شیعیان خوجة اثنی‌عشری الگویی موفق از اقلیت مذهبی پویا و منسجم

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

نویسنده

چکیده

شیعیان خوجة اثنی‌عشری اقلیتی کوچک و منسجم به‌شمار می‏روند که با وجود جمعیت اندک 125 هزار نفری از نظم و انضباط قابل ملاحظه‏ای برخوردارند. این اقلیت کوچک، در حال حاضر در پنج قارة جهان حضور دارند و افزون بر آنکه تحت نظارت عالی فدراسیون جهانی شیعیان خوجة اثنی‌عشری قرار دارند، در هر کشور نیز دارای جماعات مستقلی‌اند.
در این مقاله، با بهره‌گیری از روش تحلیل و توصیف تلاش شده است نحوة پیدایش این اقلیت کوچک دینی به‌گونه‌ای کنشگر به‌منزلة پرسش اصلی مورد بررسی قرار گیرد. تلاش برای اثبات آنکه این جامعة کوچک شیعی از بدو تأسیس تا کنون با موفقیت‌های زیادی همراه بوده است نیز فرضیة اصلی را تشکیل می‌دهد. چهارچوب تحقیق بر این مؤلفه استوار شده است که شیعیان خوجة اثنی‌عشری در برخی امور می‌توانند به‌مثابه الگو، سرمشق دیگر جوامع شیعی قرار گیرند. پرداختن به همة عوامل اصلی و فرعی نقش‌آفرین در موفقیت این جامعة کوچک شیعی در کشور‌های هدف نیز جنبة نوآوری این مقاله شمرده می‌شود.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

خوجه‏های اثنی‌عشری اصالتاً مردمانی از ایالات گجرات و کچ هندوستان به‌شمار می‏روند که چند صد سال پیش، از آئین هندو به مذهب اسماعیلیه گرویدند و در حدود 140 سال پیش به مذهب شیعة اثنی‌عشری پیوستند. آنان طی این مدت با عشق و علاقة خاصی به تحکیم ساختار دینی جامعة خود پرداخته و کوشیده‏اند اعضای جماعت خود را به اصول و تعالیم دین اسلام و مذهب اهل‌بیت‰ رهنمون سازند. این امر موجب شده است که امروزه خوجه‏های اثنی‌عشری در همة کشورهای محل اقامت به جایگاه مناسبی دست یابند و با ایجاد جوامعی سالم و منزه از هرگونه آلودگی‏های اخلاقی، موجبات تحسین میزبانان خود را فراهم آورند. آنان طی چند دهة گذشته موفق شده‌اند بین سنت‏ها و آداب و رسوم برجای‌مانده از اجداد و پیشینیان خود از یک سو، و مقررات و تعالیم دین اسلام از سوی دیگر، تعادل مناسبی ایجاد کنند. از این روی، هرچند کوشیده‏اند از طریق ارتباطات درون‏گروهی و انزوای نسبی، هویت فرهنگی و ویژگی‏های قومی خود را به‌عنوان مردمانی هندی‌الاصل حفظ کنند، ولی همواره بر مذهب خود و عضوی از جامعة نسبتاً بزرگ شیعیان جهان تأکید دارند و بر شیعه بودن خود افتخار می‏کنند. شیعیان خوجة اثنی‌عشری در هر یک از مناطق جهان دارای فدراسیون‌های منطقه‌ای، کشوری و شهری هستند و در رأس تمامی این جماعات نیز فدراسیون جهانی شیعیان خوجة اثنی‌عشری (با مرکزیت لندن) قرار دارد.

در این مقاله تلاش شده است اطلاعات جامع و کاملی در قالب این پرسش اصلی ارائه شود: چگونه اجتماعات کوچک خوجة اثنی‌عشری با وجود مشکلات فراوان، موفق به تحکیم ساختار جوامع خود شده‌اند؟ چهارچوب مقاله نیز بر موفقیت این گروه از پیروان مذهب اهل‌بیت‰ در گسترش قلمرو نفوذ خود در سراسر جهان به‌عنوان الگو و سرمشقی برای دیگر جوامع شیعی اختصاص یافته است. به‌موازات این امر، نویسنده که طی اقامتی چندساله در شرق آفریقا و بازدید از برخی جماعات شیعیان خوجة اثنی‌عشری در شرق آفریقا و اروپا اطلاعات قابل توجهی دربارة این جامعة کوچک شیعی فراهم آورده است، تمام تلاش خود را به‌کار برده تا اطلاعات مبسوطی را در اختیار محققان و فرهیختگان ایرانی قرار دهد و آنها را هرچه بیشتر با خوجه‏های اثنی‌عشری آشنا سازد.

شیوة پژوهشی این مقاله، روش تاریخی متکی بر منطق توصیف و تحلیل است و افزون بر تحقیق کتابخانه‌ای، تحقیق میدانی نیز جایگاه مهمی را به‌خود اختصاص داده و پژوهشگر برخی از اطلاعات ارائه‌شده را از طریق حضور در کشورهای تانزانیا، کنیا و انگلستان، و گفت‌وگو با شخصیت‌های صاحب‌نظر گرد آورده است. یافته‌های این پژوهش نیز در قالب پیشینه و نحوة شکل‌گیری این اقلیت مذهبی، جایگاه سیاسی، فرهنگی، دینی و اجتماعی آنها، و چالش‌ها و موانع پیش‌رو که موضوعی نسبتاً بکر را دستمایة اصلی خود قرار داده، به‌عنوان جنبة نوآوری مقاله درنظر گرفته شده است.

 

پیشینة خوجه‏های اثنی‌عشری

تاریخ پیدایش این جماعت، به حدود شش قرن پیش باز می‏گردد. در اواسط سدة 1400 میلادی، بر اساس آموزش‏های یک گروه از مبلغان اسماعیلی ایرانی اعزام‌شده به هند به سرپرستی پیرصدرالدین، برخی از هندوان و مسلمانان بدین باور اعتقاد یافتند که خداوند در جهان حلول کرده و هر چیزی دارای ذات الهی است. این باور به‌تدریج شکل آیینی خاصی به‌خود گرفت و توسط پیرصدرالدین «آیین صراط مستقیم» نامیده شد.

این باور جدید، از نظر اعتقادی بر حلول مبتنی بود؛ بدین معنا که خداوند چند
بار به‌صورت برخی از انسان‌ها مجسم شده است (آن گونه که عقیدة هندوان است)؛ اما آنها بر این عقیدة هندویی که معتقد است ویشنو خدای هندوان نُه بار حلول
و تجلی انسانی داشته است، نام علی† را به‌عنوان دهمین فرد افزودند. (history/www.worldFederation.org)

پیروان این عقیده، رفته‌رفته به نام «خواجه» شناخته شدند و پیرصدرالدین نیز آنها را به این عنوان نامید. لغت «خوجة» کنونی، در واقع همان تغییریافتة لقب «خواجة» فارسی، به معنای بزرگ و سرور است. (هولیستر، 1373، ص9-398)

این عقیده در میان جماعت خوجه همچنان به حیات خود ادامه داد تا اینکه در سال 1839م آقاخان محلاتی، نخستین امام این فرقه ـ که در شورش برابر فتحعلی‌شاه قاجار شکست خورده بود ـ به بمبئی گریخت و کوشید این خوجه‏ها را تحت کنترل خود درآورد. (Rizvi & king, 1974, p.52)

وی در این امر تا حدودی توفیق یافت و عقاید آنان را از آنچه بر آن بودند، به باورهای شیعة اسماعیلی تغییر داد و آنها را که در مناطق مختلف شبه‌قارة هند زندگی می‏کردند، تشویق کرد تا نماز بخوانند، روزه بگیرند و به حج و زیارت اهل‌بیت و ائمة اطهار‰ مشرف شوند؛ و در عین حال، آنان را موظف به پرداخت مقرری به جماعت‌خانه‏های اسماعیلی کرد. از آن زمان، این خوجه‏ها به‌طور کامل به مذهب اسماعیلیه روی آوردند و جماعت‌خانه‏هایی نیز برای خود تأسیس کردند که بزرگ‏ترین آنها در بمبئی قرار داشت. (Federation samachar, 2002, p.21)

نظارت سخت‏گیرانة آقاخان اول بر این نواسماعیلیان، سرانجام موجب جدایی برخی از اعضای این جماعت از آقاخانی‏ها شد که در رأس آنها، یکی از بزرگان این قوم به نام حبیب ابراهیم بود. وی به‌همراه گروهی از خوجه‏ها، از فرامین تحکم‏آمیز آقاخان مبنی بر تعلق تمام دارایی آنان به آقاخان سربرتافتند و تحت تأثیر چند عالم سنی‌مذهب که اشکالاتی اساسی بر آقاخان مطرح کرده بودند، به اهل‌سنت پیوستند. (Jaffer, 1989, p.11)

پس از جدایی حبیب ابراهیم، گروه دیگری از خوجه‏ها نیز از جماعت آقاخان
جدا شدند و به‌تدریج درگیری‏های پنهان در درون جماعت خوجه‏ها صورت
علنی و آشکار یافت. این در حالی بود که آنها اعمال مذهبی خود را نیز به کناری نهادند و نه‌تنها نماز نمی‏خواندند، بلکه به عبادات دیگر نیز توجهی نداشتند. (Federation samachar, 2006, p.18)

در اوایل دهة 1870م گروهی از این خوجه‏ها که در زمرة مخالفان آقاخان به‌شمار می‏رفتند، به‌قصد زیارت رهسپار کربلا شدند و در نجف به دیدار یکی از مجتهدان بزرگ آن زمان، شیخ‌زین‌العابدین مازندرانی رفتند و چون خود را شیعه معرفی کردند، توجه شیخ را جلب نمودند؛ اما هنگامی که آیت‌الله مازندرانی از احکام و اعمال مذهبی آنها پرسید، اظهار داشتند که نماز نمی‏خوانند، روزه نمی‏گیرند و عبادات دیگر را نیز به‌جای نمی‏آورند. (Rizvi & king, p.52) همچنین در پاسخ به پرسش مجتهد بزرگ نجف دربارة تشرف آنها به حج نیز گفتند که زیارت ائمة اطهار‰ را بر سفر حج مقدم می‏شمارند. در پی این امر که موجبات نارضایتی آیت‏الله زین‌العابدین مازندرانی و دیگر علمای بزرگ نجف را فراهم آورد، آنان از شیخ درخواست کردند تا یکی از روحانیون را برای ارتقای معلومات مذهبی آنها به هند اعزام کند. (هدائی، 1373، ص2) آیت‏الله مازندرانی درخواست آنها را اجابت کرد و یکی از شاگردان فاضل خود به نام «ملاقادر حسین» را که هندی بود، به بمبئی اعزام نمود.

