فصلنامه علمی شیعه شناسی

فصلنامه علمی شیعه شناسی

تحلیل معضلات روحانیت شیعه در تحقق نظام اسلامی در دنیای جدید بر اساس تجربة دورة جمهوری اسلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
گروه مطالعات ایران دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران
چکیده
از روحانیت شیعه که رهبری انقلاب اسلامی ایران را بر عهده داشت، انتظار می‌رفت پس از پیروزی، آرمان‌شهر موعود انقلاب را محقق سازد. اما روحانیت نهادی سنتی بود و آمادگی لازم برای طراحی و راه‌اندازی یک نظام نوین را نداشت. هدف مقالهٔ حاضر جمع‌بندی معضلات روحانیت در مواجهه با علم و دنیای جدید و بررسی کارنامهٔ آن در برخورد با این معضلات است. پرسش اصلی پژوهش آن است که این معضلات چه بوده‌اند و روحانیت تا چه اندازه در حل آنها موفق عمل کرده است. روش پژوهش «فراترکیب» است؛ روشی که به جمع‌بندی و استنتاج تفسیری از منابع موجود در این زمینه می‌پردازد. پژوهش‌های پیشین را می‌توان در سه دسته جای داد: ۱) پژوهش‌های کیفی دربارهٔ ساختار روحانیت و مرجعیت؛ ۲) پژوهش‌های مبتنی بر شاخص‌های کمی؛ ۳) پژوهش‌هایی دربارهٔ جنبه‌های متنوع اقتصادی و اجتماعیِ پیاده‌سازی نظام اسلامی. در جمع‌بندی، شش معضل اصلی شناسایی شده است: ۱) فردی بودن و فقدان رویکرد اجتماعی در فقه شیعه؛ ۲) تعارض آزادمنشی نهاد روحانیت با لزوم حفظ وحدت داخلی؛ ۳) دوری روحانیت از جریان پیشرفت در رشته‌های جدید دانش؛ ۴) تعارض میان دیوان‌سالاری و سنت؛ ۵) دشواری در ایجاد توازن میان گفتمان تخصصی و عمومی؛ ۶) ایستایی روحانیت در برابر پویایی ارزش‌ها و هنجارهای جامعه. در پایان، میزان توفیق روحانیت در مواجهه با این معضلات بررسی و نتیجه‌گیری شده است که روحانیت در برخورد با معضل پنجم نسبتاً موفق بوده، اما در مواجهه با سایر معضلات، توفیق کمتری داشته است.

تازه های تحقیق

با گذشت قریب نیم‌قرن از پیروزی انقلاب اسلامی، روحانیت سنتی در مواجهه با معضل نخست، یعنی فردی‌بودن فقه و فقدان رویکرد اجتماعی، توفیق زیادی نداشته است. هنوز در رساله‌های عملیهٔ مراجع تقلید، همان الگوی «تقلید از اعلم» مطرح می‌شود؛ الگویی که فاقد ظرفیت اجتماعی لازم برای مدیریت جامعه است. در حکومت جمهوری اسلامی، مانند سایر حکومت‌های عرفی، نظر رهبران سیاسی و مصوبات نهادهای رسمی اجرا می‌شود و از این نظر، ساختار آن مشابه سایر نظام‌های امروزی است. اما در وضعیت موجود، ناهماهنگی‌هایی نظیر اختلاف در تعیین روز عید فطر و تناقض «عمل شرعیِ مجرمانه» شکل می‌گیرد. این ناهماهنگی‌ها نتیجهٔ شکاف میان روحانیت و قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی است. بنابراین، معضل نخست همچنان پابرجاست و موجب تنش میان حوزه‌های علمیه و حکومت می‌شود.

با این‌حال، یک تجربهٔ موفق در تاریخ معاصر برای حل این معضل وجود دارد: قانون مدنی. در تدوین قانون مدنی، ملاک نه صرفاً یک فتوای فقهی، بلکه نظر مشهور فقهای شیعه امامیه بوده است. این قانون تاکنون قریب یک قرن دوام داشته و توانسته است اختلافات فتوایی را به‌نحوی مؤثر مدیریت کند. روحانیت می‌تواند با الگوبرداری از این تجربه، در جهت حل معضل نخست گام بردارد.

