امالی‌نویسی در تاریخ حدیث شیعه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

نویسنده

چکیده

پژوهش حاضر کوشیده است سیر نگارش امالی در حدیث شیعه را بررسی کند. سابقة امالی‌نویسی در حدیث شیعه، به عصر رسول خدا9 می‌رسد، به گونه‌ای که اولین امالی در زمان حیات ایشان و به املای آن حضرت و خط حضرت علی7 سامان یافت. در دوران حضور امامان معصوم: شاهد پدید آمدن این قبیل آثار هستیم که «امالی» هشام بن حکم، «امالی» نوبختی، و «امالی» ابوبکر بن عیّاش از آن جمله‌اند. پس از این دوران، یعنی عصر غیبت، نیز تعداد قابل توجهی از محدّثان به امالی‌نویسی همّت گماشته و آثار فاخری از خود برجای نهاده‌اند. «امالی» شیخ مفید، «امالی» شیخ طوسی، «امالی» شیخ صدوق، «امالی» ابوالمفضل شیبانی و «امالی» ناصر کبیر از مهمترین این کتاب‌ها به شمار می روند.

کلیدواژه‌ها


مقدّمه

مکتب اهل بیت: از همان ابتدا بر حفظ سنّت رسول گرامی9 و سیره و سخنان ائمّه بزرگوار: تأکید داشته و بر حفظ بزرگ­ترین میراث و منبع دین پس از قرآن، یعنی احادیث، پای فشرده است. در این زمینه، برای تدوین و نگه­داری حدیث، از شیوه­های گوناگونی استفاده گردیده و تلاش شده است احادیث معصومان: در فراز و فرود زمان و با وجود تهدیدهای گوناگون، به نسل­های بعد منتقل شود و از گزند نابودی در امان بماند.

نگارش حدیث مطمئن­ترین شیوه برای حفظ این گنجینة ارزشمند بوده و از همان ابتدا، پیامبر و ائمّة اطهار: بدان سفارش کرده­اند. بی‌گمان یکی از بهترین راه­های نگارش «امالی­نویسی» بوده است؛ شیوه‌ای که به خاطر سبک خاص خود، این فرصت را به وجود می­آورد که احادیث شریف با دقت نظر و تعمق بیشتر مطمح نظر و استفاده قرار گیرند و نیزبه نسل­های آتی منتقل شوند، تا جایی که اعتبار این شیوه تدوین و تحمّل حدیث را همپای «اصل» قرار می­دهد.

هدف این تحقیق آن است که سیر امالی­نویسی در حدیث شیعه را بررسی کند و سیاهه­ای هرچند اجمالی و مختصر از این کتب ارزشمند ارائه دهد. تنها اثری که پیش از این پژوهش به بررسی این مطلب پرداخته کتاب قیّم الذریعة الی التصانیف الشیعه، اثر مرحوم آقابزرگ تهرانی است، ولی از آن ­رو که مقالة حاضر، هم به آثار مذکور در الذریعه پرداخته و هم آن­ها را نقد و تصحیح و تکمیل کرده و نیز کتاب­های دیگری را که در الذریعه نیامده بررسی نموده است، اثری نو و بدیع محسوب می­شود. از سوی دیگر نیز تلاش شده است موضوع امالی­نویسی در دوران پیش و پس از غیبت تفکیک شود.

سؤالات پیش روی این پژوهش عبارتند از:

  1. ضرورت و خاستگاه امالی­نویسی چیست؟
  2. آغاز امالی­نویسی در چه دورانی و اولین امالی کدام است؟
  3. در دوران پیش از غیبت حضرت حجت7، چه آثاری در این زمینه پدید آمده است؟
  4. در دوران غیبت، چه آثاری ظهور یافته است؟

شیوة این تحقیق، «تحلیلی - توصیفی» مبتنی بر بررسی منابع مکتوب است. این نوشتار کوشیده­ است تتبّع جامعی درخصوص موضوع بحث سامان دهد، اما ادعای استقصای همة نکات را ندارد.

تعریف

«املاء»، از ریشة «ملأـ، در لغت، به معنای کشیده شدن و امتداد است. به همین سبب به زمان طولانی «مَلاوَة من الدهر» گفته می­شود. (راغب اصفهانی، 1412، ص 776). در آیة 46 سورة مریم آمده است: (وَاهْجُرْنِی مَلِیًّا)؛ یعنی زمانی دور از من دور شو! اصطلاح «أملیتُ الکتاب» نیز از همین ریشه است. (همان، ص777) و در اصطلاح، وقتی گفته می­شود که مطلبی از نظر زمانی قدری کشیده و آهسته خوانده شود، تا فرصت تأمّل و یا کتابت دقیق آن مهیا گردد.

مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی کتب «امالی» را چنین تعریف کرده است: «غالباً عناوین برخی کتب حدیثی است که احادیث شنیده شده از املای شیخ، چه از حفظ و چه از روی کتابش، در آن درج شده است.» (تهرانی، بی­تا، ج2، ص 305) مرحوم مدیر شانه‌چی نیز «امالی» را بدین صورت تعریف کرده است: «امالی غالباً به کتاب حدیثی اطلاق می­شود که شیخ حدیث در مجالس متعدد آن را املا فرموده باشد و از این رو، آن را «مجالس» نیز می­نامند.» (مدیر شانه‌چی، 1379، ص30 و 31)

امالی از حیث طرق تحمّل احادیث، ذیل «سَماع» قرار می­گیرد (صدر، بی­تا، ص 445 /ابن صلاح، 1406، ص132) و بدین سبب که از دقت بالایی برخوردار بوده، در قوّت اعتبار و قلّت سهو و غلط و فراموشی، مانند اصل است. (تهرانی، بی­تا، ج 2، ص306/ مدیر شانه­چی، 1379، ص30و 31)

به این کتب، از آن رو که به ترتیب مجالس سَماع مرتب شده است، «مجالس» و «عرض المجالس» نیز گفته می­شود (تهرانی، بی­تا، ج2، ص 305 و 306)

 قابل ذکر است که امالی­نویسی مختص حدیث نبوده و در سایر رشته­ها مانند ادبیات و عقاید نیز رواج داشته است.