ملاقادر حسین پس از استقرار در بمبئی، فعالیت‏های تبلیغی خود را در منزل
یکی از خوجه‏ها آغاز کرد. این فعالیت‏ها شامل برپایی نمازهای جماعت و
ارائة مباحث آموزشی اخلاقی پس از نماز جماعت و پاسخ به پرسش‌های دینی نمازگزاران بود. به‌تدریج تعداد شرکت‏کنندگان در مجالس ملاقادر افزایش یافت؛ به‌گونه‌ای که در شب‏های جمعه بالغ بر یک‌صد نفر در محفل درس ملا حضور می‏یافتند. (Jaffer, 1989, p.11) وی در این جلسات تعالیم اسلامی را بر اساس اصول عقاید شیعة اثنی‌عشر به پیروان خود آموخت و موجب شد که گروه اندکی از آقاخانی‏ها در زمرة یاران ثابت وی درآیند و رسماً مذهب اثنی‌عشری را بپذیرند. در پی این امر، جماعت خوجه‏ها به دو گروه اکثریت «پیروان آقاخان» و اقلیت «اثنی‌عشری» تبدیل شدند و درگیری‏های مذهبی بین آنان که از مدتی قبل آغاز شده بود، شدت گرفت. (روغنی، 1387، ص132) پس از خودداری گروه اقلیت از اطاعت دستور آقاخان و ادامة ارتباط با ملاقادر، آنها در همة امور، اعم از تجارت، روابط اجتماعی، ازدواج و... تحریم شدند. این در حالی بود که شیعیان خوجة اثنی‌عشری با وجود وحشت و هراس از توطئه‏های خوجه‏های آقاخانی که به قتل چند نفر از آنها انجامید، همچنان مراسم مذهبی خود را تحت هدایت ملاقادر به‌صورت مخفیانه ادامه می‏دادند. (عرب‌احمدی، 1389، ص19)

در اواخر دهة 1880م روحانی دیگری به نام شیخ‌ابوالقاسم نجفی با هدف توسعة مذهب تشیع اثنی‌عشری از ایران رهسپار هند شد و در بمبئی اقامت گزید. وی در این شهر با کمک برخی از بازرگانان سرشناس ایرانی که با خوجه‏های اثنی‌عشری ارتباط داشتند برای نخستین بار نماز جمعه را ـ که تا پیش از آن هرگز در
بمبئی اقامه نشده بود ـ برگزار کرد. شیخ‌ابوالقاسم نجفی سپس به تبلیغ تشیع
در بین خوجه‏های آقاخانی پرداخت و این در حالی بود که شیعیان خوجة
اثنی‌عشری بمبئی فاقد هرگونه مسجد یا سالنی برای انجام مراسم عبادی خود بودند. (Engineer, 1990, p.249)

شیعیان خوجة اثنی‌عشری در سال 1899م رسماً جماعت خود را در بمبئی تأسیس کردند. در پی این امر، آقاخان و یارانش کوشیدند از طریق افزایش محیط رعب و وحشت و حملات فیزیکی به این افراد، آنها را به انحلال این جماعت وادارند. با این حال، شیعیان خوجة اثنی‌عشری تحت رهبری ملاقادر و شیخ‌ابوالقاسم نجفی در برابر این فشارها و توطئه‏ها پایداری کردند و به‌تدریج تعداد جماعت آنها به میزان قابل توجهی افزایش یافت. این در حالی بود که آقاخانی‏ها، با اعمال تحریم سعی داشتند این نوشیعیان را از نظر اقتصادی در تنگناهای سختی قرار دهند. (www.africa.Federation.org)

با تداوم این تحریم‏ها و پایداری خوجه‏های اثنی‌عشری بر عقاید خود، به‌تدریج گروهی از آنان تصمیم گرفتند به محلی جدید مهاجرت کنند. در آن زمان،
شرق آفریقا مکان مناسبی برای استقرار شیعیان خوجة اثنی‌عشری به‌شمار
می‏رفت. این منطقه به دلیل سفرهای منظم دریایی هندی‏ها به آنجا، تا حدودی
برای ایشان شناخته شده بود. از این رو، تعدادی از خوجه‏های اثنی‌عشری از
آخرین سال‏های سدة 1800م به‌تدریج به این منطقه مهاجرت کردند و در
جزیرة زنگبار سکونت یافتند. (Rizvi, 1994, p.66) تعداد این مهاجران در دهه‏های 1920 و 1930م بسیار افزایش یافت و هزاران نفر از شیعیان خوجة اثنی‌عشری
در زنگبار مستقر شدند و از طریق این جزیره به دیگر مناطق شرق آفریقا، از
جمله تانزانیا، کنیا و اوگاندا راه یافتند و جماعاتی را در این کشورها تأسیس کردند. (www.dewani.ca/history of khojas.pps)

پس از استقلال پاکستان، گروه دیگری از شیعیان خوجة اثنی‌عشری از ایالات کچ و گجرات به پاکستان مهاجرت کردند و اقلیت‏هایی را در شهرهای کراچی و حیدرآباد تشکیل دادند. در دهه‏های 1970 و 1980م نیز تعدادی از خوجه‏های اثنی‌عشری مقیم شرق آفریقا در آرزوی زندگی بهتر و با هدف ادامة تحصیل فرزندان خود، رهسپار کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی شدند. (عرب‌احمدی، 1389، ص22) این اقلیت کوچک، هرچند در حال حاضر جمعیت بسیار اندکی را در برابر دیگر شیعیان جهان تشکیل می‏دهند، اما به دلیل نظم و انسجام داخلی و تلاش خستگی‏ناپذیر، به یکی از موفق‏ترین گروه‏های شیعی تبدیل شده‏اند، به‌گونه‏ای که تا حد امکان کمک‏های قابل توجهی را در اختیار دیگر شیعیان در کشورهای مختلف قرار می‌دهند و هنگام بروز برخی مصائب و مشکلات نیز به یاری آنها می‏شتابند. (مطالعات میدانی نویسنده، شرق آفریقا، 1387)

 

وضعیت اجتماعی

یکی از مهم‏ترین شاخصه‏های اجتماعی در جوامع مختلف خوجة اثنی‌عشری، خانواده و جایگاه والای آن است. خوجه‏ها خانواده را نهادی مقدس درنظر می‏گیرند که نقش مهمی در رشد و تربیت نسل آینده ایفا می‏کند. آنان تأکید دین اسلام بر حفظ حرمت و قداست خانواده، مبنی بر احترام به والدین، رعایت انصاف و عدالت بین فرزندان، رابطة مناسب و مبتنی بر اخلاق اسلامی بین زن و شوهر و اعضای خانواده، لزوم احترام به کهن‌سالان، حفظ عفت و نجابت حریم خانواده و... را به‌مثابه اصولی خدشه‏ناپذیر درنظر می‌گیرند و بقای خود را در حفظ حرمت و اصالت خانواده می‏دانند. (عرب‏احمدی، 1379، ص104) خانواده در جماعات خوجة اثنی‌عشری، افزون بر زن و مرد و فرزندان، دربرگیرندة پدر و مادر نیز می‏باشد و احترام به کهن‌سالان به‌عنوان اصلی مهم به فرزندان آموزش داده می‏شود. (Salvadori, 1989, p.250) معمولاً پدران در خانواده‏های خوجة اثنی‌عشری ستون اصلی را تشکیل می‌دهند و نقش مهمی در تربیت فرزندان برعهده دارند. پدران و مادران، همچنین فرزندان خود را از سنین خردسالی به مساجد و حسینیه‏ها می‌برند و به‌ویژه می‏کوشند در ایام محرم و رمضان، و مراسم و مناسبت‏های اسلامی، این کودکان را با آیین‏های مذهبی خود که در مساجد و حسینیه‏ها انجام می‏شود، آشنا کنند؛ همچنین با آشنا ساختن آنان با مقررات اسلامی و اصول تشیع، راه و رسم زندگی در جامعه را نیز به آنها بیاموزند. (عرب‏احمدی، 1379، ص104) کودکان و نوجوانان خوجة اثنی‌عشری از این طریق به‌تدریج برخی مقررات اجتماعی نانوشتة حاکم بر این جامعه، همچون لزوم حفظ سنت‏های اجدادی خود، عدم اختلاط با دیگر اقوام و گروه‏های قومی و اجتماعی، و لزوم یک‌پارچه نگهداشتن جامعة کوچک خود را نیز فرا می‌گیرند. (گفت‌وگو با محسن جعفر، 1381)

از دیگر شاخصه‏های اجتماعی جوامع خوجة اثنی‌عشری، نظم‏پذیری و پیروی از مقررات هر جماعت است. آنان معتقدند حفظ و بقای جماعات خوجه، مستلزم پایبندی به قوانین وضع‌شده توسط فدراسیون جهانی و فدراسیون‌های منطقه‌ای است و آنها از این طریق می‏توانند اهداف خود را عملی سازند. افزون بر آن، انزواطلبی و عدم اختلاط با دیگر گروه‏های قومی، از دیگر قوانین حاکم بر کلیة جماعات خوجة اثنی‌عشری است و آنان در کشورهای مختلف، تا حد امکان از ایجاد هرگونه رابطه‏ای با بومیان آن کشور خودداری کرده، مناسبات و ارتباطات خود را با دیگر گروه‏های قومی، در محیط کار خلاصه می‏کنند. ازدواج با دیگر اقوام (حتی شیعیان ایرانی و لبنانی) بسیار به‌ندرت صورت می‏گیرد و گاه دیده شده است فردی که همسری غیر خوجة اثنی‌عشری را برگزیده، به‌تدریج از جماعت خود طرد شده است. (عرب‌احمدی، 1389، ص28)

از دیگر خصلت‏های اجتماعی شیعیان خوجة اثنی‌عشری روحیة اطاعت‏پذیری (تقریباً مطلق) از دستورها و فرامین فدراسیون جهانی و فدراسیون‏های منطقه‏ای است. همة اعضای جماعات خوجه، ملزم به پذیرش دستورها و بخشنامه‏های فدراسیون جهانی‌اند و این دستورها را گاه از فتاوای مراجع تقلید خود و تعالیم اسلامی نیز ارجح می‏شمارند. (عرب‌احمدی، 1379، ص120)

تلاش برای حفظ انسجام داخلی خویش از طریق تأسیس جماعات و تحکیم آن، از دیگر خصوصیات اجتماعی خوجه‏های اثنی‌عشری است. از این رو، آنان پس از ورود به هر کشوری، هرچند با جمعیتی اندک، به‌سرعت جماعتی تشکیل می‌دهند و با جمع‏آوری پول و کمک‌های نقدی از دیگر جماعات و فدراسیون جهانی، به احداث مسجد، امامباره و مدرسه‏ای اسلامی در جنب مسجد اقدام می‌کنند. (گفت‌وگو با دکتر سبتین پانجوانی، 1381)

از دیگر اصول اجتماعی خوجه‏های اثنی‌عشری، حفظ اتحاد آنها در برابر دیگر مسلمانان، اعم از شیعیان و اهل‌سنت است. در واقع، هرچند آنها در درون اختلافاتی دارند، ولی همواره به‌صورت پیکری واحد عمل کرده و اجازه نداده‏اند مخالفان در درون آنان نفوذ کنند و در تشکیلات و سازمان‌دهی جماعات خوجه‏های منطقه یا کشوری خاص خللی پدید آورند. (ملجی، 1373، ص2) در مجموع، می‏توان گفت شیعیان خوجة اثنی‌عشری با وجود جمعیت بسیار کم، از نقطه نظر اجتماعی و اصول و قوانین خود، تأثیر قابل‌توجهی بر دیگر پیروان اهل‌بیت‰ در سراسر جهان برجای گذاشته‏اند. این امر که نشئت‌گرفته از سه عامل نظم، اتحاد و سازمان‌دهی مناسب است، موجب شده که آنها طی چند دهة اخیر به پیشرفت‏های چشمگیری دست یابند و به‌عنوان یکی از اقلیت‏های شاخص دینی در جهان اسلام جلوه‏گر شوند.

 

آداب و رسوم

جامعة شیعیان خوجة اثنی‌عشری، جامعه‌ای کاملاً سنتی با قوانین عرفی خاص خود است که همة اعضای آن خود را موظف به رعایت این قوانین ـ که در گذر زمان، از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته‌اند ـ می‌دانند. آداب و رسوم این جامعه به دو بخش سنت‌های عمومی هندویی و سنت‌های اسلامی تقسیم می‌شود؛ با این حال، پیوستگی نسبتاً عمیقی بین این سنت‌های عمومی و دینی به‌چشم می‌خورد.در واقع می‌توان گفت جامعة شیعیان خوجة اثنی‌عشری به‌دلیل پیشینة تاریخی خود، برخی از آداب و رسوم خاص هندوها را در خود جای داده است. از این رو، در برخی از سنت‏های این جامعه، هنوز ردپای عمیقی از سنت‏های اصیل هندوستان ـ به‌ویژه هندوها ـ به‌چشم می‏خورد. بنابراین، با اینکه اعضای این جامعه بیش از صد سال است که مذهب تشیع اثنی‌عشری را پذیرفته‌اند و تا حد امکان سعی می‏کنند سنت‏های برجای‌مانده از مذهب هندو را از خود دور سازند، ولی برخی از این سنت‏ها همچنان در زمرة آداب و رسوم پایدار این جامعه مانده است؛ به‌گونه‏ای که در مراسم شادی و سرور، جشن ازدواج، سوگواری، نوع پوشش، غذا و... میراث کهن هندی حاکم بر این جامعه مشهود است.