درخصوص معضل دوم، یعنی آزادمنشی یا وحدت، روحانیت پذیرفته است که وقتی بخشی از آن در قدرت سیاسی قرار می‌گیرد، نسبت به بخش‌های دیگر دسترسی بیشتری به ابزار اعمال قدرت دارد و از این نظر، در موضع برابر با سایر بخش‌ها نیست. سیاسی‌شدن روحانیت مستلزم ایجاد سلسله‌مراتب قدرت و تضعیف آزادمنشی است. تجربهٔ تاریخی نشان داده است اختلاف داخلی در روحانیت، به تضعیف کل نهاد منجر می‌شود و باید تا حد امکان از آن جلوگیری کرد. راه‌حل پیشنهادی برای این معضل، ترویج گفت‌وگوی بیشتر در حوزه‌ها برای نیل به تفاهم است. با توجه به وجود دشمنان خطرناک برای نظام اسلامی، روحانیت باید آگاه باشد که در اقلیت قرار دارد و اختلاف داخلی ممکن است موقعیت کنونی آن را به خطر اندازد.

در رابطه با معضل سوم، دوری از دانش و دنیای جدید، در بخش سنتی و خارج از حکومت حوزه، پیشرفت جدی در آشنایی با دنیای جدید مشاهده نمی‌شود. بسیاری از کتب درسی رسمی حوزه متعلق به سال‌های دور است و مسائل دنیای قدیم را بررسی می‌کند، بی‌توجه به تحولات روز. اما آن بخش از روحانیت که در حکومت قرار گرفته، به‌سبب مواجهه با جامعهٔ جدید، فهم نسبتاً عمیق‌تری از مشکلات واقعی پیدا کرده است. البته این مشکلات معمولاً با راه‌حل‌های سریع و مصلحت‌اندیشی‌های مقطعی پاسخ داده می‌شوند و کمتر به‌صورت بنیادین و نظری حل می‌گردند. بزرگ‌ترین ضعف در این زمینه، فقدان ارتباط عمیق و وثیق میان دو بخش روحانیت است: بخشی که در قدرت قرار دارد و بخشی که در فراغت علمی به مسائل بنیادین می‌پردازد. برای حل این معضل، علاوه بر تقویت ارتباط میان این دو بخش، حوزه باید مجاری‌های ارتباطی خود با دانشگاه‌ها و دنیای جدید را توسعه دهد.

معضل چهارم، جامعیت، فرهیختگی و استقلال؛ یا تخصص، مدرک‌گرایی و دیوان سالاری، نیز پس از نیم‌قرن همچنان پابرجاست. حوزه به یک نظام دیوان‌سالار دانشگاهی تمام‌عیار تبدیل نشده، اما بسیاری از مزایای سنتی خود را نیز از دست داده است. تخصیص سرفصل‌های فزایندهٔ بودجهٔ دولتی به نهادهای آموزشی حوزه، که معمولاً در دولت‌های اصول‌گرا شتاب بیشتری دارد، نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه روش‌های سنتی حوزه و «زیّ طلبگی» را تهدید می‌کند. بقای نظریهٔ «ولایت فقیه» مستلزم بقای حوزهٔ سنتی است. بنابراین، نظام جمهوری اسلامی باید نسبت به حفظ این سنت حساس باشد. اگر نیازی به دیوان‌سالاری و تخصیص بودجه وجود دارد، بهتر است این کار از طریق نهادهای واسطه (مانند مؤسسات تحقیقاتی تخصصی درون حوزه) انجام شود، نه با تبدیل مستقیم حوزه به یک سازمان وابستهٔ دولتی.

در پژوهشی منتشرشده در سال ۱۳۹۱، دو مسیر برای دسترسی حوزه به علوم و فناوری‌های نوین معرفی شده است (سمیعی، ۱۳۹۱): نخست. استفاده از آورده‌های دانشجو ـ طلبه‌ها که همزمان در حوزه و دانشگاه تحصیل می‌کنند. دوم. مؤسسات پژوهشی درون حوزه که با دانشگاه‌ها در ارتباط‌اند. برای حل این معضل، باید ضمن حفظ نظام آموزشی سنتی حوزه، این دو مسیر را تقویت کرد.

مدیریت موفق معضل پنجم، گفتمان تخصصی و گفتمان عمومی، یکی از علل ماندگاری روحانیت در قدرت است. برخلاف بسیاری از دانشگاهیان، حوزویان توانایی استفادهٔ همزمان از گفتمان تخصصی و عمومی را دارند؛ قابلیتی که برای رهبران سیاسی بسیار حیاتی است. آنان باید بتوانند واقعیت‌های جامعه را با عقلانیت تحلیل کنند و در عین حال، با شعارهای بلند و عاطفی، مخاطبان عمومی را جذب نمایند. اما خطری که روحانیت را در این زمینه تهدید می‌کند، استفادهٔ نابجا از گفتمان عمومی در موقعیت‌هایی است که نیازمند گفتمان تخصصی و نقادانه‌اند. با توجه به شخصیت حقوقی و فقهی روحانیان، آنان بیش از دیگران در معرض این آفت قرار دارند. راه‌حل پیشنهادی، تفکیک نقش واعظان و مجتهدان است؛ همان‌گونه که در دوران قاجار مرسوم بود. البته این تفکیک به‌معنای منع مجتهدان از ورود به گفتمان تبلیغاتی نیست، بلکه به‌منظور حفظ مرزهای کارکردی است.