 

خاستگاه و ضرورت امالی­نویسی

خاستگاه و ضرورت امالی­نویسی را می­توان در آیات کریمة قرآن و روایات یافت. قرآن برای قلم و نگاشتن شرافت قایل است و به آن سوگند خورده: (ن والقلم و ما یسطرون) (قلم:1)؛ نون. سوگند به قلم و آنچه می­نویسند. (اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَم ُالَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ) (علق:3و4)؛ بخوان، و پروردگارت ارجمندترین است. خدایى که به وسیلة قلم آموزش داد.

در کنار آیات قرآن، روایاتی هم که به نگارش و کتابت دستور داده شایان توجه است. پیامبر اکرم9 فرمودند: (قَیِّدُواالْعِلْمَ)؛ علم را به بند کشید. سؤال شد: به بند کشیدن علم چیست؟ فرمود: ‏ «کِتَابَتُهُ»؛ نوشتن آن. (مجلسی، 1404، ص151و152) امام صادق7 می­فرماید: «اکْتُبُوافَإِنَّکُمْ لَاتَحْفَظُونَ حَتَّى تَکْتُبُوا.» (همان، ص 152)؛ بنویسید که قادر به حفظ نیستید، مگر با نوشتن.

 

آغاز امالی­نویسی

سابقة امالی­نویسی به زمان حیات رسول خدا9 می­رسد، به گونه‌ای که نخستین امالی به املای ایشان و قلم امیرالمؤمنین7 سامان یافته است. از این رو، این امالی به «کتاب علی7» شهرت یافته است. این موضوع در روایات متعددی انعکاس یافته است. امام صادق7 می­فرماید: «إِنَّ عِنْدَنَا کِتَاباً امْلَاءُ رَسُولِ اللَّهِ9 وَ خَطُّ عَلِیٍّ7 صَحِیفَةً فِیهَا کُلُّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ». (کلینی، 1365، ج1، ص242) از این امالی، به لحاظ جامعیتی که داشته به «جامعه» نیز تعبیر شده است: «وَأَمَّا الْجَامِعَةُ فَهُوَ کِتَابٌ طُولُهُ سَبْعُونَ ذِرَاعاً إِمْلَاءُ رَسُولِ اللَّهِ9 مِنْ فَلْقِ فِیهِ وَ خَطُّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ7 بِیَدِه. ِفِیهِ وَ اللَّهِ، جَمِیعُ مَا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ النَّاسُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ حَتَّى إِنَّ فِیهِ أَرْشَ الْخَدْشِ وَ الْجَلْدَةِ وَ نِصْفِ الْجَلْدَة.» (مجلسی، 1404، ج26، ص18)؛ جامعه کتابی است به طول هفتاد زراع و املای رسول خدا9 از لبان مبارکش و خط علی بن ابیطالب7. به خدا سوگند، هر چه مردم تا روز قیامت به آن نیازمندند در آن وجود دارد، حتی جریمة خراش و...؟

از روایات وارد شد در موضوع مزبور، می­توان ویژگی­های ذیل را برای این امالی استخراج نمود:

  1. جامعه کتاب بزرگ و حجیمی است. (کلینی، 1365، ص239)
  2. حکم هر حلال و حرام و هر موضوع فقهی در آن آمده است. (همان)
  3. احکام بیان شده تا قیامت نیازهای شرعی مردم را کفایت می­نماید. (مجلسی، 1404، ج26، ص 18)
  4. این امالی محل مراجعة امامان معصوم: بوده است. (کلینی، 1365، ج1، ص239)

امالی­نویسی در عصر ائمّة اطهار:(تا زمان آغاز غیبت امام دوازدهم7)

1. امالی هشام بن حکم

ابومحمّد هشام بن حکم، از خواص اصحاب و شاگردان امام جعفر صادق و امام موسی بن جعفر8 به شمار می­رود. (طوسی، 1415، ص494) مباحثات فراوانی با مخالفان در زمینة اصول دین و مذهب داشته، صاحب اصل بوده و از آن دو امام بزرگوار بسیار روایت کرده و توسط آنان مدح شده است. (همان، ص 495) نجاشی دو امالی برای او ذکر کرده است: یکی با عنوان المجالس فی التوحید و دیگری المجالس فی الامامه. (نجاشی، 1341، ص433) لازم به ذکر است که به قول آقابزرگ، اطلاق لفظ «امالی» بر کتب حدیثی معهود نبوده و از آن­ها با عنوان «مجالس» یاد می­شده است. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص311) با توجه به این مطلب و اینکه آقابزرگ تهرانی پس از ذکر کتاب المجالس برای وی، قید «روى عن الصادق و الکاظم8» را به آن اضافه کرده است (همان)، مشخص می­شود به احتمال زیاد، این دو کتاب مجالس حدیثی بوده­اند.