یکی از مهم‏ترین سنت‏های اصیل جامعة شیعیان خوجة اثنی‌عشری برپایی جشن ازدواج است که اوج ‏آمیختگی آداب و رسوم هندویی و اسلامی در آن دیده می‌شود. ازدواج در بین شیعیان خوجة اثنی‌عشری معمولاً به‌صورت درون‌گروهی صورت می‏گیرد و اعضای هر جماعت معمولاً ترجیح می‏دهند فرزندانشان با دیگر افراد در همان جماعت ازدواج کنند. (Federation samachar, 1949, p.22)

در جامعة شیعیان خوجة اثنی‌عشری، برخلاف آیین هندویی، مردان به خواستگاری دختران می‏روند. مراسم خواستگاری به‌صورت سنتی انجام می‌شود و خانوادة داماد در منزل عروس حضور می‏یابند. پس از توافق دربارة ازدواج، مذاکرات رسمی در خصوص مهریه و شیربها ـ که در زبان گجراتی «پودا» نام دارد ـ انجام می‌شود و به‌دنبال آن، خبر نامزدی زوج جوان طی یک مهمانی موسوم به «سقای»، طبق آداب و رسوم ایالات گجرات اعلام می‏شود. پیش از عروسی، مراسم موسوم به «شادی» آغاز می‏شود. یک شب قبل از جشن عروسی هم مراسم رقص و آواز در بین زنان خانوادة عروس انجام می‏شود. در این جشن، رسم حنابندان نیز با تشریفات خاصی صورت می‏گیرد؛ بدین گونه که خانوادة داماد ظرفی از حنا موسوم به «مهندی» را برای خانوادة عروس می‏فرستد و دست‏ها و کف پاهای عروس به شکلی زیبا با حنا طراحی می‏شود. سپس خانوادة عروس کوزه‏ای از روغنی خوشبو و معطر را نزد داماد می‏فرستد و وی خود را با آن معطر می‏سازد. (The light, 1988, p.11)

پس از انجام این تشریفات ـ که زنان با شور و هلهله آن را انجام می‏دهند ـ جشن عروسی آغاز می‏شود. این جشن معمولاً در امامباره‏های هر جماعت و تنها با حضور مردان انجام می‏گیرد و عروس که توسط اطرافیانش احاطه شده، در سالن زنان در انتظار پایان مراسم است. خطبة عقد معمولاً توسط روحانی جماعت و در حضور جمع کثیری از شیعیان خوانده می‌شود. و خانواده‏ها سعی می‏کنند روز عقد با مناسبت‏های بزرگ شیعی، مانند نیمة شعبان، سیزده رجب، ولادت پیامبرŒ، و... مصادف باشد. (عرب‌احمدی، 1389، ص33) جشن عروسی، پس از عقد نکاح ادامه می‏یابد و شب‌هنگام عروس به خانة داماد انتقال می‏یابد و با پای گذاشتن به منزل والدین همسر خود، با استقبال آنها مواجه می‏شود. نخستین گام عروس به خانة پدرشوهر خود، «پاگایلاگانی» نامیده می‏شود و همگان آن را برای آغاز زندگی مشترک زوج جدید خوش‏یمن و با برکت می‏دانند. پس از ورود عروس به منزل والدین همسر، مادر شوهر با شیرینی‌جات و دیگر خوردنی‌ها به استقبال عروس خود می‌آید و او را از درگاهی در عبور می‏دهد. این امر به‌منزلة نمادی از صمیمیت درنظر گرفته می‏شود. (The khoja Shia ithna asheri Muslim community of London, 2002, p.16)

پس از آن، با ورود عروس و داماد به سالن برگزاری جشن، مراسم رقص و پایکوبی و آوازخوانی آغاز می‏شود. این در حالی است که عروس لباس ساری سفید درخشانی بر تن کرده و حلقه‏ای از سکه‏ها (که بخشی از پوداست) و پدرشوهرش به او هدیه داده را بر گردن خود انداخته است. عروس و داماد در پایان جشن عروسی نخستین شب زندگی خود را در حجله‏ای که در منزل پدر داماد ترتیب داده شده است، به‌سر می‏برند؛ در حالی که یک نارگیل به‌عنوان نمادی از خوشبختی و زایش در هنگام ورود آنها به حجله خرد می‏شود.

جشن ازدواج شیعیان خوجة اثنی‌عشری تلفیقی از سنت‏های گجراتی و آداب و رسوم اسلامی است و اگرچه ایشان انجام سنت‏های گجراتی، به‌ویژه آوازخوانی و رقص را معمولاً چندان مهم نمی‏دانند، ولی برخی مراسم نظیر پاگایلاگانی که مستقیماً ریشه در سنت‏های گجراتی آنها دارد، با تشریفات زیادی انجام می‌گیرد و یکی از ارکان اساسی ازدواج درنظر گرفته می‏شود. (Salvadori, p.252-3)

از دیگر سنت‏های شیعیان خوجة اثنی‌عشری، بر تن کردن لباس‏های سنتی هندی است. در واقع، خوجه‏های اثنی‌عشری چون از نظر قومی و نژادی در زمرة اقوام مهاجر از هندوستان به‌شمار می‏روند، لباس را بخشی از هویت ملی و قومی خود درنظر می‏گیرند؛ از این رو، معمولاً در منازل و محل کار خود لباس‏های هندی بر تن می‏کنند. (عرب‏احمدی، 1379، ص100) شیعیان خوجة اثنی‌عشری در زمینة خوراک نیز کاملاً سنتی عمل می‏کنند. معمولاً پخت شیرینی و شربت‏های هندی و انواع و اقسام غذاهای هندی، در بین خانواده‏های خوجه در کشورهای مختلف بسیار رایج است. دختران این جامعه از کودکی پخت انواع غذاهای هندی را از مادران خود فرا می‏گیرند و در مهمانی‏های داخلی خوجه‏های اثنی‌عشری غذاهای هندی مختلفی پخته می‏شوند که به‌نوعی نمایانگر ذوق و سلیقة بانوان این جامعه است. (عرب‌احمدی، 1389، ص36)

موسیقی در جامعة شیعیان خوجة اثنی‌عشری جایگاه والایی دارد و هرچند آنان در این زمینه تابع نظریة مراجع تقلید خود هستند و از موسیقی‏های محرک پرهیز می‏کنند، (گفت‌وگو با دکتر سبتین پانجوانی، 1381) ولی بسیاری از جوانان این جامعه، باوجود تقید مذهبی خود، در منازل و محل کار به انواع موسیقی‏های پاپ هندی گوش می‌کنند و در زمینة بحث غنا به مسائل شرعی چندان اهمیتی نمی‏دهند. افزون بر آن، هرچند افراد این جامعه معمولاً به موازین اسلامی پایبندند و از تماشای صحنه‏های رقص و آواز خودداری می‏کنند، ولی معمولاً به تماشای فیلم‏های هندی که از طریق شبکه‏های ماهواره‏ای در سرتاسر دنیا قابل دسترسی است، می‌پردازند و به‌رغم تمایل نداشتن به صحنه‏های رقص و آواز، این فیلم‏ها را که در واقع بخشی از آداب و رسوم مردمان هند است، با علاقه تماشا می‏کنند. (مطالعات میدانی نویسنده، دارالسلام، 1387)

سفر به هندوستان و بازدید از اقوام و خویشان دور و نزدیک، از دیگر
سنت‏های خوجه‏های اثنی‌عشری است. آنان به‌دلیل علاقة بسیار به سرزمین
خود، معمولاً هر سال سفری به هند انجام می‌دهند و علاوه بر دیدار بستگان خود،
از آثار تاریخی و گردشگاه‏های طبیعی این کشور زیبا بازدید می‏کنند. برخی
از خوجه‏های اثنی‌عشری نیز برای معالجه به هندوستان سفر می‏کنند و
به خانواده‏هایی که توانایی پرداخت هزینة تحصیل فرزندان خود را در کشورهای غربی ندارند کمک کرده، فرزندانشان را در دانشگاه‏های هند ثبت‌نام می‏کنند. (www.world culture encyclopedia.com/south Asia khoja/2010)

از دیگر سنت‏های زیبای خوجه‏های اثنی‌عشری، تلاش آنها برای ایجاد نوعی تلفیق بین دین و ملیتشان است. در واقع آنها باوجود علاقة فراوان به مذهب اهل‌بیت‰ و افتخار به شیعه بودن خویش، کوشیده‌اند ملیت و هویت خود را نیز حفظ کنند. این امر در نام‌های ایشان متجلی است؛ به‌گونه‏ای که نام تمامی آنان، به‌ویژه مردان، مخلوطی از اسامی هندی و نام‏های ائمة اطهار و پیامبران است. برخی از این اسامی عبارت‌اند از: بشیر شیوجی، محمد لالجی، جعفر نانجی، محمد دوجی، باقر جیوراج، کاظم والجی، حسنین آلارخیا، علی دایا و... .(عرب‌احمدی، 1389، ص38)تلاش برای پیوند خصوصیات قومی برجای‌مانده از هندوئیسم و مذهب تشیع، در دیگر سنت‏های این جامعه، مانند مراسم ختنه‌سوران پسربچه‏ها، جشن تولد، مراسم خاک‌سپاری و... نیز کاملاً به‌چشم می‏خورد. با این حال، خوجه‏های اثنی‌عشری برخی از سنت‏های قدیمی هندوئی‏الاصل خود را که با قوانین اسلام مغایرت دارد، به‌کناری نهاده و به مقررات اسلامی روی آورده‏اند. از دیگر سنت‏های جامعة شیعیان خوجة اثنی‌عشری، تلاش برای حفظ زبان‏های کهن قومی آنها، به‌ویژه زبان گجراتی و تا حدودی نیز کچی، به‌عنوان یکی از مهم‏ترین عوامل ارتباط و تفاهم بین افراد و جماعات خوجة اثنی‌عشری است. (The light, 2001, p.33)

 

وضعیت فرهنگی

یکی از ویژگی‌های بارز جامعة شیعیان خوجة اثنی‌عشری، سطح بالای فرهنگی این اقلیت کوچک است. این امر ـ که البته بخشی از آن به نظم و انسجام داخلی، و بخشی نیز به بنیه و توان اقتصادی قابل ملاحظة آنها بازمی‏گردد ـ موجب شده است خوجه‏های اثنی‌عشری به پیشرفت‏های چشمگیری از نظر فرهنگی ـ به‌ویژه در زمینة فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی ـ دست یابند. یکی از شاخصه‏های مهم فرهنگی این جامعه، فرهنگ بالای کتاب و کتاب‌خوانی است؛ به‌گونه‏ای که تقریباً تمام اعضای جماعات مختلف، به مطالعة کتاب­ها و مجلات گوناگون، اعم از علمی، فرهنگی، اقتصادی و دینی علاقة زیادی دارند و با وجود اشتغالات فراوان، از مطالعه غافل نمی‏مانند. در این راستا، کودکان از آغاز یادگیری خواندن و نوشتن، به مطالعة کتاب‌های مختلف تشویق می‏شوند و در کودکستان‏ها و مراکز پیش‌دبستانی خوجه‏های اثنی‌عشری، این انگیزه به‌تدریج در شخصیت آنها شکل می‏گیرد. (عرب‌احمدی، 1375، ص4-5) افزون بر این، تقریباً تمامی خوجه‏ها هر روز صبح و پیش از آغاز فعالیت‏های خود، روزنامه‏های کشور محل اقامت خویش را مطالعه کرده یا به پایگاه‏های اینترنتی مراجعه می‏کنند. تسلط آنها به زبان‏های مختلف، از جمله انگیسی، سواحیلی، گجراتی و اردو نیز عرصة مطالعاتی گسترده‌ای را برای آنان فراهم کرده است. از این رو، بیشتر خوجه‏ها با مراجعه به پایگاه‏های اینترنتی به زبان‏های مختلف، معمولاً از اخبار روز جهان آگاه‌اند و در زمینه‌های مختلف، اطلاعات عمومی گسترده‌ای دارند. خوجه‏های اثنی‌عشری همچنین ساعاتی از شبانه‌روز را به مطالعة کتب دینی نظیر قرآن، نهج‏البلاغه و مفاتیح‌الجنان اختصاص می‏دهند و بسیاری از آنان، هر روز پس از نماز صبح صفحاتی از قرآن و نهج‏البلاغه را مطالعه می‏کنند.[1] (مطالعات میدانی نویسنده، تانزانیا، 1387)

