نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
گفتمانهای دروندینی نهاد روحانیت درباره حجاب و پوشش زنان، متأثر از شرایط و فرهنگ زمانه، دچار دگرگونی و تحولی عمیق شده است. همچنین با عنایت به اقتضائات و شرایط زمینه و زمانه، بخش قابل توجهی از روحانیت، بهویژه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سعی خود را مصروف ارائه تفسیر عقلپسند و کارآمد از آموزههای دینی نموده است؛ تفسیری که مزید بر همخوانی با شرایط فرهنگی جامعة امروز، بتواند پاسخگوی نیازهای روزمره زندگی عاملان اجتماعی باشد و از این طریق علاوه بر ایفای کارکرد تبلغی خود در مقام تشویق کنشگران اجتماعی به دینورزی مؤمنانه، آنان را در مواجهه شناختی با آموزههای دینی متقاعد سازد. کاربست رویکرد مذکور در خصوص حجاب و پوشش زنان و نیز متعلقات آن، مشتمل بر حدود، قلمرو و چگونگی حجاب، موجد ارائه و برساخت اجتماعی نوعی الگو از حجاب گردید که با حضور و فعالیتهای اجتماعی بانوان تعارض و تنافر نداشته باشد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، اتفاق نظر پیشین در نهاد روحانیت درباره حجاب، جای خود را به چندین گفتمان دروندینی متضاد و بعضاً متخاصم داده است. گفتمان «سنتی» حجاب و پوشش با یادآوری عدم حضور قدرتمند آن در عرصة حیات اجتماعی، به یک امر صرفاً دیدگاهی در مراکز علمی تبدیل گردیده و طرفدارانی نیز پیدا نموده است.
از سوی دیگر، گفتمان «تحولگرا» عرصة حیات اجتماعی ایرانیان را در اختیار گرفت و تاکنون نیز همچنان سیطرة خود را بر حوزه عمومی محفوظ نگه داشته است و در حوزه نیز اکنون بهمنزله گفتمان مسلط، ظاهر شده است.
سرانجام، گفتمان «تجددخواه» حجاب و پوشش، یا همان گفتمان نواندیشی دینی و «حجاب حداقلی» متأثر از جریانهای فمینیستی و در رقابت با گفتمان «سنتی» و «تحولگرای» حجاب و پوشش پا به عرصة وجود گذاشت و کمابیش طرفدارانی را نیز بهدست آورد. گفتمان مذکور از حیث مبانی و پیشفرضها، در تعارضی آشکار با دو گفتمان «سنتی» و «تحولخواه» قرار دارد.
نتیجه مجموع مباحث مطرحشده اظهار این سخن است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نهاد روحانیت در ارتباط با حجاب و مسائل مربوط به زنان، دو سنخ مواجهه را تجربه نموده است:
بهموجب تجربه نخست، نهاد روحانیت ذیل «مواجهه فعال، کنشی و نقادانه»
با اقتضائات دستاوردهای امروزی و اصولاً زمینه و زمانه جدید، در مقام ارائه الگویی کارآمد و مطابق با شرایط روز جامعه از حجاب و روابط اجتماعی زن و مرد ظاهر میگردد و همزمان، ضمن رؤیتپذیر نمودن اشکالات، چالشهای انگارههای نظری و عملی مسلط و رایج مندرج در الگوواره غربی، آثار زیانبار برخاسته از نوع صورتبندی پوشش زن و وجوه زیباییشناختی او در فرهنگ امروزی را به صورت اساسی و تمامعیار نقد میکند.
مواجهه دوم نهاد روحانیتِ پساانقلاب اسلامی با شرایط و اقتضائات جدید میتواند «مواجهه منفعلانه و واکنشی» نام نهاده شود. همزمان هر دو گفتمان «سنتی» و «نواندیشی دینی» در مورد حجاب و پوشش زنان، اگرچه از مدخلهای متفاوت، ذیل عنوان مواجهه منفعلانه و واکنشی واقع میشوند؛ بدین معنا که گفتمان سنتی حجاب و پوشش صرفنظر از کمترین التفات خاطر به تحولات و شرایط جدید، نفی، طرد و اعراض از جهان جدید
را در دستور کار خود قرار میدهد و در پی آن، به ترویج همان الگوی رایج از حجاب
و روابط زن و مرد در صد سال پیش از این میپردازد. از دیگر سو، گفتمان «تجددخواه»
در موضعی متقابل با گفتمان سنتی، در مقام پذیرش فرهنگ و ارزشهای امروزی ناظر
به حجاب و متعلقات آن، به ویژه به دور از نقد و تنقیح آموزههای امروزی قرار
میگیرد.
بهنظر میرسد گفتمان «تحولخواه» علیرغم تلاش وافر در جهت مفصلبندی خود، بهگونهای منطبق با نیازها و شرایط زمانه و ارائه تفسیری مناسب از آموزههای دینی برای پاسخگویی به نیازهای عاملان اجتماعی، هنوز توفیق لازم را در اینباره بهدست نیاورده است. با وجود تلاشهای گسترده علمی و بهکارگیری انواع ابزارها و امکانات فراوان مدیریتی بهوسیله گفتمان «تحولخواه» برای غلبة نظام معنایی و کردارهای گفتمانی متناظر با خود، الگوهای غربی بهصورت متزایدی از رواج و گستردگی قابل ملاحظهای در جامعه برخوردار است.
گمانه نویسندگان مقاله درباره عدم توفیق یاد شده، یکی معطوف به غفلت و بیخبری گفتمان «تحولخواه» از امکانات و تفوق گسترده رسانهای گفتمان رقیب (نظیر ماهواره، اینترنت، و شبکههای اجتماعی) است که علاوه بر تسخیر صدر تا ذیل حیات فردی و اجتماعی کنشگران اجتماعی، صورتبندیهای مشخصی از کنش اجتماعی را نیز تولید و بازتولید مینماید.
عامل دوم در ارتباط با عدم توفیق گفتمان «تحولخواه» را احتمالاً بتوان در غفلت کارگزاران آن از پیچیدگی و چندبعدی بودن مسئله حجاب و پوشش جستوجو کرد. در این میان، مدیریت و بازتولید بدن بهمثابه یک برساخته اجتماعی، از جمله وجوه جدید بار شده بر بدن زیستی و ظاهری است که تاکنون بهطور شایسته متعَلَق توجه گفتمان «تحولخواه» حجاب و پوشش قرار نگرفته است و گفتمان مذکور همزمان با تغافل از ابواب نظری جدید در جامعهشناسی بدن، همچنان بر مطالعه حجاب از چشمانداز محدود سنتی اصرار میورزد.
گفتمان «تحولخواه» حجاب و پوشش اگرچه متأثر از فضای آرمانی خلقشده در بدو پیروزی انقلاب اسلامی و اقتضائات جنگ تحمیلی اقبال گستردة عامه مردم جامعه ایران را به دست آورد، اما سلطة آن در ادامه تحولات و تغییرات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در دوره پساجنگ، از سوی گفتمانهای رقیب به چالش کشیده شد و بهواسطه بسط بلامنازع جامعه شبکهایشده و گسترش ابزارهای نوین رسانهای (همچون اینترنت، ماهواره و شبکههای اجتماعی) دچار بیقراری و وارفتگی شدید در برابر گفتمانهای رقیب بروندینی گردید و با وجود همه جد و جهدهای خرجشده، قادر به حاشیهای ساختن گفتمان رقیب و ممانعت از طی طریق آن در مسیر تغلیب خود نیست.
موضوعات