 

2. امالی ابوسهل نوبختی

ابوسهل اسماعیل بن علی بن نوبخت، از بزرگان شیعه، (ابن ندیم، بی­تا، ص225) و شیخ متکلّمان در میان شیعه و غیر شیعه به شمار می­آمد و صاحب جلالت در دین و دنیا بود. (نجاشی، 1341، ص31) وی در دوران حیات مبارک امام حسن عسکری7 می­زیست و در شهادت آن حضرت حاضر بود و به فوز دیدار حضرت حجت7 نیز نایل گردید. (تهرانی، بی­تا، ج19، ص352) وی دانشمندی فاضل بود که جلساتی کلامی برگزار می­کرد (ابن ندیم، بی­تا، ص225) و در رشته­های گوناگون علمی، به ویژه حدیث، تصنیفات داشت. بیش از 30 تصنیف برای او ذکر شده است. (تهرانی، بی­تا، ج19، ص311). وی در دوران غیبت صغرا وفات یافت. (همان) از آثار وی، علاوه بر المجالس یا امالی می­توان به کتب الاستیفاء فی الامامه، التنبیه فی الامامه، کتاب الردّ علی الغلاة و کتاب ابطال القیاس اشاره کرد. (ابن ندیم، بی­تا، ص225). این کتاب در الفهرست ابن ندیم و الذریعه با نام المجالس آمده است.

3. امالی ابوبکر بن عیّاش (95-193ق)

 ابوبکر شعبة بن عیّاش یکی از دو راوی قرائت عاصم است. (معرفت، 1382، ص147) برقی در رجال خود، او را در شمار اصحاب امام صادق7 آورده است. (برقی، 1383، ص43) ابن شهر آشوب در کتاب المناقب از امالی وی نقل حدیث کرده است. (ابن شهر آشوب، 1376ق، ج2، ص103) بنابراین و با توجه به مضمون روایت نقل شده مشخص می شود که امالی ابوبکر بن عیّاش متضمّن روایاتی در فضایل اهل بیت: بوده است.

 

امالی نویسی در دوران غیبت

1. امالی احمد بن علی بن الحسن

احمد بن علی بن حسن بن شاذان یا ابوالعباس فامی (قاضی) القمی که نجاشی به نقل از ابوالحسن فرزند وی، کتابالامالی را از آثار او ذکر کرده و با عنوان «شیخنا الفقیه» او را در شمار شیوخ خود عنوان نموده است. (نجاشی، 1431ق، ص85) با توجه به اینکه تولد نجاشی در سال 372ق اتفاق افتاده، احمد بن علی را باید از فقها و محدّثان قرن سوم و چهارم دانست. شیخ آقا بزرگ تهرانی تصریح نموده که این امالی حدیثی بوده است. (تهرانی، بی­تا، ج19، ص308) او ثقه بوده و «شیخ الطائفه الحقّه» از القاب وی است. (ابطحی، بی­تا، ج٣، ص٣٥١) ابن حجر در لسانالمیزان، وی را شیخ شیعه در زمان خودش نامیده است. (همان) البته صاحب حاوی الاقوال وی را از ضعاف و مجهول دانسته است. (مازندرانی، بی­تا، ج1، ص291) از امالی وی اطلاعی در دست نیست.

 

2. امالی ناصر کبیر(اطروش)

حسن بن علی بن حسن بن عمر بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب: معروف به «ابومحمّد اطروش»، (نجاشی، 1431، ص58) که آقابزرگ تهرانی رحلت وی را در سال 304 در طبرستان ذکر کرده و به حدیثی بودن امالی او تصریح نموده است. (تهرانی، بی­تا، ج4، ص308) او جدّ مادری سید رضی و سید مرتضی است وبر خلاف نظر برخی که وی را زیدی دانسته­اند، شیعة دوازده امامی بوده و کتابی به نام انساب الأئمّة و موالیدهم الى صاحب الأمر داشته است. (همان) نجاشی وی را امامی مذهب و دارای دو کتاب در زمینة امامت ذکر کرده است. (نجاشی، 1431، ص58) او مدتی فرمانروای طبرستان و صاحب فضل و علم و زهد و ورع بود و آثار کرامات او در گیلان و دیلمان آشکار بود. (مهدوی دامغانی، 1357، ص140) اطروش فضایل بسیاری را از اهل بیت: در این کتاب نقل کرده است. (تهرانی، بی­تا، ج19، ص308)

 

3. امالی سید ابوطالب علی بن الحسین الحسینی

سید بن طاووس در کتاب غیاث سلطان الوری از وی حدیث نقل کرده است. (تهرانی، بی­تا، ج19، ص312) با توجه به اینکه ولادت سید بن طاووس در اواخر قرن ششم اتفاق افتاده است، باید وی را نیز از علمای قرن ششم یا هفتم دانست.

 

4. امالی ابوبکرخزاعی نیشابوری

 ابوبکر احمد بن الحسین بن احمد خزاعی نیشابوری ساکن ری، ثقه و جلیل­القدر بود. وی جدّ ابوالفتوح رازی است و پدر شیخ حافظ عبدالرحمان مفید نیشابوری (از محدثان معروف امامیه در قرن پنجم) است (امین، 1403ق، ج2، ص512) که ذکر او خواهد آمد. او بر سید رضی، سید مرتضی و شیخ طوسی قرائت داشت و از بزرگ­ترین شاگردان سید رضی و سید مرتضی و از مصنّفان معروف در فقه و غیر آن است. (همان)

امالی وی در چهار جلد بود. عیون الاحادیث و السنن نیز از دیگر آثار وی به شمار می­رود (مجلسی، 1404، ج102، ص 205)

 