از دیگر ویژگی‏های فرهنگی این جامعه، ریشه‏کن شدن بی‏سوادی در بین همة افراد این اقلیت کوچک است. در واقع، هرچند برخی از افراد نسل اول خوجه‏های اثنی‌عشری مهاجر به شرق آفریقا به‌دلیل مشکلات موجود و شرایط نامناسب اقتصادی بی‏بهره از سواد خواندن و نوشتن بودند، ولی هم‌اکنون همة اعضای جماعات خوجة اثنی‌عشری باسوادند و جدای از طبقة تحصیل‌کرده، دیگران دارای دیپلم متوسطه‌اند. البته این امر در جماعات مختلف با نوساناتی مواجه است؛ به‌گونه‌ای که سطح عمومی سواد در بین خوجه‏های ساکن شرق و جنوب شرق آفریقا، اروپا و آمریکای شمالی، مطلوب و تا حدودی بالاتر از خوجه‏های ساکن پاکستان و هند است. (www.world federation.org)

از دیگر شاخصه‏های خوجه‏های اثنی‌عشری، تسلط بالای آنها به زبان انگلیسی است. چنان‌که مشخص است، زبان انگلیسی به‌عنوان یک عنصر ارتباطی گسترده، جایگاه والایی را در جهان کنونی به خود اختصاص داده است و کشورهای مختلف جهان در تلاش‌اند دست‌کم در مقاطع تحصیلات عالیه، این زبان را بین دانشجویان دانشگاه‏ها و مراکز آموزش عالی خود فراگیر سازند. شیعیان خوجة اثنی‌عشری نیز با درک شرایط موجود، از این عنصر مهم ارتباطی به‌نحو مطلوب بهره‏برداری نموده و نظام آموزشی خود را در کشورهای مختلف، بر اساس زبان انگلیسی تنظیم و تدوین کرده‏اند. (عرب‌احمدی، 1380، ص3)

در این زمینه، کودکان خوجة اثنی‌عشری در کشورهای مختلف، از کلاس اول مدرسه با این زبان آشنا می‌شوند و همة درس‌ها به زبان انگلیسی به آنها ارائه می‏شود. این امر موجب شده است تقریباً تمام خوجه‏های اثنی‌عشری به‌روانی و سهولت به انگلیسی صحبت کنند. این امر حتی در ماداگاسکار و رئونیون فرانسوی‌زبان که از مستعمرات فرانسه به‌شمار می‏روند، به‌چشم می‏خورد و شیعیان خوجة مقیم این دو کشور نیز از آموزش انگلیسی به فرزندان خود غافل نمانده‏اند. (Insight, 2003, p22) معدود خوجه‏های اثنی‌عشری مقیم هلند، فرانسه، سوئد، پرتغال و اسپانیا هم باوجود تسلط به زبان این کشورها، به انگلیسی سخن می‌گویند. گستردگی زبان انگلیسی در بین خوجه‏های اثنی‌عشری به‌اندازه‏ای است که روحانیون و خطبای آنان در سخنرانی‏های خود، گاه چند دقیقه به اردو و گجراتی صحبت می‌کنند؛ سپس رشتة کلام را با انگلیسی ادامه می‏دهند. (مشاهدات عینی نویسنده، شرق آفریقا و اروپا، 1387)

از دیگر شاخصه‏های فرهنگی خوجه‏های اثنی‌عشری، می‏توان به مدارس و مراکز آموزشی آنان اشاره کرد. ایشان از چند دهة گذشته و با پی بردن به لزوم یک‌دست کردن سیلابس‏های درسی جماعات خود، تقریباً در هر شهر مدرسه‏ای نیز بنا نهاده و کودکان خود را در این مراکز نام‌نویسی کرده‌اند. (http://almuntazir.org) این مدارس در برخی از کشورها به‌طور رسمی مورد تأیید وزارت آموزش و پرورش آنجا قرار گرفته‏اند و در برخی کشورها نیز حالت غیررسمی دارند و صرفاً به‌عنوان مرکزی کمک‌آموزشی استفاده می‏شوند. (www.Khojaheritage.com)

وجود کتابخانه‏های مختلف در جماعات خوجة اثنی‌عشری، از دیگر ویژگی‏های فرهنگی این اقلیت کوچک است. این کتابخانه‏ها که در بیشتر شهرهای محل سکونت خوجه‏ها فعالیت دارند، از مراکز فرهنگی ارزشمندی به‌شمار می‏روند که گنجینه‏ای از اطلاعات علمی را در خود جای داده‌اند و به نسل جوان خوجه‏ها منتقل می‏سازند. (www.dartabligh.org)

از دیگر خصوصیات فرهنگی خوجه‏ها، برگزاری اردوهای اسلامی آموزشی
در کشورهای مختلف و با حضور دانش‏آموزان نخبه و ممتاز است. در این اردوگاه‏ها، افزون بر ارتقای سطح آموزشی دانش‏آموزان، برنامه‏های تفریحی متنوعی نیز درنظر گرفته می‏شود که موجبات رضایت و مسرّت خاطر این دانش‏آموزان را فراهم می‏آورد. افزون بر آن، جماعات خوجة اثنی‌عشری به‌منظور تقویت بنیة فرهنگی اعضای خود، معمولاً دوره‏های آموزشی مختلف، شامل آموزش رایانه، اینترنت، زبان عربی، روزنامه‏نگاری و... را برگزار می‌کنند و می‏کوشند سطح مهارت‏های افراد شرکت‌کننده را از این طریق ارتقای بخشند. (www.Baabul-Ilm.com)

موقعیت اقتصادی

چنان‌که اشاره شد، شیعیان خوجة اثنی‌عشری هم‌اکنون اقلیت کوچک دینی به‌شمار می‏روند که شغل اصلی بیشتر آنان فعالیت‏های تجاری و بازرگانی است. دراین‌باره می‏توان گفت اقتصاد یکی از مهم‏ترین ارکان جامعة خوجه‏های اثنی‌عشری است و هرچند طی دو دهة گذشته به برخی مشاغل علمی و فرهنگی نیز روی آورده‏اند ولی اقتصاد و تجارت همچنان زیربنای اصلی جماعات مختلف این اقلیت کوچک به‌شمار می‏رود. در رهگذر این امر، و البته سخت‏کوشی و پشتکار شیعیان خوجة اثنی‌عشری، امروزه آنان در بیشتر کشورهایی که به‌عنوان اقلیت‏هایی مهاجر در آنجا حضور دارند، از وضعیت مالی و رفاهی خوبی برخوردارند.

در بیان تاریخچة شیعیان خوجه‏های اثنی‌عشری و جدایی‌شان از آقاخانی‏ها اشاره شد که آنها ابتدا از وضعیت مالی و رفاهی بالایی بهره‏مند نبودند و حتی در ردة اقشار پایین جامعة خود قرار داشتند و جدایی از آقاخانی‏ها وضعیت فقر و فاقة آنها را تشدید کرد. بنابراین آنچه در این میان مشهود است، عدم تمکن مالی آنها در بدو تأسیس این جامعة کوچک و بهره‏مند نبودن از شخصیت‏های ثروتمند و مرفّه بوده است. با این حال، پس از جدایی خوجه‏های اثنی‌عشری از آقاخانیه و تأسیس نخستین جماعات در بمبئی، احمدآباد و زنگبار، آنان به‌تدریج درصدد تحکیم مبانی جامعة خود برآمدند و به‌طور قطع به این نتیجه رسیدند که تنها با ایجاد جامعه‏ای مستقل و دارای تمکن مناسب می‏توانند پایه‏های جامعة خود را ثبات بخشند و با گام‏هایی استوار به‌سوی آینده قدم بردارند. این امر سبب شد که از همان ابتدا با تحمل سختی‏های فراوان، به فعالیت‏های اقتصادی مختلف روی آورند. همین مسئله پس از مهاجرت گستردة آنها به شرق آفریقا و استفاده از ظرفیت‏ها و توانمندی‏های موجود در این کشورها، موجبات شکوفایی اقتصادی آنها را فراهم آورد. (The light, 1999, p.9)

در بررسی وضعیت اقتصادی شیعیان خوجة اثنی‌عشری، باید تمایزاتی را بین شیعیان خوجة مقیم شبه‌قارة هند و خوجه‏های اثنی‌عشری مقیم آفریقا و کشورهای غربی قایل شد. در ارتباط با خوجه‏های اثنی‌عشری مقیم هند و پاکستان شایان ذکر است، هرچند آنها طی چند دهة گذشته و از بدو تأسیس فدراسیون جهانی و سازمان مسلمانان شیعة خوجة اثنی‌عشری آمریکای شمالی، همواره مورد حمایت این سازمان‏ها قرار داشته‏اند، ولی تفاوت مشهودی از نقطه‌نظر رفاهی و مالی بین آنان و دیگر خوجه‏های اثنی‌عشری به‌چشم می‏خورد. از این رو، در بررسی وضعیت زندگی شیعیان خوجة اثنی‌عشری مقیم هند باید اذعان داشت آنها به‌دلیل وضعیت اقتصادی عمومی هند و فقر نسبی حاکم بر این کشور، موقعیت اقتصادی بالایی ندارند و بیشتر خوجه‏های اثنی‌عشری ساکن بمبئی، احمدآباد، ماندوی و بارووا (گجرات)، از مشکلات معیشتی مختلفی رنج می‏برند. (Insight, p.23)

در واقع، پس از مهاجرت تعداد قابل توجهی از خوجه‏های اثنی‌عشری به شرق آفریقا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، همچنین مهاجرت تعداد زیادی از خوجه‏های اثنی‌عشری به پاکستان (پس از جدایی این کشور از هند در سال 1947م) بقیة خوجه‏های اثنی‌عشری ساکن این کشور نتوانستند تحولی اساسی در وضعیت زندگی خود پدید آورند و در زمرة طبقات متوسط رده‌پایین جامعة هند باقی ماندند. از این رو، برخلاف آقاخانی‏ها و شیعیان بهرة مقیم هند، شیعیان خوجة اثنی‌عشری مقیم هند امروزه از نظر اقتصادی، حضور کمرنگی در کشور یک میلیارد و ده‌ها میلیون نفری هندوستان دارند و نتوانسته‏اند ایفاگر نقش مهمی در عرصة معادلات تجاری این کشور باشند. (www.world culture encyclopedia.com)

