت کنایی آنها را از اقدامات سوء برحذر میداشت و چون در اوج پیروزی و موفقیت بود، نامش در کنار نام خدا، پیامبر9 و ائمه اطهار دو روی یک سکه قرار داشت و در یک رده طبقهبندی و پیونددهی میشود. اما وقتی شکست میخورد و دیگر توان جبران نداشت، همچنان بر سکهها نامش بهعنوان کارگزار اجتماعی ذکر میشود؛ لیکن همچون غلامی که اختیاری ندارد و امورش در دست تقدیر خداوند است و خود کنشگری منفعل است.
موضوعات