نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
واقعهی عاشورا با وجود آنکه رخدادی تاریخی است، در حقیقت اشاره به سفری علوی و ملکوتی دارد؛ سفری که در آن، جسم از عالم ماده جدا شده و به مقصد نهایی، یعنی لقاءالله میپیوندد. پرسش اصلی این پژوهش آن بود که نور و رنگ در پنج اثر عاشورایی استاد فرشچیان، تداعیکنندهی کدام مفاهیم دینی و معنوی هستند؟
پاسخ به این پرسش، در گرو شناخت مراتب نوری و جایگاه انسان در مسیر سلوک عرفانی است. تفاوت انوار، بسته به شدت و ضعف آنها، برای هر سالک متفاوت است و طی این مراتب، نتیجهی کسب معرفت و آگاهی است. در حقیقت، هر انسانی به اندازهی اشراق درونی خود، از حقیقت بهرهمند میشود.
مضامین مرتبط با نور و رنگ، در حکمت دو عارف مسلمان، شیخ اشراق و نجمالدین کبری، بهتفصیل بیان شدهاند. هر دو مکتب بر کشف و شهود و طریقت کیمیا تأکید دارند؛ طریقتی که نهایت آن رسیدن به مقام لقاءالله است. این مسیر به عالم اعلا، عالم هورقلیا یا همان اقلیم هشتم منتهی میشود؛ جایی که نور محض سبب کمال انسان میگردد و مشاهدهی حقیقت در پرتو نورهای رنگی ممکن میشود.
در آثار عاشورایی فرشچیان، میتوان این مفاهیم عرفانی را با توجه به نظریات سهروردی و نجمالدین کبری دریافت. نور محض که از نورالانوار ذات الهی نشئت میگیرد، در قالب رنگهایی با معانی معرفتی، وجههای وجودی یافته و در نگارهها به منصهی ظهور رسیده است. نمونهی بارز آن کنار رفتن پردهی اسرار غیب در نگارهی «عصر عاشورا» است.
این موضوع بیانگر تأثیر عرفان و آراء عرفا در آثار هنرمند است؛ تأثیری که نه به صورت آنی، بلکه در لحظهی خلق اثر و از طریق الهامات درونی و باورهای مذهبی بر ذهن هنرمند وارد میشود. هنرمندِ عارف با چشم دل و غلبه بر نفس، از زنگارهای روزگار رها میشود تا بتواند دریافت حقیقی خود از معنای ذات احدیت را از طریق نور و رنگ، در اثر هنری متجلی سازد.