این امر، البته تا حدودی نیز ناشی از مهاجرت بسیاری از شخصیت‏های برجستة این جامعه به شرق آفریقا بود؛ به‌گونه‏ای که بسیاری از تجار متمول خوجة اثنی‌عشری، این کشور را به‌سوی شرق آفریقا ترک گفتند و تقریباً می‏توان گفت بخش عمدة ثروتمندان این جامعه، در اوایل قرن بیستم در آرزوی آینده‏ای بهتر
رهسپار زنگبار، کنیا و سرزمین اصلی (تانگانیکا) شدند. موج دوم خوجه‏های اثنی‌عشری که بیشتر دربرگیرندة نخبگان این جماعت، شامل صاحبان صنایع و تجار ثروتمند بودند نیز در اواخر دهة 1940م به پاکستان مهاجرت کردند و باقی‌ماندة خوجه‏های اثنی‌عشری در هند را بخش متوسط و پایین جامعة هند تشکیل دادند. (Engineer, 1990, p.250) از آن زمان تا کنون، خوجه‏های اثنی‌عشری طبقه‏ای متوسط متمایل به پایین را تشکیل می‏دهند که عمدتاً در بمبئی، احمدآباد، سورات و گجرات زندگی می‏کنند. این افراد، یا به تجارت خرده‏پا اشتغال دارند یا کارمند مؤسسات اداری و خصوصی هندند و سطح درآمد پایینی دارند. برخی از آنها که در روستاها زندگی می‏کنند و به کشاورزی می‌پردازند، حتی قادر به تأمین معیشت خود نیستند و از مشکلات بهداشتی مختلفی رنج می‏برند. وضعیت زندگی خوجه‏های اثنی‌عشری در بمبئی و احمدآباد ـ که بیشتر جمعیت آنان در این دو شهر متمرکز شده است ـ نیز رونق چندانی ندارد و آنان عموماً در محلاتی فقیرنشین و در خانه‏های محقر دو و سه اطاقه زندگی می‏کنند. (Insight, 1979, p.25)

وضعیت شیعیان خوجة اثنی‌عشری مقیم پاکستان، بهتر از هندی‏هاست. آنان در بدو استقلال پاکستان به این کشور مهاجرت کردند و در بین آنان، گروهی از نخبگان خوجه، از جمله صاحبان صنایع و تجار متمول نیز بودند. این خوجه‏های اثنی‌عشری در سال‏های نخستین موجودیت پاکستان، به‌تدریج مشاغل مختلفی را عهده‏دار شدند؛ به‌گونه‏ای که امروزه در کراچی و چند شهر دیگر پاکستان، از وضعیت رفاهی مناسبی برخوردارند. تعدادی از شیعیان خوجة مقیم شرق آفریقا نیز در دهه‏های 1960 و 1970م رهسپار کشور پاکستان شدند و با توجه به تسلط بر امور اقتصادی و تجاری، به‌سرعت به مشاغل مختلفی دست یافتند. شیعیان خوجة اثنی‌عشری پاکستان، هم‌اکنون عهده‌دار فعالیت‏های تجاری مختلفی هستند. بیشتر آنها به مشاغل خرده‏پایی همچون خرید و فروش مبل، تزئینات منزل، عکاسی، لوازم منزل، و ظروف اشتغال دارند. برخی از آنها نیز پزشک، استاد دانشگاه، مهندس و... می‏باشند. تعداد اندکی از خوجه‏های اثنی‌عشری مقیم کراچی نیز در زمینة صادرات و واردات کالاهای مختلف فعالیت دارند و با هند، هنگ‌کنگ، چین، شرق آفریقا، اندونزی، تایلند و انگلستان ارتباط تجاری دارند. (مطالعات میدانی نویسنده، پاکستان، 1389) برخلاف خوجه‌های اثنی‌عشری شبه‌قاره، شیعیان خوجة اثنی‌عشری ساکن شرق و جنوب‌شرق آفریقا (کنیا، تانزانیا، ماداگاسکار، و اوگاندا) وضعیت اقتصادی بسیار خوبی دارند؛ به‌گونه‏ای که در حال حاضر در زمرة طبقه ثروتمند این کشورها به‌شمار می‌روند و در سایة این موقعیت مناسب مالی، از نفوذ چشمگیری در سطح دولت و دولتمردان نیز بهره‏مندند. (عرب‌احمدی، 1389، ص88)

خوجه‏های اثنی‌عشری در دهه‏های 1890، 1900، 1910 و 1920م به‌تدریج رهسپار شرق آفریقا شدند و از طریق زنگبار، در شهرهای مختلف شرق و سپس جنوب‌شرق آفریقا استقرار یافتند. آنها در بدو ورود، اندوختة مالی چندانی نداشتند؛ ولی با استفاده از استعداد ذاتی خود و بهره‏برداری مناسب از شرایط موجود، به‌سرعت وارد بخش‏های تجاری شدند و در مدتی کوتاه، از طریق خرید و فروش کالاهای مختلف و صادرات و واردات به هند، جایگاه خود را ارتقا بخشیدند؛ به‌گونه‏ای که پیش از جنگ جهانی دوم در زمرة طبقات نخبة این کشورها جای گرفتند. آنان از اوایل دهة 1960م و استقلال سیاهان این کشورها ـ که موجب خروج استعمارگران انگلیسی و فرانسوی و خالی شدن بسیاری از پست‏ها و مشاغل شد ـ موقعیت خود را هرچه بیشتر تثبیت کردند. (پورمرجان، 1377، ص8-9)

در این راستا، خوجه‏های اثنی‌عشری، (و دیگر هندی‏های مقیم، اعم از هندوها، آقاخانی‏ها و بهره‏ها) از فرصت موجود استفاده کردند و با استفاده از خلأ موجود، در بخش اقتصادی این کشورها جای گرفتند. این امر، البته با هماهنگی دولت‏های وقت که تجربة کافی در کشورداری نداشتند، صورت گرفت و دولت‌مردان که به‌دلیل تجربة تلخ خود، به سفیدها اعتماد نداشتند، از این هندی‏ها استقبال کردند و فرصت سرمایه‏گذاری در بخش‏های مختلف، اعم از تجارت، صنعت، حمل و نقل، معادن و... را برای آنها فراهم ساختند. (عرب‌احمدی، 1386، ص55) این امر موجب شد که در دهه‏های 1960 و 1970م هندی‏ها، از جمله خوجه‏های اثنی‌عشری، موقعیت خود را در اقتصاد این کشور تثبیت کنند و طیف گسترده‌ای از شرکت‏های خصوصی، صادرات و واردات، کارخانجات و کارگاه‏ها، مؤسسات تجاری، صرافی‏ها، بانک‌ها، مراکز حمل و نقل، انتشارات، مزارع کشاورزی و... را به‌خود اختصاص دهند. (www.dewani.ca/history of khojas.pps)

از این رو، با وجود مشکلات ناشی از امنیت نسبی این کشورها، خوجه‏های اثنی‌عشری بخشی از نبض اقتصادی کشورهای یادشده را در دست گرفتند و به‌ویژه در زمینة اقلام صادراتی کشورهای شرق و جنوب آفریقا (چای، قهوه و کاکائو) نقش مهمی را برعهده دارند. بنابراین، با وجود فقر شدید این کشورها، افزایش تورم عمومی و افزایش قیمت کالاهای اساسی، پیوسته بر ثروت خوجه‏های اثنی‌عشری افزوده شده است و برخی از تجار این جماعات، به‌عنوان ثروتمندترین تجار تانزانیا، کنیا، مادگاسکار و اوگاندا جلوه‏گر شده‌اند. (عرب‌احمدی، 1389، ص90-91) شیعیان خوجة اثنی‌عشری ساکن اروپا (بیشتر انگلستان) و آمریکای شمالی، اگرچه در زمرة طبقات نخبة این کشورها شمرده نمی‏شوند، وضعیت مالی مناسبی دارند و بیشتر به خرید و فروش لوازم منزل، صادرات و واردات کالاهای مختلف، خرید و فروش اتومبیل‏های دست دوم و... می‌پردازند. بخشی از آنان نیز در بخش‏های علمی و با سمت استاد دانشگاه، مهندس و پزشک فعالیت می‏کنند. در مجموع، خوجه‏های اثنی‌عشری در اروپا و آمریکای شمالی وضعیت مالی مناسبی دارند و چند تن از آنها در زمرة افراد پول‌دار و ثروتمند به‌شمار می‏روند.[2] (گفت‌وگو با آقای محسن جعفر)

 

جایگاه دینی

یکی از شاخص‏ترین ویژگی‌های جوامع خوجة اثنی‌عشری در سراسر جهان، تقید دینی و رعایت کامل فرایض دینی است. در واقع، پیروی از اصول و قوانین مذهب اهل‌بیت‰ و اطاعت از دستورهای دینی و مذهبی، بر تمام امور زندگی شیعیان خوجة اثنی‌عشری سایه افکنده است و جماعات مختلف آنها تلاش دارند از طریق انجام برنامه‏های دینی مختلف، همة اعضای جماعات خود را تحت پوشش قرار دهند و به پیکری واحد مبدل سازند. (گفت‌وگو با دکتر سبتین پانجوانی، 1381) تقید دینی شیعیان خوجة اثنی‌عشری در وهلة اول مربوط به اصول و فروع دین است و آنان تأکید خاصی به برپایی نمازهای یومیه به‌صورت جماعت دارند. افزون بر آن، ایشان مراسم و مناسبت‏های دینی خود، مانند اعیاد، شهادت ائمة اطهار‰، ایام فاطمیه و به‌ویژه ماه محرم را با تشریفات مفصلی برگزار می‏کنند. (The light, 1997, p.14)

تقیدات دینی خوجه‏های اثنی‌عشری، از دوران کودکی آنها آغاز می‏شود و کودکان اعم از دختر و پسر، معمولاً پیش از بلوغ، نمازهای یومیه را از والدین خود می‌آموزند و همراه با پدران و مادران در مساجد و حسینیه‏ها حضور می‏یابند. این امر که همواره مورد تأکید رهبران این جامعه و امامان جماعات بوده، موجب شده است باورهای دینی از نخستین سال‏ها در آنها نقش ببندد و به‌عنوان بخشی از زندگی آنان درنظر گرفته شود. افزون بر آن، روحانیون جماعات نیز کودکان را از دورة طفولیت از طریق برپایی کلاس‏های آموزشی با دین اسلام و قوانین آن آشنا می‌سازند و می‏کوشند تا حد ممکن اصول اولیة اسلام را به آنها آموزش دهند. (عرب‌احمدی، 1389، ص100) والدین در کنار نمازهای جماعت، کودکان خود را با برخی از قوانین اسلامی، از جمله حجاب نیز آشنا می‏سازند؛ به‌گونه‏ای که دختران خردسال، حتی پیش از سن تکلیف چادرهایی کوچک بر تن می‌کنند و با حجاب اسلامی در مساجد حضور می‏یابند. پسربچه‏ها نیز دشداشه‏های سفید دربر می‌کنند و با پدران خود در مجالس مذهبی و نمازهای جماعت حاضر می‌شوند. جدای از آن، کودکان از سن پنج‌سالگی با معارف قرآنی آشنا می‌شوند و کلاس‏های قرآن‌خوانی برای آنها، در مکان‏هایی مخصوص در جنب مسجد شیعیان برپا می‏شود. (Salvadori, 1989, p.253)

خوجه‏های اثنی‌عشری برای نماز اهمیت خاصی قایل‌اند و حتی‌الامکان می‌کوشند نمازهای یومیة خود را به‌صورت جماعت برگزار کنند. آنان معتقدند برگزاری نماز جماعت، جدای از اجر معنوی و ثواب آن، سبب استحکام روحیة اخوت، برابری و اتحاد بین آنها می‌شود و مناسبات اجتماعی شیعیان خوجة اثنی‌عشری را تحکیم می‏بخشد. آنان هر هفته در نماز جمعة مساجد خود شرکت می‏کنند. این در حالی است که معمولاً در آن روز دشداشه‏های سفید یا لباس‏های تمیز هندی بر تن می‏کنند. برپایی نمازهای مستحبی نیز جایگاه خاصی در بین خوجه‏های اثنی‌عشری دارد و به‌ویژه نماز عید فطر با حضور تمام اعضای جماعات و به شیوه‏ای بسیار زیبا برپا می‏شود. (عرب‏احمدی، ص100)