5. امالی محسن بن حسین بن احمد نیشابوری

وی عموی عبدالرحمان نیشابوری، معروف به «شیخ مفید» و برادر ابوبکر خزاعی نیشابوری است. (خویی، بی­تا، ج14، ص195) او ثقه و حافظ بود و علاوه بر کتاب امالی در حدیث، کتاب­هایی با نام اعجاز القرآن و بیان من کنت مولاه داشته است.(همان) وی از محدّثان قرن پنجم بود. شیخ آقابزرگ از ابن سمعانی در لسان المیزان نقل می­کند که عده­ای برخی مجالسِ امالی وی را در ری دیده­اند و یکی از آن­ها مخصوص اسلام ابوطالب بوده است. (تهرانی، بی­تا، ج19، ص312) شیخ منتجب­الدین رازی در الفهرست، سخن از کتب امالی وی به میان آورده و بنابراین باید گفت: محسن بن حسین چند کتاب امالی داشته است. (رازی، 1366، ص102)

6. امالی عبدالرحمان خزاعی نیشابوری

أبومحمّد عبدالرحمان بن احمد بن الحسین النیشابوری الخزاعی، معروف به «شیخ مفید»، فرزند ابوبکر خزاعی نیشابوری و برادرزادة محسن بن حسین بن احمد نیشابوری، شیخ اصحاب و حافظ حدیث در ری بود. به شرق و غرب عالم در طلب حدیث مسافرت کرده و از موافق و مخالف سَماع داشته است. (بناطی بیاضی، 1384، ج1، ص4) وی بر بزرگانی همچون سید مرتضی، سید رضی، شیخ طوسی، کراجکی، ابن البرّاج و سلّار قرائت حدیث داشته و علاوه بر امالی، صاحب تصانیفی همچون سفینة النجاه فی مناقب اهل‌البیت، العلویات، الرضویات، عیون الاخبار، مختصرات فی المواعظ و الزواجر است. (همان)

 

7. امالی سعد بن نصر

کفعمی(م905ق) این امالی را از مآخذ کتاب المصباح خود شمرده است. (کفعمی، 1405، ص772) بنابر گزارش صاحب الذریعه، امالی مزبور از مآخذ کتاب بلدالامین (دیگر کتاب کفعمی) نیز هست. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص311)

 

8. امالی سید هبةالله حسنی

 ابوالسعادات سید هبة الله بن علی بن محمّد بن هبة الله حمزه حسنی را شیخ منتجب­الدین با الفاظی همچون «فاضل صالح» یاد نموده و او را مصنّف کتاب امالی دانسته است. (رازی، 1366، ص130) با توجه به اینکه شیخ منتجب­الدین پس از بیان مطالب گفته است: «شاهد تغیر واحد قرأها علیه» (همان)، می­توان نتیجه گرفت سید هبة الله هم­عصر وی در قرن ششم بوده است.

 

9. امالی سید ابوطالب هروی

 وی از بزرگان علما و اصحاب روایت بود. (امین، 1403، ج2، ص368) رضی­الدین طبرسی، صاحب کتاب مکارم الأخلاق، برخی احادیث را از امالی وی نقل کرده است. برای نمونه، در جایی از کتابش می­گوید: «من أمالی السید أبی­طالب الهروی عن ... .» (طبرسی، 1412، ص207) با توجه به این مطلب که رضی­الدین طبرسی از علمای قرن ششم به شمار می­رود، هروی را نیز باید از علمای قرن پنجم یا ششم به حساب آورد.

صاحب اعیان الشیعه می­نویسد: سید ابوطالب از سید ابوالحمد مهدی بن نزار، هم­عصر صاحب مجمع البیان، نقل حدیث می­کرده است. (امین، 1403، ج2، ص368). سید ابوالحمد کسی است که شیخ طبرسی در برخی مواضع تفسیرش از وی نقل حدیث کرده است. برای نمونه، در تفسیر سورة نمل می­گوید: «حدّثنا السید ابوالحمد مهدی بن نزار الحسینی‏ ... .» (طبرسی، 1372، ج7، ص371)

 

10. امالی قطب­الدین راوندی(م573)

قطب­الدین سعید بن هبة الله راوندی شاگرد امین الاسلام طبرسی و از فقها و محدثّان مشهور قرن ششم به شمار می­رود وکتابی به نام خرائج دارد. (تهرانی، بی­تا، ج19، ص354) از دیگر آثار او، می­توان به منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه و خلاصة التفاسیر اشاره کرد. (تهرانی، بی­تا، ج4، ص301 و ج14، ص 127) این امالی در کتاب الذریعه تحت عنوان المجالس آمده است.

 

11. امالی شیخ ابوجعفر نیشابوری

شیخ ابوجعفر محمّد بن علی بن الحسن نیشابوری المقری را شیخ منتجب­الدین در فهرستش چنین معرفی کرده است: «الشیخ الامام قطب الدین ابوجعفر محمّد بن علی بن الحسن المقری النیسابوری، ثقة، عین» (خویی، ج16، ص314) او تصانیفی همچون التعلیق، الحدود، و الموجز فی النحو داشته است. (همان) وی از شیخ ابوعلی فرزند شیخ طوسی روایت می­کرده است. (تهرانی، بی­تا، ج19، ص356) شیخ آقابزرگ این امالی را با عنوان المجالس ذکر کرده است.