در مواجهه با معضل ششم، روحانیت و پویایی ارزش‌ها و هنجارها در جامعه، که همچنان باقی است، راه‌حلی مشابه معضل سوم پیشنهاد می‌شود: تقویت ارتباط میان روحانیتِ در قدرت و حوزهٔ علمیه. با توجه به مذاق فقهی و حقوقی فقها، آنان هرگز پیش‌قراولان تغییر و تحول نخواهند بود. در کشورهای دیگر، این وظیفه معمولاً بر عهدهٔ سیاستمداران است که ابزارهایی برای اعمال نفوذ بر حقوقدانان در اختیار دارند. دولت جمهوری اسلامی ایران برای تسریع در بازنگری فتاوای فقهی ـ که معمولاً با تأخیر و پس از بروز بحران‌های اجتماعی رخ می‌دهند ـ باید این ابزارها را تقویت کند و از همه مهم‌تر، از طریق ارتباط بیشتر با حوزه‌ها، ضرورت‌های اجتماعی را برای روحانیان تبیین نماید.

در نهایت، به‌نظر می‌رسد بهترین راه ‌حل، خروج روحانیت از انزوا و تعامل وسیع‌تر با جهان نوین است. در مواردی که روحانیت مایل به کوتاه‌آمدن از اصول فقهی غیرقابل تغییر نیست ـ مانند حرمت همجنس‌گرایی ـ باید بتواند موضع خود را به زبان روز برای جامعه تبیین کند و از تغییر ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی، پیش از آنکه به سطح بحرانی برسند، جلوگیری نماید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