شیعیان خوجة اثنی‌عشری در زمینة پرداخت خمس، زکات، صدقه و نذورات نیز همواره پیشگام بوده‌اند و هر سال سهم امام و سادات را از طریق جماعات خویش یا فدراسیون‏های منطقه‏ای به دفتر مرجع تقلید خود آیت‏الله سیستانی در عراق یا نمایندة ایشان آیت‏الله شهرستانی در قم می‏فرستند. حج و زیارت اماکن مقدس، از جمله مراقد ائمة اطهار‰ در عراق و ایران نیز از دیگر اموری است که برای خوجه‏های اثنی‌عشری بسیار اهمیت دارد. خوجه‏های اثنی‌عشری، دیگر شرایع اسلامی را نیز تا حد امکان گرامی می‏دارند. (گفت‌وگو با دکتر عارف عبدالحسین، بیرمنگام، 1381)

شیعیان خوجة اثنی‌عشری در زمینة فعالیت‏های تجاری خود نیز از ورود به معاملات رباگونه به‌شدت پرهیز دارند و از امور تجاری‌ای که شبهه‏ای از ربا‏خواری در آن باشد، خودداری می‏کنند. آنان از خوردن غذاهای مشکوک از نظر حلال بودن نیز خودداری کرده، معمولاً در خرید گوشت گاو و گوسفند، به مهر حلال آن توجه بسیار دارند. (گفت‌وگو با مولانا شمس‌الحسن زیدی، زنگبار، 1387)

 

شیعیان خوجة اثنی‌عشری و سیاست

چنان‌که اشاره شد، اقتصاد و فعالیت‏های تجاری، همواره امری زیربنایی برای شیعیان خوجة اثنی‌عشری درنظر گرفته شده است و بیشتر اعضای این اقلیت مذهبی عهده‏دار مشاغل بازرگانی مختلف و متنوعی‌اند. این امر تا حدودی ناشی از علاقه و طبیعت ذاتی آنها به روی‌گردانی از ورود به عرصة سیاسی است. این بی‌رغبتی سبب شده است که خوجه‏های اثنی‌عشری هرچه بیشتر به تجارت و بازرگانی روی آوردند. در ارتباط با نقش شیعیان خوجة اثنی‌عشری در ساختار سیاسی کشورهای محل سکونت خویش و عرصة روابط بین‏الملل گفتنی است اصولاً آنان به‌دلیل اینکه در هر کشور اقلیت‏های کوچکی را تشکیل می‏دهند و هرگونه حادثه یا بی‏ثباتی می‏تواند موجودیت و تمامیت آنها را با مخاطراتی جدی مواجه سازد، معمولاً از ورود به امور سیاسی و تلاش برای تصدی مشاغل بالای دولتی پرهیز می‌کنند و حتی‏الامکان می‏کوشند وارد این گونه امور نشوند.

البته با وجود این محافظه‏کاری ذاتی ـ که تا حدودی خصلت همة اقلیت‏ها شمرده می‏شود ـ آنها گوشه‌چشمی نیز به سیاست دارند و ضمن پرهیز از به‌دست آوردن سمت‌های بالای سیاسی، منافع خود را نیز در این خصوص درنظر دارند. از این رو، در مواقع لازم از خصلت‏های انزواگرایانة خود عدول کرده و مشاغلی سیاسی همچون نمایندگی پارلمان و حتی معاونت وزیری را در برخی کشورها به‌دست آورده و از این طریق به حفظ منافع خود در کشور محل سکونت پرداخته‏اند. (عرب‌احمدی، 1389، ص148) در حقیقت، خوجه‏های اثنی‌عشری هرچند معتقدند ورود به جریان‌های سیاسی و پذیرش مشاغل سیاسی رده‌بالا و میانه می‏تواند در مواقع‏ خاصی موقعیت آنها را دچار مخاطراتی سازد، ولی در مواقعی که شرایط کشور محل سکونت خود را مستلزم تصدی برخی پست‏های سیاسی ارزیابی کنند، وارد این صحنه نیز می‏شوند.

در این زمینه می‏توان به کشورهای منطقة شرق آفریقا اشاره کرد. شیعیان خوجة اثنی‌عشری، هم‌اکنون از اقلیت‏های نیرومند اقتصادی کشورهای کنیا، تانزانیا، اوگاندا و ماداگاسکار شمرده می‏شوند و به‌دلیل وضعیت مناسب اقتصادی، از نظر درآمد و میزان نقدینگی و دارایی در جایگاه بسیار خوبی قرار دارند؛ (مطالعات میدانی نویسنده، شرق آفریقا، 1387) با این حال، از آنجا که این افراد با دارا بودن ثروت قابل ملاحظه، در بین سیاهان عمدتاً فقیر و مسکین محصور شده‌اند، معمولاً با مقامات سطوح
عالی دولتی، از جمله شخص رئیس‌جمهور، معاونان وی، وزرا و فرماندهان پلیس ارتباطات نزدیکی دارند. این امر بیشتر از آن روست که در صورت بروز هرگونه خطری ـ نظیر حمله به انبارها، منازل مسکونی یا سرقت اموال ـ بتوانند از دوستان عالی‌رتبة خود در بخش‌های مختلف کمک بگیرند و زیان‏های حاصله را جبران کنند. افزون بر آن، در مواقعی که احساس کنند حتی این ارتباطات نیز نمی‏تواند امنیت کامل شغل و زندگی آنها را فراهم آورد، مشاغلی نظیر نمایندگی مجلس یا معاونت وزارتخانه‏های مورد نظر خود را برعهده می‌گیرند و از این طریق شخصاً و با بهره‏گیری از این موقعیت‏ها به تأمین منافع جامعة خود می‏پردازند. در این ارتباط، طی چند دهة گذشته تعداد اندکی از شیعیان خوجه به مشاغل سیاسی یاد شده ورود کرده و موجبات دلگرمی دیگر خوجه‏های ساکن این کشورها را فراهم آورده‏اند. (Insight, 2003, P.33)

این وضعیت، در کشورهای شبه‌قارة هند تا حدودی متفاوت است. خوجه‏های اثنی‌عشری ساکن این کشورها عمدتاً در زمرة افراد متوسط جامعه‌اند و بسیاری از آنها نیز به‌ویژه در هند با مشکلات ناشی از فقر و مسکنت درگیرند. این امر موجب شده است که آنها کمتر انگیزه‏ای برای ورود به جریان‌های سیاسی احساس کنند. البته خوجه‏های اثنی‌عشری مقیم پاکستان در بدو استقلال این کشور از هند و دورة بسیار کوتاه ریاست محمدعلی جناح بر این کشور، از وی حمایت می‏کردند؛ ولی به‌تدریج از فعالیت‏های سیاسی کناره‏گیری کردند؛ به‌گونه‏ای که اکنون اقلیت کوچکی هستند که از سیاست کاملاً کناره گرفته‌اند. (The light, 1990, P.17)

شیعیان خوجة اثنی‌عشری مقیم هند، در دهه‏های 1930 و 1940م و در زمان ریاست محمدعلی‌جناح بر مسلم‌لیگ هند، نقش مهمی در تاریخ سیاسی هند ایفا کردند. در آن عهد، بیشتر خوجه‏های اثنی‌عشری هند از حامیان مسلم‌لیگ بودند و حمایت خود را بارها از محمدعلی جناح در برابر کنگرة ملی هند ابراز کردند. در طی این دوره، خوجه‏های اثنی‌عشری در صحنة سیاسی هند نیز مشارکت فعالی داشتند و در سال 1942م حتی حسین‌بهای لالجی، از شیعیان خوجة هند، به رقابت با محمدعلی جناح برخاست و درصدد به‌دست‏گیری پست ریاست مسلم‌لیگ برآمد، که البته به‌دلیل حمایت اکثر خوجه‏های اثنی‌عشری از محمدعلی جناح، شانسی برای تصدی این پست به‌دست نیاورد. آنان همچنین از نهضت خلافت، که چندی در شمال هند به‌راه افتاد نیز حمایت نکردند؛ زیرا رهبران این نهضت متمایل به خلیفه‏ای سنی بودند. خوجه‏های اثنی‌عشری پس از جدایی پاکستان از هند در دهه‏های 1950 و 1960م، به‌تدریج از سیاست کناره‏گیری کردند و به حامیان خموش مسلم‌لیگ هند تبدیل شدند. در چند دهة گذشته نیز آنان همچنان از مسلم‌لیگ هند حمایت کرده‏اند و در عین حال، از کنگرة ملی هند نیز در مواقع خاص و در زمانی که یکی از اعضای خوجة اثنی‌عشری نامزد این حزب می‏شود، پشتیبانی به‌عمل آوردند. در طی این مدت، تنها یکی از خوجه‏های اثنی‌عشری به نام آزاد آبیدللی در سال 1963م به وزارت کار هند برگزیده شد؛ ولی پس از آن فرد دیگری از خوجه‏های اثنی‌عشری به‌طور حرفه‏ای وارد سیاست نشد. (Engineer, 1990, p.252)

شیعیان خوجة اثنی‌عشری مقیم انگلستان و اروپا، در ارتباط با فعالیت‏های سیاسی خود تابع سیاست فدراسیون جهانی‌اند و معمولاً با هماهنگی شورای مسلمانان بریتانیا به دفاع از جایگاه تشیع و حقوق مسلمانان این کشور و دیگر مسلمانان اروپا می‏پردازند.[3] آنان هر سال با شرکت در راهپیمایی روز قدس به‌همراه دیگر مسلمانان اروپا، خشم خود را از حمایت‏های مستمر دولت‏های اروپایی از رژیم صهیونیستی به‌تصویر می‏کشند. آنان طی دو دهة اخیر، بارها مخالفت خود را با اقدامات اسلام‏ستیزانة کشورهای فرانسه، دانمارک و هلند نیز اعلام کرده‌اند و در میتینگ‏هایی که توسط سازمان‏های اسلامی برگزار می‏شود، شرکت می‏کنند. با این حال، آنان در صحنة سیاسی این کشورها دخالتی ندارند و از ورود به جریان‌های سیاسی این کشورها پرهیز می‏کنند. (تبعیض و ناشکیبایی علیه مسلمانان در اتحادیة اروپا، 1387، ص45)

شیعیان خوجة اثنی‌عشری مقیم آمریکای شمالی نیز، هرچند اقلیتی غیرسیاسی شمرده می‏شوند، ارتباطات مستمری با برخی از اعضای کنگرة آمریکا دارند و در جلسات مسلمانان با سناتورهای آمریکا نیز شرکت کرده، از حقوق مسلمانان آمریکا دفاع می‏کنند. آنان همچنین با سازمان CARE که از منافع مسلمانان ایالات متحده و دیگر کشورهای جهان (از طریق کنگرة آمریکا) حمایت می‏کند، مناسبات خوبی دارند. در واقع، هرچند خوجه‏های اثنی‌عشری مقیم آمریکای شمالی نیز همچون دیگر جماعات خوجه، اقلیت‌هایی غیرسیاسی به‌شمار می‏روند، ولی از پویایی خاصی در زمینة ارتباطات خود با دیگر مسلمانان و گروه‏های اسلامی این کشور برخوردارند. آنان در دهة 1990م و به‌دنبال بی‏تفاوتی ژنرال پرویز مشرف، رئیس‌جمهور پیشین پاکستان، در محدود کردن فعالیت‏های سپاه صحابه و دیگر وهابیون، طی برگزاری جلساتی با برخی از سناتورهای بانفوذ آمریکایی، خواستار اعمال نفوذ آنها بر مشرف شدند.[4] (عرب‌احمدی، 1389، ص151)

البته طی دو دهة گذشته و با اوج‌گیری مشارکت مسلمانان در عرصه‏های سیاسی اجتماعی جهان، شیعیان خوجة اثنی‌عشری نیز با درک صحیح شرایط موجود، به‌تدریج کوشیده‌اند از لاک انزوای نسبی خود بیرون بیایند و با ورود به عرصة معادلات سیاسی کشورهای خود، روابط بهتری را با سازمان‏های دولتی کشورهای محل اقامت خویش بنیان نهند.