 

12. امالی کلوذانی

عبّاس بن عمر بن عبّاس بن محمّد بن عبدالملک بن ابی­مروان کلوذانی، معروف به «ابن مروان»، از مشایخ نجاشی و ثقات است. (خویی، ج9، ص236) کلوذانی به نجاشی چنین خبر داده است که در سال 328 ق از علی بن حسین بن بابویه (صدوق اول و پدر شیخ صدوق)، هنگامی که به بغداد آمده بود، اجازة تحدیث از همة کتب او را گرفته است. (نجاشی، 1407، ص262) از برخی روایات نقل شده از امالی وی، که در کتاب المناقب ابن شهرآشوب آمده است، مشخص می­شود که این امالی حاوی فضایل اهل بیت:، به ویژه امام صادق7 است. (رک. ابن شهر آشوب،1384، ص233و234)

13. امالی ابوالفتوح الحَفّار (م414ق)

ابوالفتوح هلال بن محمّد بن جعفر بن سعدان الحفّار، متوفّای سال 414 ق (تهرانی، بی­تا، ج2، ص316 و 317) و از مشایخ شیخ طوسی به شمار می‌رود. شیخ طوسی در امالی خویش، از وی نقل حدیث می‌کند و بخشی از مجالس دوازدهم و سیزدهم را به روایات وی اختصاص داده است. (طوسی، 1414، ص331-381). برخی از علمای عامّه مانند بنی­زهره در کتاب الاجازة الکبیر ادعا کرده­اند وی سنّی است. ولی میرزا عبدالله افندی صاحب کتاب ریاض العلماء و آیة الله بحرالعلوم در الفوائد الرجالیه و محدّث نوری در خاتمه مستدرک، به شیعه بودن وی تصریح نموده­اند. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص316 و 317) به گزارش شیخ طوسی در الفهرست وی کتابی به نام مسند الرضا علیه السلام را از برادرزادة دعبل خزاعی، یعنی اسماعیل بن علی بن رزین، روایت کرده و خود شیخ نیز احادیث این مسند را از الحفّار سماع نموده و از وی اجازة روایت آن را گرفته است. (طوسی، بی­تا، ص33)

 

14. امالی شیبانی

صاحب الذریعه وی را عدة کفعمی (م905ق) می­داند و امالی او را از مآخذ کتاب بلدالامین کفعمی ذکر می­کند. آقابزرگ تهرانی احتمال داده است وی همان محمّد بن حسن شیبانی، مؤلّف تفسیر نهج البیان عن کشف معانی القرآن باشد. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص311) ولی چنین احتمالی درست نیست؛ زیرا شیبانی از علمای قرن هفتم به شمار می‌رود و فاصلة او با دوران حیات کفعمی زیاد است و نمی‌تواند عده او باشد. کفعمی امالی شیبانی را از مآخذ کتاب دیگر خود، یعنی المصباح ذکر می­کند. (کفعمی، 1405، ص772)

 

15. امالی ابوالمفضّل شیبانی (297-317)

ابوالمفضّل محمّد بن عبدالله بن محمّد بن عبیدالله بن البهلول بن همّام بن المطلّب الشیبانی، عمر خود را در طلب حدیث به مسافرت گذراند (نجاشی، 1407، ص396) و محضر مشایخ فراوانی را درک کرد، به گونه­ای که ابوالفرج القنانی کتاب معجم رجال ابی­المفضّل را به تراجم مشایخ وی اختصاص داده است. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص314 و315) نجاشی می­گوید: «رأیت هذا الشیخ و سمعت منه کثیراً ثم توقفت عن الروایة عنه الاّ بواسطة بینی و بینه.» (نجاشی، 1407، ص396) شیخ طوسی در رجال، وی را «کثیر الروایه» معرفی کرده، می­گوید، برخی وی را تضعیف نموده­اند. (طوسی، 1415، ص447) یکی از کسانی که شیبانی را تضعیف نموده ابن الغضائری است. وی دربارة شیبانی می­گوید: «وضاع کثیر المناکیر. رأیت کتبه فیها الأسانید من دون المتون و المتون من دون الأسانید. و أرى ترک ماینفرد به.» (ابن الغضائری، 1364ق، ج1، ص99) نجاشی خود نیز به این تضعیف اشاره نموده است. وی در وصف شیبانی می­نویسد: «کان فی أول أمره ثبتا، ثم خلط و رأیت جلّ أصحابنا یغمزونه و یضعّفونه.» (نجاشی، 1407، ص396) چنین به نظر می‌رسد که نجاشی به همین خاطر روایت بلاواسطه از وی را ترک گفته است، لکن آقابزرگ تهرانی معتقد است: نجاشی وی را قبل از کمال، یعنی در سن 14یا 15 سالگی درک کرده و از روی احتیاط - چون احتمال می­داده سماعش از وی واجد شرایط لازم نبوده - بلاواسطه از او نقل نمی­کرده است. بنابراین، عدم نقل نجاشی از وی برخلاف آنچه برخی پنداشته­اند به خاطر ضعف شیبانی نبوده است؛ زیرا تضعیفش نزد نجاشی ثابت نشده، بلکه از سوی او مدح شده است. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص374 و 315) توجیه صاحب الذریعه درست به نظر می‌رسد؛ زیرا در صورت اثبات تضعیف شیبانی، برای نجاشی وجهی نداشت که وی روایت بلاواسطه از او را بپذیرد.

