نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
عبدالکریم سروش در نظریهٔ «دین و قدرت» مدعی شده است: روحیهٔ اقتدارگرایی پیامبر اکرم در دین، کتاب و پیروان ایشان نمایان شده است. بر این اساس، قرآن را خوفنامه، خدا را سلطان، و پیامبر را عارف مسلح دانسته است. وی ادعا میکند: پیامبر اکرم از ابتدا در پی بهدست گرفتن قدرت و تسلیم کردن مردم به دین خود بودند، ولو با زور و شمشیر. او برای اثبات مدعای خود به آیات و روایاتی استناد کرده است تا نشان دهد پیامبر شخصیتی اقتدارطلب داشتهاند.
نقدهای وارد بر نظریهٔ سروش شامل موارد زیر است:
- صفت «اقتدارگرا» میتواند هم حاوی معانی مثبت باشد و هم منفی. در نظریهٔ مزبور به جهات منفی این واژه اشاره گردیده است.
- برخلاف ادعای سروش مبنی بر اینکه روحیهٔ اقتدارطلبی پیامبر در دین، کتاب، و پیروان او دمیده شده، غلبۀ این رویکرد در تاریخ و علوم اسلامی بیشتر ناشی از دخالت قدرت سیاسی در تغییر موازین اجتماعی اسلام بوده است. مشخصاً بنیامیه و سپس بنیعباس برای توجیه دینی حکومت خود، جهانگشاییها و فتوحات، شیوهٔ زمامداری ملوکانه و سرکوب مخالفان خود، نیاز به تصویرسازی خاصی از سیرهٔ پیامبر داشتند تا بتوانند بدون دغدغه، به خلافت ادامه دهند. تکوین کلیۀ علوم اسلامی در زمان قدرت این سلسلهها شکل گرفته است.
- علاوه بر این، هر روایتی که در علم رجال سنتی ضعف سندی داشته باشد، نمیتواند بهمثابهٔ شاهدی در بحثهای اعتقادی پذیرفته شود. همچنین روایاتی که ادعای تواتر آنها شده بدون تحقیق تاریخی جامع و مطالعهای انتقادی قابل قبول نیستند. به عبارت دقیقتر، خبر واحد ظنیالصدور در مباحث اعتقادی بهطور مطلق حجت نیست، بهویژه اگر احتمال ساختگی بودن آن توسط قدرت سیاسی وجود داشته باشد.
- بیشتر این روایات که ادعای تواتر آنها شده، به چند راوی محدود بازمیگردند که برخی از آنها، مانند ابوهریره سوابق طولانی در جعل حدیث دارند.
- در مواردی که بین آیات قرآن و روایات تعارض بهوجود آید، حتی اگر حدیث متواتر و مشهور باشد، تقدم با قرآن است.
- علاوه بر مشکلات سندی و دلالی احادیث و شیوهٔ برداشت از آیات قرآنی، باید توجه داشت که خشونت، حتی در حد معمول خود، هنجار زمانه بوده است. شاهد این مدعا آن است که پیش از دوران نوین، کسی پیامبر و اعمال ایشان را به خشونت و اقتدارطلبی محکوم نکرده است.
- صفاتی که قرآن برای انسان ذکر کرده، بهخودیخود مذموم نیستند. این صفات ابزارهایی هستند که انسان میتواند در مسیر درست یا نادرست از آنها استفاده کند. بنابراین، دیدگاه اسلام نسبت به انسان، منفی نیست.
- قرآن کرامت ذاتی انسان را تصدیق میکند و این کرامت شامل مشرکان و کافران نیز میشود.
- غلبه بر رویکرد اقتدارگرایانه در تاریخ و علوم اسلامی بیشتر ناشی از دخالت قدرت سیاسی بوده است. سلسلههایی مانند بنیامیه و بنیعباس برای توجیه حکومت خود نیاز به تصویری اقتدارگرایانه از پیامبر اکرم داشتند.
- روایات مطرحشده از سوی سروش اغلب دارای ضعف سند و دلالت هستند و نمیتوان آنها را مستند نظریهٔ «اقتدارگرایی پیامبر» دانست.
در نهایت، نظریهٔ مزبور نه بر اساس تحلیل دقیق متون دینی، بلکه با برداشتهای گزینشی و بدون توجه به سیاق آیات و احادیث ارائه شده است.
موضوعات