 

چالش‌ها

با وجود موفقیت‌های به‌دست آمده، خوجه‏های اثنی‌عشری طی چند دهة گذشته با چالش‌های فراوانی نیز مواجه بوده‏اند؛ که به‌نوعی موانع پیش‌روی آنان شمرده می‏شوند. این مشکلات، هرچند بر اساس موقعیت مکانی و محل زندگانی آنها تا حدودی با هم اختلاف دارند، در اساس و مبنا تفاوت چندانی با هم ندارند. یکی از مشکلات مهم شیعیان خوجة اثنی‌عشری، به‌ویژه جماعات مستقر در اروپا و آمریکای شمالی، تهاجم فرهنگی غرب و مظاهر فریبندة آن است که نسل جوان آنان را در این کشورها به‌شدت تهدید می‏کند.

در حقیقت، هرچند خوجه‏هایی که با امید زندگی بهتر و با هدف تحصیل فرزندان خود در دانشگاه‏های معتبر، رهسپار اروپا و آمریکای شمالی شده‌اند، در حال حاضر در مقایسه با دیگر خوجه‏های ساکن شرق آفریقا و شبه‌قارة هند از تسهیلات رفاهی بهتری برخوردارند، ولی در عین حال با چالش‏های سنگینی مواجه‌اند که در نوع خود بسیار خطرناک است و می‏تواند ماهیت وجودی این اقلیت کوچک را با مخاطرات جدی روبه‌رو سازد. بخشی از این مشکلات، عمدتاً فساد گسترده و ارتباطات نامشروع جنسی است که در دانشگاه‏ها و مراکز آموزش عالی غرب بسیار رایج است. در کنار آن، مواد مخدر، الکل، پارتی‏های شبانه و قمار، از دیگر معضلاتی‌اند که نوجوانان و جوانان خوجة اثنی‌عشری را تهدید می‏کنند.

از سوی دیگر، طی دو دهة گذشته، موج عظیمی از تبلیغات بر ضد دین اسلام و مذهب تشیع در غرب به‌راه افتاده و مراکز و مؤسسات تحقیقاتی با اطلاق واژه‏هایی ابهام‏برانگیز، نظیر «اسلاهراسی» و «شیعه‌هراسی» کوشیده‌اند مسلمانان و به‌ویژه شیعیان را انسان‏هایی خشن، متعصب و ضد دموکراسی و آزاداندیشی معرفی کنند و تا حد امکان تصویری مخدوش از اسلام و مذهب مترقی تشیع را در پیش چشمان مردمان مسیحی مغرب زمین نشان دهند. در دانشگاه‏ها نیز چنین وضعیتی حاکم است و اساتید معمولاً در لابه‏لای دروس، گاه به‌طور تلویحی مطالبی را برضد دین اسلام و تشیع مطرح می‏کنند. رسانه‏های گروهی، اعم از مطبوعات و شبکه‏های رادیو و تلویزیونی کشورهای غربی نیز سرشار از مطالب مختلف ضداسلامی است. از سوی دیگر، برخی کشورهای اروپایی همچون فرانسه، به طرق مختلف فعالیت‏های شیعیان خوجة اثنی‌عشری را محدود می‌کنند و حتی از احداث مسجد و حسینیه توسط آنان ممانعت به‌عمل می‏آورند. (مطالعات تحلیلی نویسنده، 1390-1391)

هرچند شیعیان خوجه در کشورهای شرق و جنوب‌شرق آفریقا با چنین مشکلاتی مواجه نیستند، ولی مشکلات دیگری هست که به نوعی آیندة آنان را در این کشورها با چالش‏هایی جدی روبه‌رو ساخته است. یکی از مهم‏ترین چالش‏های خوجه‏ها در آفریقا، نبود ثبات سیاسی و ناامنی موجود در سطح جامعه است که در بسیاری از موارد موجب حملة سارقان مسلح به منازل و مراکز تجاری آنها شده است. طبیعتاً ثروت آنها در کشورهایی که مردمان آنان همواره با شبح فقر و گرسنگی دست به گریبان‌اند، چنین عوارض نامطلوبی را نیز درپی دارد.

افزون بر آن، کشورهای این منطقه همواره با مشکلاتی نظیر درگیری‏های قومی قبیلگی، کودتا و جنگ‏های داخلی مواجه بوده‏اند. این عوامل، گاه موجب بروز بحران‏های جدی در سرتاسر کشور شده و امنیت تمام ساکنان آن، از جمله آسیایی‏های مقیم را به‌خطر انداخته است که طبعاً خوجه‏های اثنی‌عشری نیز از این مخاطرات بی‏نصیب نمانده‏اند.

مهاجرت تدریجی بسیاری از خوجه‌های اثنی‌عشری به کشورهای غربی، از دیگر مشکلات موجود در بین شیعیان خوجة ساکن شرق آفریقاست. سطح پایین علمی و فرهنگی این کشورها، مشکلات معیشتی، شیوع برخی بیماری‌ها و وضعیت نامناسب بهداشتی، کاهش نسبی درآمدهای عمومی خوجه‌ها، تورم بسیار بالای حاکم بر جامعه و... از عوامل دیگری هستند که به‌تدریج جوانان خوجه را با انگیزة بهره‌مندی از امکانات مناسب زندگی و تحصیل در دانشگاه‌‍‌های صاحب‌نام به‌سمت مغرب‌زمین سوق می‌دهد. با این حال، در مقایسه با اروپا و آمریکا شاید بتوان گفت با وجود رفاه حاکم بر غرب، خوجه‌ها در آفریقا از زندگی راحت‌تری برخوردارند و مهاجرت آنان به اروپا و آمریکای شمالی، تنها مشکلات آنها را تشدید می‌کند. از سوی دیگر، سازمان‌های تبلیغی شیعیان خوجة اثنی‌عشری در شرق آفریقا با توطئه‌های مداوم معاندان، از جمله مسیحیان و به‌ویژه وهابیون و گروه‌های وابسته به «رابطة العالم الاسلامیه» مواجه‌اند و در برخی موارد این توطئه‌ها تا جایی شدت گرفته که موجب تعطیلی برخی از مدارس اسلامی وابسته به این سازما‌ن‌ها و به‌هدر رفتن بخش مهمی از سرمایه‌گذاری صورت گرفته در مناطق مختلف تانزانیا و کنیا شده است. (گفت‌وگو با حاجی صاحب، دارالسلام، 1387)

شیعیان خوجة اثنی‌عشری در شبه‌قارة هند نیز با مشکلات دیگری مواجه‌اند. در واقع، اگرچه کشورهای هند و پاکستان وطن اصلی آنها شمرده می‌شود، ولی برخی سوءتفاهمات موجود بین هندوها و مسلمانان در هند که موجب بروز درگیری‌های قومی بین آنها می‌شود، گاه دامن شیعیان خوجة اثنی‌عشری ساکن مناطق مختلف هند را نیز گرفته است. برای نمونه، در درگیری‌های گسترده بین هندوها و مسلمانان در ایالت گجرات (سال 2002م) که به حملات گستردة هندوها به مسلمانان این ایالت شد، منازل برخی از شیعیان خوجة ساکن شهرهای گجرات نیز دستخوش این حملات قرار گرفت؛ به‌گونه‌ای که برخی از آنان در بهاوناگار مجبور به ترک منازل و مشاغل خود شدند و به دیگر شهرها گریختند. از سوی دیگر، در برخی ایالات بنگالی‌زبان هند نیز تخاصماتی بین خوجه‌‍‌های اثنی‌عشری که معمولاً به اردو سخن می‌گویند، با بنگالی‌زبان‌ها پیش آمده است. این موضوع، اندک شیعیان خوجة اثنی‌عشری ساکن کشور بنگلادش را در طول یک دهة گذشته با چالش‌های جدی مواجه ساخته است؛ به‌گونه‌ای که برخی از آنها به‌ناچار به کشورهای جنوبی حاشیة خلیج فارس (عمدتاً امارات متحدة عربی) مهاجرت کرده‌اند.

در پاکستان، وضعیت به‌گونه‌ای دیگر است و شیعیان خوجة اثنی‌عشری چندین بار دستخوش توطئه‌ها و حملات تروریستی سپاه صحابه قرار گرفته‌اند که این امر، افزون بر شهادت تعدادی از آنها، موجب پدید آمدن محیطی سرشار از رعب و وحشت برای خانواده‌های خوجة اثنی‌عشری شده است. اندک خوجه‌های اثنی‌عشری مقیم استرالیا نیز با مشکلاتی نظیر تأخیر در اخذ مجوز ثبت سازمان‌ها و مراکز اسلامی خود، رواج اندیشه‌های سکولاریستی، بی‌بندوباری‌های جنسی حاکم بر جامعه، و گسترش اندیشه‌های اسلام‌ستیزی مواجه‌اند. (مطالعات تحلیلی نویسنده، 1390-1391)

جدای از این مشکلات، طی چند دهة گذشته اختلافاتی نیز در درون این جامعه پدید آمده که بیشتر به طرز تفکر متفاوت جوانان و عدم تمایل آنها به اطاعت از دستورهای فدراسیون جهانی و فدراسیون‌های منطقه‌ای از یک سو، و مخالفت رهبران کهن‌سال این جامعه با دیدگاه‌های نواندیشانة جوانان و تلاش برای عدم نفوذ افکار جدید در جماعات خوجه‌ها بازمی‌گردد. دراین‌باره می‌توان گفت بیشتر جوانان تحصیل‌کرده و روشن‌فکر خوجة اثنی‌عشری که در دانشگاه‌های صاحب‌نام اروپا، آمریکا و هند تحصیل کرده‌اند، روش‌های مدیریتی و نظم و انضباط خشک رهبران سال‌خوردة خوجه‌ها را زیر سؤال می‌برند و معتقدند تشکیلات سازمانی و سلسله‌مراتب فدراسیون جهانی و فدراسیون‌های منطقه‌ای مانع به‌ثمر رسیدن خلاقیت‌های فردی و اجتماعی اعضای جماعات، به‌ویژه جوانان است و جلوی شکوفایی استعدادهای آنها را می‌گیرد. از سوی دیگر، سال‌خوردگان که همچنان هدایت این جامعه را برعهده دارند، همچون گذشته بر نظارت فدراسیون جهانی و فدراسیون‌های منطقه‌ای بر اعضای جماعات مختلف تأکید دارند و از ورود جوانان و نواندیشان به ساختار مدیریتی جماعات خودداری می‌کنند. آنها معتقدند ورود اندیشه‌های جدید به نظام مدیریتی جامعة خوجه‌های اثنی‌عشری، نظم، و انضباط و انسجام این جامعه را دستخوش مخاطراتی جدی می‌سازد. (گفت‌وگو با محبوب سومجی، دارالسلام، 1387)

در مجموع، می‌توان گفت خوجه‌های اثنی‌عشری به‌دلیل پراکندگی خود در کشورهای مختلف جهان، با مشکلات فرهنگی و اجتماعی مختلفی مواجه‌اند که به‌نوبة خود موجب شده است بخشی از اقدامات تبلیغی آنها معطوف به رفع این مشکلات و موانع شود. با این حال، این معضلات نه‌تنها خللی در عزم و ارادة راسخ آنها پدید نیاورده، بلکه موجبات وحدت، استواری و تقویت روحیة ایستادگی در برابر این مشکلات را افزایش داده است. از این رو، می‌توان پیش‌بینی کرد در آینده‌ای نه‌چندان دور، این جامعه هرچه بیشتر استحکام یافته، انگیزة آنها در غلبه بر مشکلات پیش روی افزایش یابد.