شیبانی دارای کتب فراوانی بوده است؛ مانند شرف التربة، مزار أمیرالمؤمنینمزار الحسین7، فضائل عبّاس بن عبدالمطلّب، الدعاء و من روى حدیث غدیرخم (نجاشی، 1407، ص396) بسیاری از اسانید صحیفه کامله سجّادیه به وی ختم می­شود. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص314 و 375) مقصود شیخ طوسی از تعبیر «بالاسناد الاول» یا «بهذا الاسناد» در الفهرست، روایت وی از عده­ای از مشایخش از ابوالمفضّل شیبانی است. (همان)

 

16. امالی بطحائی(340-424)

ابوطالب یحیی بن الحسین الاحول بن هارون الأقطع بن الحسین بن محمّد بن هارون بن البطحائی حسینی از پیشوایان زیدی است و در دیلم پس از برادرش المؤیّد بالله حکم­رانی کرد. وی دارای چند کتاب است که امالی از آن جمله است. این کتاب نزد زیدیان از کتب معتبر به شمار می­رفته و روایات آن را با اسانیدش نقل می­کرده­اند. سید بن طاووس در الاقبال، محاسبهالنفس و سایر کتبش، به نقل روایت از آن پرداخته است. وی کتاب دیگری به نام اسامیالامهات تألیف نموده است. (تهرانی، بی­تا، ج19، ص318)

17. امالی لیث بن سعد

ابومظفّر لیث بن سعد بن لیث اسدی ساکن زنجان و فقیهی صالح، و امالی وی در مناقب اهل بیت: بوده است. (رازی، 1366، ص99) از آثار دیگر وی، می­توان به کتاب الطهاره، کتاب الایمان و روایات الاشج اشاره کرد. (همان) با توجه به اینکه شیخ عبدالرحمان نیشابوری (مفید) از امالی وی نقل می­کرده است (تهرانی، بی­تا، ج2، ص312)، باید گفت: لیث بن سعد هم­عصر پدر او، یعنی ابوبکر خزاعی نیشابوری، بوده است.

 

18. امالی عقیل بن حسین

سید ابوالعبّاس عقیل بن حسین بن محمّد بن علی بن إسحاق بن عبدالله بن جعفر بن محمّد بن علی بن أبیطالب7، محدّث و فقیه بود و شیخ منتجب الدین وی را از ثقات دانسته، می­گوید: شیخ عبدالرحمان نیشابوری (مفید) بر وی قرائت حدیث داشته (رازی، 1366ق، ص78) و این امالی در سال 420 ق بر وی قرائت شده است. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص311)

 

19. امالی یحیى بن الحسن الحسینی

آقابزرگ نام وی را چنین آورده است: السید الشریف ابوطالب یحیی بن الحسین بن هارون الحسنی»، سپس می­گوید: سید بن طاووس در اقبالالاعمال از امالی وی نقل کرده است. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص318) اما سید بن طاووس نام وی را «یحیی بن الحسن الحسینی» ذکر می­نماید. (سید بن طاووس، 1367، ص582) به هر حال، این دو اسم نام یک نفر است و به نظر می‌رسد در ثبت نام او تصحیف شده است. محدّث نوری در خاتمهالمستدرک، یحیی را از اکابر علمای متقدّم دانسته، می­گوید: وی از حسین نحوی (م305ق) روایت می­نموده و حاکم جشمی (از علما و محدّثان زیدی و معاصر با ابن شهرآشوب) در کتاب تنبیه الغافلین عن فضل الطالبین از امالی وی حدیث نقل کرده است. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص318)

 

مآمده بود،

20. امالی شیخ ابوالقاسم خزّاز قمی

شیخ ابوالقاسم علی بن محمّد بن علی خزّاز قمی رازی، صاحب کتاب کفایة الأثر بوده و از شیخ صدوق (م 381) و شیخ احمد بن محمّد بن العیّاش صاحب مقتضبالأثر (م 401) روایت می­کرده است (تهرانی، بی­تا، ج2، ص312 ) صاحب الذریعه می­گوید: نجاشی و شیخ منتجب­الدین به شرح حال وی پرداخته­اند، اما امالی را در شمار کتب آن­ها ذکر نکرده­اند، لکن خود آقابزرگ تهرانی انتساب چنین کتابی به وی را در کتب برخی متأخران دیده است. (همان)

 

21. امالی (مجالس) ابراهیم هندی

این امالی در موضوع تأویل احادیث پیامبر نگاشته شده و دارای 30 مجلس و هر مجلس مشتمل بر 40 حدیث است. (تهرانی، بی­تا، ج19، ص352) تا زمان صاحب الذریعه 8 مجلس از ابتدای آن موجود بوده است. (همان)

 

22. امالی ابوعبدالله صفوانی

محمّد بن احمد بن عبدالله بن قضاعة بن صفوان الجمال، از نوادگان صفّوان جمال، صحابی امام صادق7، بوده است. گفته­اند: وی اُمّی بود، ولی با این حال، علم فراوانی داشت. حافظ و نیکوگفتار بود (طوسی، بی­تا، ص391) وی کتاب­هایی داشت که آن­ها را از حفظ املا می­کرد. برخی از این کتب عبارتند از: الکشف و الحجه، أنس العالم (و تأدیب المتعلمیوم و لیله، تحفة الطالب و بغیة الراغب، المتعة و تحلیلها و الردّ على من حرّمها، صحبة آل الرسول و إحن أعدائهم، الردعة و النهی عن کل بدعة و المنازل. (همان ) وی با قاضی موصل دربارة امامت مباهله کرد، دستی که قاضی با آن مباهله کرده بود فلج و سیاه شد و خود قاضی نیز فردای آن روز مُرد و به همین سبب، بر منزلت ابوعبدالله صفوانی در نزد ملوک افزوده شد. (ابن داود، 1383، ص 294)

 

23. امالی ابوجعفرکالهکلانی سروی

ابوجعفر محمّد بن جعفر بن امیر کالکهلانی سروی را ابن شهرآشوب (488-588) در معالمالعلماء توصیف کرده و المجالس را جزو آثار او برشمرده است. (ابن شهر آشوب، 1379ق، ص152) با توجه به اینکه ابن شهر‌آشوب خود در قرن پنجم و ششم می­زیسته، این امالی را باید متعلّق به قرن ششم یا پیش از آن دانست.