1.                 احمدی امویی، بهمن (۱۳۸۵). اقتصاد سیاسی ایران: در گفت‌وگو با عزت‌الله سحابی، محسن نوربخش، مسعود روغنی‌زنجانی، مسعود نیلی، محمدعلی نجفی، حسین عادلی. تهران: آگاه.
2.                 اسلامی، رضا (۱۳۸۹). اثبات ابتدای ماه‌های قمری به حکم حاکم شرعی. فقه، کاوشی نو در فقه اسلامی، ۶۳.
3.                 حجاریان، سعید (۱۳۷۹). جمهوریت: افزون‌زدایی از قدرت. تهران: طرح نو.
4.                 حسینی ‌شیرازی، سیدمنیرالدین (۱۳۸۳). خاطرات حجت‌الاسلام و المسلمین مرحوم سیدمنیرالدین حسینی ‌شیرازی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
5.                  خبرآنلاین (۱۳۸۷). پاسخ رئیس مجلس به آیت‌الله سبحانی در مورد قانون ارث زنان. بازیابی‌شده در ۳۰/۸/۲۰۲۳ از  https://www.khabaronline.ir/news/2922.
6.                  خبرگزاری رسا (۱۳۹۱). حوزهٔ علمیهٔ تهران مکتب حکمت و عرفان بوده است. بازیابی‌شده در ۳۰/۰۹/۲۰۲۳ از  https://rasanews.ir/fa/news/137648.
7.                  خبرگزاری شیعه (۱۳۸۹). پاسخ مراجع معظم تقلید به سؤالاتی در مورد مدیریت حوزهٔ علمیه. بازیابی‌شده در ۲۳/۰۹/۲۰۲۳ از  https://www.shia-news.com/fa/news/18539.
8.                  خبرگزاری فارس (۱۳۸۸). گزارش رؤیت هلال ماه شوال. بازیابی‌شده در ۳۰/۸/۲۰۲۳ از  http://www.farsnews.ir/newstext.php?nn=8807011096.
9.                 دفتر طرح‌های ملی (۱۳۸۲). یافته‌های پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان (موج دوم). تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.
10.            رضوی، کمال؛ شکرچی، احمد و اجتهادی، مصطفی (۱۴۰۰). نهاد روحانیت و مواجهه با تضاد هنجاری: مطالعهٔ موردی جایگاه اجتماعی زنان. مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، ۱۰(۳) ، ۷۴۱–۷۷۷.
11.            سلیمانیه، مهدی (۱۳۹۷). پل تا جزیره: تأملاتی جامعه‌شناختی در موقعیت پساانقلابی روحانیت اصفهان: آرما.
12.            سمیعی، محمد (۱۳۹۱). دانشجو-طلبه‌ها و مؤسسات پژوهشی حوزه؛ نمونه‌ای پربار و موفق برای فعالیت‌های میان‌رشته‌ای بومی. مطالعات میان‌رشته‌ای در علوم انسانی، ۵(۱)، ۷۵–۹۸.
13.            سمیعی، محمد (۱۳۹۲). جست‌وجوی راه‌حلی مناسب برای یافتن حکم شرعی در مسائل اجتماعی. تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، ۲۱، ۱–۲.
14.            سمیعی، محمد (۱۳۹۷). نبرد قدرت در ایران: چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟ تهران: نشر نی.
15.            شادلو، عباس (۱۳۸۷). طلاعاتی دربارهٔ احزاب و جناح‌های سیاسی ایران امروز. تهران: وزرا.
16.            شجاعی زند، علیرضا (۱۳۹۱). کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت در ایران: الگویی برای بررسی. شیعه‌شناسی، ۱۰(۳۸) ، ۷۵–۱۰۶.
17.            فراتی، عبدالوهاب (۱۳۹۸). نسبت مرجعیت دینی با نهاد ولایت فقیه. قم: دفتر تبلیغات اسلامی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
18.            فرحی، الهه (۱۴۰۳). تحلیل و مقایسهٔ میزان و کارکرد سرمایهٔ اجتماعی روحانیت قبل و بعد از انقلاب اسلامی. رسالهٔ دکتری. دانشگاه تهران، دانشکدهٔ مطالعات جهان.
19.            قاسمی، حمید؛ ادیب، فرشته؛ اخگری، محمد؛ آذریایجانی، محمدعلی و دیگران (۱۴۰۰). مرجع پژوهش. ویراست ۱۹. تهران: اندیشه‌آرا.
20.            محدثی، جواد (۱۳۸۳). نماز جمعه در نگاه امام خمینی. حکومت اسلامی، ۳۲، ۹–۲۵.
21.            مختاری، رضا (۱۳۸۴). مشکل رؤیت هلال، اهمیت رؤیت هلال. فقه اهل‌بیت، ۴۳. 
22.            مطلوب، احمد (۲۰۰۶). معجم المصطلحات البلاغیه. بیروت: الدار العربیه للموسوعات.
23.            مطهری، مرتضی (۱۳۴۱). مشکل اساسی در سازمان روحانیت. بحثی دربارهٔ مرجعیت و روحانیت. تهران: شرکت سهامی انتشار.
24.            مطهری، مرتضی (۱۳۷۲). پیرامون انقلاب اسلامی. قم: صدرا.
25.            منتظری، حسینعلی (۱۳۷۹). خاطرات فقیه و مرجع عالی‌قدر حضرت آیت‌الله منتظری. نسخهٔ پی‌دی‌اف. بی‌جا: بی‌نا.
26.            موسوی خمینی، سیدروح‌الله (۱۳۵۶). نامه‌ای از امام موسوی کاشف‌الغطاء. بی‌جا: بی‌نا.
27.             موسوی خمینی، سیدروح‌الله (۱۴۰۳). صحیفهٔ امام خمینی. بازیابی‌شده از:
 www.imam-khomeini.ir
28.             موسوی خمینی، سیدروح‌الله (بی‌تا). ترجمهٔ تحریرالوسیله (ج۱). بازیابی‌شده در ۲۴/۰۹/۲۰۲۳ از  https://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_113328.
29.            وبر، ماکس (۱۳۸۷). دین، قدرت، جامعه. ترجمهٔ احمد تدین. تهران: هرمس.
30.            هاشمی رفسنجانی، اکبر (۱۳۷۸). کارنامه و خاطرات سال ۱۳۶۰: عبور از بحران. به اهتمام یاسر هاشمی. تهران: دفتر نشر معارف انقلاب.
31. Abrahamian, E. (2008). A History of Modern Iran. Cambridge: Cambridge University Press.
32. Bayat, A. (2013). Life as Politics: How Ordinary People Change the Middle East. Stanford: Stanford University Press.
33. Ostovar, A. (2024). Wars of Ambition: The United States, Iran, and the Struggle for the Middle East. New York: Oxford University Press.
34. Samiei, M. (2009). Between traditional law and the exigencies of modern life: Shi‘a responses to contemporary challenges in Islamic law. Journal of Shia Islamic Studies, 2(3), 255–271.