 

فرجام سخن

چنان‌که در بخش‌های مختلف مقاله مشخص شد، شیعیان خوجة اثنی‌عشری گروهی انشعابی از اسماعیلیه‌های نزاری (آقاخانی‌های امروز) هستند که طی حدود یک‌صد سال گذشته در سایة همت والا و پشتکار و انسجام گروهی، به اقلیتی هدفمند مبدل شده‌اند که افزون بر تقویت هرچه بیشتر بنیة اقتصادی خود، توجه خاصی به اشاعة فرهنگ شیعه داشته و تبلیغ مکتب اهل‌بیت‰ را در رأس برنامه‌های خود قرار داده‌اند. این اقلیت کوچک، با وجود چالش‌ها و مشکلات پیش روی، طی چند دهة گذشته به پیشرفت‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قابل­توجهی دست یافته‌اند و با اتحاد و همدلی، به جامعه‌ای تبدیل گشته‌اند که از بسیاری جهات می‌تواند برای دیگر مسلمانان، به‌ویژه شیعیان، به‌عنوان الگو درنظر گرفته شود. برخی از این شاخصه‌های عمومی که می‌توانند سرمشقی برای دیگر جماعات شیعی باشند عبارت‌اند از:

ـ تدین و تقید کامل به اصول و شریعت اسلام؛ رعایت کامل فرایض دینی؛ و پیروی از اصول و قوانین مذهب اهل‌بیت‰ در تمام امور زندگی؛

ـ حفظ عفت، نجابت و قداست حریم خانواده؛

ـ احترام به والدین و کهن‌سالان؛

ـ رعایت انصاف و عدالت بین فرزندان؛

ـ رابطة مناسب و مبتنی بر اخلاق اسلامی بین زن و شوهر و اعضای خانواده؛

ـ حفظ سنت‏ها و آداب و رسوم اجدادی؛

ـ تلاش برای یک‌پارچه نگه‌داشتن جامعة کوچک خود؛

ـ نظم‏پذیری و پیروی از مقررات جماعات؛

ـ حفظ انسجام داخلی خویش از طریق تأسیس جماعات و تحکیم آنها؛

ـ حفظ اتحاد داخلی در برابر دیگر مسلمانان، اعم از شیعیان و اهل‌سنت؛

ـ بررسی مستمر مسائل و مشکلات درون‌گروهی، و ارائة راهکارهایی برای بهبود وضعیت جماعات مختلف؛

ـ تأکید فراوان بر سه عامل نظم، اتحاد و سازمان‌دهی مناسب؛ سطح بالای فرهنگ و تحصیلات دانشگاهی؛ و جایگاه ممتاز فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی در تمامی جماعات خوجة اثنی‌عشری؛

ـ ریشه‏کن ساختن بی‏سوادی در بین تمامی صد و بیست و چند هزار نفر جمعیت این اقلیت کوچک؛

ـ تسلط تمامی جماعات خوجه اثنی‌عشری به زبان انگلیسی و بهره‌برداری مناسب از آن در ارتباطات درون‌گروهی و خارجی؛

ـ سطح بالای علمی مدارس و مراکز آموزشی، و بهره‌گیری از وسایل و فناوری نوین آموزشی و کمک‌آموزشی؛

ـ برگزاری مستمر و منظم سمینارها و گردهمایی‌های علمی، و برپایی اردوهای اسلامی آموزشی در کشورهای مختلف با هدف ارتقای معلومات دینی نسل جوان؛

ـ تلاش برای ایجاد نسلی بهره‏مند از بالاترین معلومات دانشگاهی و ارتقای سطح کیفی جامعة خوجه‌های اثنی‌عشری با هدف تبدیل آن به جامعه‏ای الگو در جهان اسلام. (عرب‌احمدی، 1390، ص1-2)

در عین حال، چنان‌که اشاره شد، این جامعه از برخی نقاط ضعف نیز برخوردار است که تا حدودی بر عمکرد مثبت آنها سایه افکنده است:

ـ انزواطلبی و عدم اختلاط با دیگر اقوام و گروه‏های قومی و اجتماعی؛

ـ اطاعت‏پذیری (تقریباً مطلق) از دستورها و فرامین فدراسیون جهانی و فدراسیون‏های منطقه‌ای؛

ـ دیکته شدن دستورهای رهبر فدراسیون جهانی به همة اعضای جماعات و لازم‌الاجرا بودن این فرامین؛

ـ سرسختی رهبران کهن‌سال جماعات در پذیرش افکار نواندیشانه و مترقی جوانان؛

ـ قشری و تعصبی نگریستن در نوع تبلیغ مذهب اهل‌بیت‰ در منطقة شرق آفریقا؛

ـ طرد و ازخود راندن سازمان‌های تبلیغی مستقل از فدراسیون‌های منطقه‌ای توسط رهبران جامعة خوجه‌های اثنی‌عشری؛

ـ روحیة محافظه‌کارانه و محتاط در مناسبات خوجه‌های اثنی‌عشری با دیگر گروه‌های اسلامی و شیعی؛

ـ برخورد نامناسب و تحکم‌آمیز با سیاهان مسلمان در شرق آفریقا؛

ـ رجحان و برتری تفکر تجاری در برخی امور تبلیغی. (عرب‌احمدی، 1390، ص2-3)

به هر صورت، در این مقاله تلاش شد با اثبات فرضیة طرح شده و پاسخ به پرسش اصلی، تصویری جامع از اقلیت شیعیان خوجة اثنی‌عشری بر مبنای چهارچوب کلی موضوع، به‌همراه نقاط قوت و ضعف آنها ترسیم شود.

 



[1]. نسل جوان خوجه‏ها، افزون بر قرآن، به مطالعة نهج‏البلاغه بسیار علاقه دارند. این امر در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، از شدت بیشتری برخوردار است. (مطالعات میدانی نویسنده)

[2]. یکی از خوجه‏های اوگاندایی‌الاصل ساکن لندن، از ثروتمندان این کشور شمرده می‏شود. (مصاحبة نویسنده با آقای محسن جعفر)

[3]. یکی از خوجه‏های اثنی عشری، عضو پارلمان مسلمانان انگلستان است.

[4]. به‌دنبال حادثة تروریستی سال 1991م و حملة گروهی از وهابیون افراطی به مسجد شیعیان کراچی، که به قتل چند نفر از شیعیان خوجة اثنی‌عشری انجامید، برخی از رهبران خوجه‏ها در پاکستان به دیدار وزیر کشور رفتند و از کوتاهی نیروهای امنیتی در ممانعت از اقدامات تروریستی سپاه صحابه به‌شدت انتقاد کردند. برخی از خوجه‏های اثنی‌عشری نیز طی چاپ مقالاتی در روزنامه‏های پاکستان و هند، کشتار بی‏رحمانة نمازگزاران خوجه در مسجد شیعیان کراچی را شدیداً محکوم کردند. چند تن از شیعیان خوجه هم در سال‏های 1992 و 1993م طی دیدارهایی با سناتورهای آمریکایی، از عملکرد ضعیف دولت پاکستان در خنثی ساختن اقدامات وحشیانة وهابیون در حمله به شیعیان، اعم از خوجه و غیرخوجه، شکایت کردند و از آنان خواستند دولت پاکستان را برای انجام واکنشی مناسب در قبال فعالیت‏های تروریستی وهابیون تحت فشار قرار دهند.

منابع

کتاب‌ها

  1. روغنی، زهرا، شیعیان خوجه در آیینة تاریخ، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1387.
  2. عرب‌احمدی، امیربهرام، شیعیان تانزانیا، دیروز و امروز، تهران، الهدی، 1379.
  3. ــــــــــــــ ، شیعیان خوجة اثنی‌عشری در گسترة جهان، تهران، شیعه‌شناسی، 1389.
  4. گزارش فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر هلسینکی، تبعیض و ناشکیبایی علیه مسلمانان در اتحادیة اروپا، ترجمة علی مرشدی‌زاده، تهران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، 1387.
  5. هولیستر، جان نورمن، تشیع در هند، ترجمه آذرمیدخت مشایخ فریدنی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1373.

 

مجلات و گزارش‌های فارسی

  1. پورمرجان، قربانعلی، شیعیان خوجة اثنی‌عشری کنیا، گزارشی ارسالی از رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران ـ نایروبی، 1377.
  2. عرب‌احمدی، امیربهرام، جامعة شیعیان خوجة اثنی‌عشری، فرصت‌ها و تهدیدها و روابط با ج.ا.ایران، جامعة المصطفی العالمیه، مرداد 1390.
  3. ــــــــــــــ ، اسلام در کنیا، پروژة تحقیقاتی سازمان مدارس و حوزه‌های علمی، خارج از کشور، تیر 1386.
  4. ــــــــــــــ ، تشیع در تانزانیا، تهران، مجمع جهانی اهل‌بیت‰، 1380.
  5. ــــــــــــــ ، شیعیان خوجة اثنی‌عشری (بررسی وضعیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی)، گزارش ارسالی از رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران ـ دارالسلام، 1375.
  6. هدائی، علیرضا، مراسم عزاداری شیعیان خوجة اثنی‌عشری تانزانیا در دهة محرم، گزارش ارسالی از رایزنی فرهنگی ج.ا.ایران ـ دارالسلام، 1372.

 

مصاحبه‌ها

  1. گفت‌وگو با آقای محسن جعفر، رئیس وقت اداره آموزش اسلامی فدراسیون جهانی، لندن، شهریور 1381.
  2. گفت‌وگو با دکتر سبتین پانجوانی، دبیر کل وقت فدراسیون جهانی، لندن، شهریور 1381.
  3. گفت‌وگو با دکتر عارف عبدالحسین، بیرمنگام، شهریور 1381.
  4. گفت‌وگو با مولانا شمس‌الحسن زیدی، روحانی شیعیان خوجة اثنی‌عشری زنگبار، اسفند 1387.
  5. گفت‌وگو با استاد محبوب سومجی، رئیس سابق کمیتة تبلیغ فدراسیون شیعیان خوجة اثنی‌عشری شرق آفریقا، دارالسلام، اسفند 1387.
  6. گفت‌وگو با استاد محمدحسین راجانی (حاجی صاحب) از شخصیت‌های مهم خوجة اثنی‌عشری، دست‌اندرکار در امور عام‌المنفعه در منطقة شرق آفریقا، دارالسلام، اسفند 1387.
  7. مطالعات میدانی نویسنده، جماعات مختلف شرق آفریقا، 1385-1387.
  8. مطالعات میدانی نویسنده، دارالسلام، 1387.
  9. مطالعات تحلیلی نویسنده1391-1390.

 

منابع انگلیسی

21. Jaffer, Asghar Ali, An outline history of khoja Shia ithna asheri in eastern Africa, (publisher unknown), London, 1989.

22. Rizvi, s.s.a, some evidence of Shiite connection with early history of east-Africa, Bilal muslim mission, Dar es salaam, 1994.

23. Rizvi, s.s.a and noel king, The khoja shia ithna asheri community in east Africa (1840-1967), Haytfort seminary foundation, Dar es Salaam., 1974.

24. Salvadori, Cynthia, Through open door, Nairobi, Kenway publications, 1989.

25. Engineer, asghar Ali, The Muslim communities of Gujarat, South asia books, 1990.

 

مجلات و گزارشات انگلیسی

26. Insight, commemorating 25 years in the service of the community, 1979-2002.

27. Federation samachar, June 2002 volume. 29 No.3.

28. Federation samachar, March 2006, Volume.29 No.3.

29. Federation samachar, May 1994, Vol.V No.1.

30. The khoja Shia ithna asheri Muslim community of London, newflash, 2002.

31. The light, February 1988 Vol. 22 No.1.

32. The light, August 1990, Vol.24 No.4.

33. The light, June 1997, Vol.31 No.3.

34. The light, April 1999, Vol.33 No.2.

35. The light, June 2001, Vol.35 No.3.

36. “The khoja Shia ithna asheri Muslim community of London” London, 2002.

37. “History of khoja ithna asheri, s” available (1391.10.11) online at: http://www.africa.Federation.org.

38. “Khoja ithna asheri Schools” available (1391.10.8) online at: http://www.Khojaheritage.com.

39. “History of khojas “available (1391.10.5) online at: http:// www.dewani.ca/history of khojas.pps.

40. “Khoja ithna asheri, culture and customs” available (1391.10.10) online at:http://www.world culture encyclopedia.com/south Asia khoja/2010.

41. “Cultural characteristics of khoja Shia ithna asheris” available Online at: http:// www.Baabul-Ilm.com (1391.10.14).