24. امالی محمّدبن حمزه حسینی

سید بهاءالدین ابوالمکرّم محمّد بن حمزه حسینی را ابن شهرآشوب در معالمالعلماء (رقم 772)، صاحب کتاب المجالس ذکر کرده است. (ابن شهرآشوب، 1379ق، ص151) این امالی را نیز باید متعلّق به قرن ششم یا پیش از آن دانست.

 

25. امالی شیخ صدوق (م 381ق)

ابوجعفر محمّد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، معروف به «شیخ صدوق»، کتاب امالی او به مجالس و عرضالمجالس نیز معروف و دارای 97 مجلس است. مجلس اول در تاریخ 18 رجب سال 367 آغاز و مجلس نود و هفتم در تاریخ 19 شعبان سال 368 به اتمام رسیده و جمعاً سیزده ماه به طول انجامیده است. (شبیری زنجانی، بی­تا، ص154)

امالی شیخ صدوق از حیث موضوع و محتوا بسیار پراکنده­تر از امالی شیخ مفید است. وی علاوه بر موضوعات مربوط به اخلاق و امامت، موضوعات بسیار متنوّع دیگری را نیز آورده است. برای نمونه، نگاهی گذرا به روایات مجلس اول، خود گویای مطلب است. در این مجلس، موضوعاتی همچون گفتار نیکو، روزة عید غدیر، ولایت علی7، پندی از پیامبر، وصیت قصی بن کلاب، حدیث اهل البیت‌:، موعظة یوسف و زلیخا به چشم می­خورد. (صدوق، 1362، ص1-5) به طور کلی، روایات کتاب ترکیبی از موضوعات اخلاقی، اعتقادی، فقهی، تفسیری و مانند آن است، اما می­توان گفت: برجسته­ترین و متمرکزترین موضوع در این کتاب، همان فضایل اهلبیت: به ویژه فضایل علی7 است.

 

26. امالی شیخ مفید (336-413)

ابوعبدالله محمّد بن محمّد بن نعمان «شیخ مفید» از اکابر علمای امامیه بود. وی استاد شیخ طوسی و سیدمرتضی و سیدرضی است. امالی شیخ مفید مهم­ترین اثر حدیثی این شخصیت بزرگ به شمار می­رود. نجاشی از این کتاب با عنوان امالیالمتفرقات یاد کرده است. (نجاشی، 1407، ص400) وصف متفرّقات یا به خاطر پراکندگی زمان املا و یا متفاوت بودن موضوع روایات و یا پخش شدن روایات مشایخ در کتاب وی است؛ زیرا برخلاف امالی شیخ طوسی، روایت مشایخ یک­جا و در پی هم گرد نیامده است. (شبیری زنجانی، بی­تا، ص144) این امالی 42 مجلس دارد. مجلس اول این کتاب در اول ماه رمضان سال 404 در بغداد و در منزل شخصی به نام ضمرة ابوالحسن ابى­الحسن على بن محمّد بن عبدالرحمان الفارسى آغاز شده است. (مفید، بی­تا، ص2) مجلس آخر این کتاب در ماه رمضان سال 411 املا شده است. (همان، ص355)

روایات این امالی در نگاه نخستین، دربارة موضوع یا موضوعات خاصی املا نشده است، ولی با اندکی توجه و دقت مشخص می­شود که بیشتر آن­ها در دو محور امامت و اخلاق است. از زیبایی­های این امالی آن است که انسان احساس می­کند قرار گرفتن روایات مربوط به ویژگی­های شیعه در میان روایات مربوط به ولایت و اخلاق، در صدد تشویق پیروان اهل بیت: به کسب فضایل انسانی است؛ همان فضایلی که در وجود معصومان: متجلّی شده است.

این کتاب دارای 386 روایت است. در این میان، مجلس بیست و سوم به تنهایی دارای 47 روایت، یعنی بیشترین تعداد است که برخی روایات نیز بسیار طولانی بوده و نمی­تواند املا شده باشد. به همین دلیل و دلایل دیگر، بعید به نظر می­رسد بتوان این بخش را امالی محسوب کرد. (برای آگاهی از این دلایل، ر.ک. شبیری زنجانی، بی­تا، صص 142-163)

 

27. امالی شیخ طوسی (485-460ق)

محمّد بن حسن طوسی، معروف به «شیخ»، «شیخ طوسی» و «شیخ الطائفه»، مطالب این کتاب او آخرین گفتارهای علمی وی به شمار می­رود که از سال 455 ق آغاز شده و در روز 9 ذی الحجه سال 458 پایان پذیرفته است. (انصاری قمی، 1373، ص156) امالی شیخ دارای دو بخش است. با توجه به اینکه در بخش اول، شیخ طوسی مشایخ روایی خود را ذکر کرده است، مشخص می­شود که این بخش املا و روایت خود شیخ است. وی در آغاز بخش اول می­گوید: «أملى علینا ابوعبدالله محمّد ابن محمّد بن النعمان;، قال حدثنا ابوالطیب الحسین بن علی بن محمّد التمار ...» (طوسی، 1414ق، ص3) در ابتدای مجلس دهم می­گوید: «اخبرنا ابوعمر عبدالواحد بن محمّد بن عبدالله بن محمّد بن مهدی ... .» (همان، ص257) این بخش دارای 18 مجلس است. این مجالس را فرزند شیخ پس از درگذشت شیخ، در حرم علوی به سال 509 ، مجدداً برای شاگردان خود املا کرده است. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص309) به بخش دوم این امالی، که از مجلس 19 شروع و به مجلس 46 ختم می‌شود، چون املا خود شیخ و روایت فرزند شیخ است «امالی ابنالشیخ» گفته می­شود. از این امالی به خاطر آنکه ابوعلی، فرزند شیخ، آغاز هر درس را با عبارت «مجلس...» آغاز نموده است، با نام «المجالس» نیز یاد می­شود. (انصاری قمی،1373، ص157)

