خوانشی بر معانی واژگان سوگند در گفتمان علوی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه گلستان

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبائی

چکیده

استفاده از الفاظ سوگند، یکی از کهن­ترین شیوه­های تأکید کلام است که قدمتی دیرینه در فرهنگ و زبان عربی دارد. این­گونه تأکید، به دلایل متعددی انجام می­گیرد که از آن جمله می­توان به ضعیف بودن امکان تحقق موضوع، غرابت موضوع و یا منکر بودن مخاطب نسبت به آن اشاره کرد. واژگان سوگند در زبان عربی، از تعدد و تنوعی بی­مانند برخوردار است. یکی از بارزترین نمونه­ های تعدد اسلوب قسم و تفاوت­های کاربرد آن را در کتاب بی­نظیر نهج‌البلاغه می­توان مشاهده نمود. این پژوهش، به بررسی رابطه میان واژگان قسم، مقسم­­به­ها و مقسم­علیه­های این کتاب می­پردازد تا با نشان دادن تفاوت کاربرد و موضع کاربرد هر واژه، پرده از ظرایف و زیبایی­های دلالی و معنایی آن بردارد. بررسی مفهوم انواع سوگند در نهج‌البلاغه، نشان می­دهد که تمامی واژگان سوگند، در دلالت بر معنای تأکید مشترکند ولی در عین حال، هر یک دلالت معنایی متفاوت از آن دیگری دارد که از لحاظ مفهوم، پیوند معنایی محکمی با مقسم­علیه مؤکد دارد؛ چنان‌که جایگزینی هر واژه مشابهی، کاهش بلاغت معنایی آن را موجب می­شود.

تازه های تحقیق

نتیجه

سوگند یکی از اسالیب تأکید کلام است و زمانی به کار می­رود که مقسم­علیه به دلایل متعدد، به سادگی پذیرش مخاطب را جلب نکند و نیازمند تأکید از جانب متکلم باشد. سوگند در زبان عربی، الفاظ گوناگونی دارد که به فراخور مقام و موقعیت و بر حسب نوع مقسم­علیه متغیر است. بر اساس پژوهشی که در سوگندهای نهج‌البلاغه انجام شد، این نتیجه به دست آمد که امام علی7، از هر لفظ، بهترین و بیش‌ترین بهره معنایی ممکن را برده‌اند.

سوگند «قسم» در نهج‌البلاغه، برای مقسم­علیهی به کار رفته که مخاطب وقوع آن را انکار می‌کند و تنها شخص متکلم مدعی وقوع آن است. سوگند «حلف»، زمانی به کار می‌رود که مقسم­علیه به تأکید بسیار زیاد نیاز دارد. سوگند «نشد»، زمانی به کار می­رود که متکلم با تأکید، وقوع مقسم­علیه را از مخاطب درخواست دارد. سوگند «أولی»، برای مواردی به کار می­رود که متکلم، نهایت تلاش خود را برای وقوع مقسم­علیه نشان می­دهد. سوگند «لعمرالله»، برای مواردی به کار می­رود که متکلم، به دوام و ماندگاری مقسم­علیه برای مدتی طولانی و یا زمانی دائم اعتقاد دارد. سوگند به «لعمری»، نشانه تلاش متکلم برای وقوع مقسم­علیه در حد گذشتن از جان است. سوگند «وایم الله» برای مقسم‌علیهی به کار می­رود که حصول آن نیازمند قدرت و نیروی جسمانی یا معنوی است. در سوگند به «الذی»، عادتاً میان صله موصول و مقسم­علیه، پیوندی محکم وجود دارد که این پیوند، در بیش‌تر موارد، از نوع تشبیه ضمنی است. سوگند «تالله»، برای مقسم­علیهی به کار می­رود که مورد انکار و مایه شگفتی مخاطب است. سوگند «والله» نیز جنبه تأکید عام دارد؛ از این‌رو، بیش‌ترین میزان کاربرد را در میان انواع سوگند در کتاب نهج‌البلاغه داراست. هم‌چنین برخی از مقسم­علیه‌ها به دلیل اهمیت خاص خود در نهج‌البلاغه، چندین بار و با واژگان مختلف سوگند، وارد شده است؛ مانند سوگند امام7 در فروپاشی حکومت بنی­امیه که با واژگان والله، وایم الله و أقسم تأکید شده است. دلیل این امر نیز اقتدار و شکوه حکومت بنی­‌امیه در زمان حکومت امام7 بود که عده زیادی را به خود جذب و از اطراف امام7 پراکنده کرد. به همین دلیل به فروپاشی دولت آنان، با سوگندهای گوناگونی تأکید گردید تا مایه تذکر و بازگشت غافلان فریب­خورده باشد.

