نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
یکم. نمیتوان انتظار داشت قرآن شامل قوانین مدون و جامع، همانند کتاب قانون بشری باشد. کمال قرآن (و دین) به معنای جامعیت آن (با رویکرد حداکثری) نیست. قرآن کتاب قانون (همانند دیگر کتب قانون بشری) نیست که بخواهد همهٔ قوانین را به صورت متنی مبوب ارائه کند. معنا ندارد که همهٔ احکام سیاسی و اجتماعی (مثل آیهٔ ظهار) فرازمانی و فرامکانی باشند. قرآن کتاب هدایت است، آن هم به شکل حل مسئلهای، نه کتاب قانون فرازمانی و فرامکانی.
دوم. آیات قرآن، همه یک سطح ندارند. اگر در قرآن کریم، در بدو امر، سطح آیات از نظر معنوی در یک سطح به نظر نمیرسند، این به مخاطب و ظرف زمانی و مکانی خاص بازمیگردد؛ همانگونه که در دعای سحر میخوانیم، همهٔ نورهای خدا یکسان است، ولی چهبسا نسبت به ما شدت و ضعف پیدا کند: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسَألُکَ مِنْ نُورِکَ بِاَنْوَرِهِ وَکُلُّ نُورِکَ نَیِّرٌ» (موسوی خمینی، 1396، ص37-39).
سوم. چون وحی الهی در ظرف خاص دورهٔ نبی اکرم ریخته شده، چهبسا دارای مسائلی خاص آن زمان یا خاص حضرت محمد باشد. اگر قرآن بر مثل حضرت عیسی نازل میشد، احتمالاً مسائل شخصی او کمتر بود؛ زیرا وی تشکیل خانواده نداد! آیة ضرب در جامعهٔ حقوق بشری کنونی نیاز به بازتفسیر دارد. احتمالاً این آیه برای حفظ حقوق زنان آن زمان، به شکل مرحلهای بوده که به محض واردشدن اتهام خیانت، کشته میشدند. مسئلهٔ آیات تکراری قرآن نیز اینگونه قابل توجیه به نظر میرسد.
چهارم. وحی الهی در 1400 سال پیش بر پیامبری نازل شد که برخلاف روحیات حضرت عیسی و موسی، وجه جمعالجمعی داشت، اگرچه انسان کامل نیز آفریدهٔ خداست و هر مخلوقی ابعاد شخصیتی خاص خود را دارد.
پنجم. قرآن به این علت از زبان عربی و ضربالمثلهای آن و مطلوبهای عرب استفاده کرده که در آن زمینه و در آن مظروف خاص نازل شده است. بنابراین اگر قرآن بر کسی همانند حضرت عیسی (یا در مکانی همچون نروژ امروز) نازل میشد، شکل دیگری داشت:
کوزهٔ آن تن پر از زهر ممات
کوزهٔ این تن پر از آب حیات
ور به ظرفش عاشقی تو گمرهی
گر به مظروفش نظرداری شهی
این امر منافاتی با غنی بودن زبان عربی و ارادهٔ الهی مبنی بر انتخاب آن ندارد: «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» (یوسف: 2).
ششم. نمیتوان گفت: چون قرآن زمینهمند است، ضرورتاً همهٔ احکام آن فرازمانی و فرامکانی هستند.
هفتم. هرچند قرآن زمینهمند است، اما برخلاف دیدگاه روشنفکران، اصل بر تداوم احکام اجتماعی است. برای مثال، آیاتی همانند «و لکم فی القصاص حیاة» (بقره: 179) مخصوص شرایط خاص نیستند (حقیقت، 1396، ص105). همچنین مسائلی همچون جهاد و عملیات استشهادی برخلاف مدعای گفتمان روشنفکری، میتوانند در قرآن و فقه (سیاسی) مطرح شوند و پاسخ خاص خود را بیابند.
هشتم. اگر قرآن در این زمان یا در اسکاندیناوی نازل میشد، احتمالاً آیات جنگ و جهادش به این شکل نبودند.
خلاصه آنکه مبنای نگارنده و روشنفکرانی همچون سروش در حل برخی مسائل (از جمله ضربالمثلهای قرآنی) و برخی احکام (مثل حکم ظهار) مشابهت دارد. در عین حال، تفاوت در آن است که روشنفکرانی همچون عبدالکریم سروش همهٔ احکام سیاسی و اجتماعی قرآن را زمانمند میدانند، در حالی که بر اساس نظریهٔ مختار، احکامی (همچون جهاد) میتوانند با روش اجتهادی از قرآن (و روایات) استنباط شوند. استعارهٔ ظرف و مظروف در باب وحی با دیگر بخشهای نظریهٔ «همروی» سازگار به نظر میرسد.
موضوعات