 امالی شیخ دارای 1537 حدیث است که شامل موضوعاتی همچون فضائل امیرالمؤمنین7 (قریب 60 درصد مطالب کتاب)، سیرة پیامبر9 و شرح وقایع زندگانی آن حضرت، زندگانی حضرت زهرا3 و امامان معصوم:، شخصیت­های صدر اسلام، سنت­های حسنة اسلامی و روایات تفسیری است. (همان)

 

28. امالی فیض کاشانی(م 1091)

محدّث، محسن بن مرتضی فیض کاشانی، صاحب کتاب الوافی است، محمّد اشرف از شاگردان علّامه مجلسی در کتاب فضائلالسادات، از امالی فیض حدیث نقل کرده است. (تهرانی، بی­تا، ج2، ص312)

 

نتیجه

1. ضرورت امالی­نویسی همان ضرورت تدوین و نگارش حدیث است.

2. آغاز امالی­نویسی در حدیث شیعه، به دوران رسول خدا9 می­رسد و اولین امالی شیعه به املای رسول خدا9 و خط امیرالمؤمنین7 تحقق یافته است.

3. در دوران 250 سالة حضور امامان معصوم: در میان مردم، امالی­نویسی وجود داشت و امالی هشام بن حکم، ابوبکر عیّاش و ابوسهل نوبختی از آن جمله است.

4. در دوران پس از غیبت نیز امالی­نویسی به حیات خود ادامه داده و حدیث شیعه شاهد به ثمر رسیدن کتاب­های ارزشمندی در این زمینه بوده که امالی شیخ مفید، شیخ طوسی، شیخ صدوق و ابوالمفضّل شیبانی از آن جمله به شمار می­رود.

فهرست منابع
1. ابن ندیم، ابوالفرج ، الفهرست ، محقّق : رضا تجدّد ، بی‌جا ، تهران، بی‌نا ، بی‌تا.
2. انصاری قمی، محمّد رضا، «امالی شیخ طوسی»، کیهان اندیشه ، شماره 56، 1373.
3. برقی، احمد بن محمّد بن خالد، رجال البرقی، تهران، دانشگاه تهران، 1383ق.
4. ‏تهرانی، آقابزرگ، الذریعة الى تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان، بی‌تا.
5. حلی، ابن داود، رجال ابن داود، بی‌جا، تهران، دانشگاه تهران، 1383.
6. خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدییث و تفصیل طبقات الرواه، بی‌جا ، قم، مرکز نشر الثقافه الاسلامیه فی العالم، 1372.
7. ‏رازی، منتجب‌الدین، الفهرست، قم، کتاب‌خانة آیت‌الله العظمی مرعشى نجفی،‌ 1366ق.
8. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دارالعلم الدار الشامیه، 1412.
9. سید بن طاووس، على بن موسى، اقبال الاعمال، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1367.
10. شبیری زنجانی، سید محمد جواد ، «امالی شیخ مفید» مجموعه مقالات کنگرة شیخ مفید، شماره 92 ، بی تا.
11. صدر، سید حسن، نهایة الدرایة فی شرح الرسالة الموسومة بالوجیزة للبهائی، بی‌جا، المشعر، بی تا.
12. ‏صدوق، ابو جعفر علی بن بابویه ، الأمالی، تهران، اسلامیه، 1362.
13. طبرسى، رضى‌الدین حسن بن فضل، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، 1372.
14. ------------ ، مکارم الأخلاق، قم، شریف رضى، 1412.
15. ‏طوسى، ابو جعفر محمّد بن الحسن، الأمالی، قم، دارالثقافة، 1414.
16. ‏------------ ، الفهرست، نجف، المکتبة المرتضویة، بی تا.
17. ‏------------ ، رجال الشیخ الطوسی، قم ، اسلامى، 1415.
18. غضائرى، احمد بن حسین، رجال ابن الغضائری، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
19. کلینی، محمّد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه،‌ 1365.
20. ‏کفعمى، ابراهیم بن على عاملى، المصباح، قم، رضی، 1405.
21. ‏مازندرانی، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب7، بی‌جا ، قم، مؤسسة انتشارات علّامه، 1379ق.
22. مجلسی، محمّد باقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404.
23. مدیر شانه‌چی، کاظم، علم الحدیث و درایة الحدیث، چ پانزدهم، قم، اسلامی، 1379.
24. ‏مفید، محمّد بن محمّد بن نعمان، الأمالی، قم، کنگرة جهانى شیخ مفید، 1413.
25. نباطى بیاضى، على بن یونس، الصراط المستقیم، نجف، کتاب‌خانة حیدریه، 1384ق.
26. ‏نجاشى، محمّد بن محمّد، احمد بن على، رجال النجاشی، قم، اسلامی،‌ 1407.