کلیدواژه‌ها


 
قرآن کریم
ابن‌فارس، معجم مقاییساللغة، چاپ اول، بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 2001.
ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق محمدحسین شمس‌الدین، چاپ اول، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1419.
ابن‌منظور، لسان العرب، چاپ سوم، بیروت: دارصادر، 1414.
اسماعیل بن عباد، المحیط فیاللغة، تحقیق محمدحسن آل‌یاسین، 1994.
امرؤالقیس، الدیوان، تحقیق محمدابوالفضل ابراهیم، چاپ چهارم، مصر: دارالمعارف، بی­تا.
انباری، اسرارالعربیة، دراسة و تحقیق محمدحسین شمس‌الدین، منشورات محمد على بیضون، چاپ اول، بیروت: دارالکتب العلمیة،  1997.
بدرالدین أمیمة، «أسلوب القسم فی الحدیث النبوی»، مجلة جامعة دمشق، ج26، العدد الثالث و الرابع، ص47-87، سنة2010.
جاحظ، البیان و التبیین، تحقیق عبدالسلام هارون، القاهرة: مکتبة الخانجی، بی­تا.
راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، چاپ اول، بیروت: دارالعلم،  1412.
زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، چاپ سوم، بیروت: دارالکتب العربی، 1407.
سامرائی، فاضل، معانی النحو، چاپ اول، بی‌جا، مؤسسة التاریخ العربی للطباعة و النشر، بی­تا.
سیبویه، الکتاب، تحقیق عبدالسلام محمد هارون. بی‌جا: دار القلم، 1966.
سیوطی، الإتقان فی علوم القرآن، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، صیدا: المکتبة العصریة، 1987.
شرتونی، مبادئالعربیة، چاپ پانزدهم، تهران: انتشارات اساطیر، 1389.
شوکانی الیمنی، نیل الأوطار، تحقیق عصام­الدین الصبابطی، چاپ اول، مصر: دارالحدیث، 1993.
طریحی، فخرالدین، مجمع البیان، چاپ سوم، تهران: نشر مرتضوی، 1375.
عون، علی ابوالقاسم، اسلوب القسم و اجتماعه مع الشرط فی رحاب القرآن الکریم، لیبیا: منشورات جامعة الفاتح، 1992.
فراهیدی، خلیل بن أحمد، کتاب العین، چاپ دوم، قم: انتشارات هجرت، 1410.
فیروزآبادی، القاموس المحیط، تحقیق مکتب تحقیق التراث فی مؤسسة الرسالة بإشراف محمد نعیم العرقسُوسی، ط الثامنة، بیروت: مؤسسة الرسالة للطباعة والنشر والتوزیع، 2005.
قرشی، سیدعلی‌اکبر، قاموس قرآن، چاپ ششم، تهران: دارالکتب الإسلامیة، 1371.
مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360.
مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی فارسی، بی­تا.
نهج‌البلاغه، تحقیق فیض الإسلام، تهران: انتشارات فقیه، 1381.
نهج‌البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، چاپ چهارم، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1371.