نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
پژوهش حاضر با هدف واکاوی سهم خاندان یقطین در جریانهای کلامی سدهی دوم هجری و با تأکید بر نقش آنها بهعنوان یک نهاد فکری، نشان داد تمرکز صرف بر شخصیتهای منفرد یا مدارس کلامی، تصویری ناقص از پویاییهای فکری امامیه در آن دوره ارائه میدهد. یافتههای این تحقیق با بررسی چندلایه (فردی، نهادی و محتوایی)، این فرضیه را تقویت میکند که خاندان یقطین نهتنها مجموعهای از افراد برجسته، بلکه بهمثابهی یک «نهاد فکری چندنسلی» عمل کردهاند که در شکلدهی و پیشبرد گفتمان کلامی امامیه نقشی محوری ایفا کردهاند.
در سطح فردی، تنوع رویکردها در میان اعضای شاخص این خاندان قابل توجه است. در حالی که شخصیتهایی مانند علی بن یقطین با تلفیق هوشمندانهی جایگاه سیاسی و ارتباط عمیق با ائمهی اطهار، الگویی از «عالم ـ سیاستمدار کلامی» را به نمایش گذاشتند که از موقعیت خود برای حمایت از شبکهی شیعی و تبیین معارف اعتقادی بهره میبردند ـ چنان که در آثار منسوب به ایشان مانند مسائل عن ابیالحسن موسی بن جعفر و مناظرة الشاک بحضرته بازتاب یافته - شخصیتهایی همچون حسن بن علی بن یقطین بیشتر بر رویکرد روایتمحور در کلام تأکید داشتند.
در مقابل، مولای برجستهی این خاندان، یونس بن عبدالرحمان، بهعنوان یکی از پیشگامان نظریهپردازی کلامی شناخته میشود. این تنوع درونی، نهتنها نشاندهندهی گسترهی فعالیتهای کلامی این خاندان است، بلکه حاکی از آن است که این نهاد فکری توانسته بود رویکردهای مختلف را در خود جای داده، از ظرفیتهای گوناگون برای پیشبرد اهداف کلامی امامیه استفاده کند.
در سطح نهادی، خاندان یقطین با ایجاد شبکهای منسجم از راویان، متکلمان و حتی فعالان سیاسی، سازوکاری پایدار برای انتقال و دفاع از میراث کلامی امامیه فراهم آوردند. این شبکه، بهویژه در مواجهه با جریانهای انحرافی (مانند واقفه و غالیان)، نقش یک «سد دفاعی فکری» را ایفا کرد. انتقال میراث کلامی کوفه به قم توسط افرادی همچون محمد بن عیسی بن عبید، نمونهای بارز از نقش نهادی این خاندان در تداوم و جغرافیایابی دانش کلامی امامیه پس از عصر حضور ائمهی اطهار است.
تعاملات عمیق و هدفمند این خاندان با ائمهی اطهار، بهویژه امام کاظم و امام رضا، که فراتر از صرف نقل حدیث و در قالب پرسشهای اعتقادی دقیق و دریافت پاسخهای تبیینی صورت میگرفت، نشاندهندهی مشارکت فعال این نهاد فکری در فرایند تولید و پالایش دانش کلامی تحت هدایت معصوم است.
در بعد محتوایی، هرچند آثار کلامی مستقل و منسوب به این خاندان به طور کامل در دست نیست، اما شواهد موجود (مانند مناظرة الشاک بحضرته و روایات کلامی منقول از ایشان) نشان میدهد که این خاندان نسبت به جریانهای فکری رقیب حساسیت بالایی داشت و در پی تبیین و دفاع عقلانی و نقلی از مبانی اعتقادی امامیه بود. رویکرد آنها در مواجهه با شبهات و انحرافات، ترکیبی از استناد به نص معصوم و بهرهگیری از استدلال بود که نشاندهندهی جایگاه آنان در مرز میان دو جریان اصلی کلامی آن دوره است.
نکتهی حایز اهمیت آنکه وابستگی برخی اعضای این خاندان به دستگاه خلافت عباسی، نه به معنای انحراف، بلکه بهمثابهی «راهبرد تقیهی نظاممند» قابل تحلیل است. این راهبرد به خاندان یقطین امکان داد تا در شرایط دشوار سیاسی، ضمن حفظ موجودیت و نفوذ، به حمایت از جامعهی شیعه و پیشبرد اهداف فکری و کلامی آن بپردازند. این خود میتواند بهعنوان بخشی از الگوی مفهومی «نهاد فکری چندوجهی» این خاندان در نظر گرفته شود که همزمان در عرصههای سیاسی، اجتماعی، حدیثی و کلامی فعال بوده است.
در نهایت، این پژوهش با برجسته کردن نقش خاندان یقطین بهعنوان یک نهاد فکری تأثیرگذار، بر ضرورت بازنگری در تاریخنگاری کلام امامیه تأکید کرد. مطالعهی خاندانها بهمثابهی واحدهای تحلیلی، میتواند لایههای پنهانتری از پویاییهای فکری، شبکههای علمی و راهبردهای بقا و گسترش اندیشهی امامیه را آشکار سازد و تصویری جامعتر از سیر تکوین کلام شیعه در سدههای نخستین ارائه دهد. این رویکرد میتواند یک الگوی مفهومی برای مطالعهی سایر خاندانهای علمی شیعه در دورههای مختلف نیز بهشمار آید.
موضوعات