«کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت در ایران» الگویی برای بررسی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

مطالعة کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت، که در برخی گزارش‌ها و تحقیقات به مثابة یک واقعة محقق، بدان تصریح شده، مستلزم در اختیار داشتنِ الگوی جامعی است که تمامی عوامل مستقیم و غیرمستقیم مؤثر بر کاهش را در سطوح گوناگون و در ترکیب با یکدیگر دربرگیرد و مسیر و روش بررسی هر یک از شاخه‌های آن را به تفکیک نشان دهد. این مقاله عهده‌دار ارائة چنین الگویی است و بدین منظور، ابتدا به واکاوی مفهومِ «نفوذ اجتماعی» می‌پردازد تا با کشف مشخصه‌‌های آن، نوع‌ِ عوامل مؤثر بر شکل‌گیری آن را به‌دست آورد. سپس با این تلقّی که بخشی از این کاهش، ناشی از بروز ضعف و فتور در عوامل پدیدآورندة آن است، عوامل مؤثر بر شکل‌گیری نفوذ اجتماعی روحانیت را در قالب یک الگوی تبیینی ارائه می‌دهد و سرانجام، با بسط آن در سه سطحِ«مردم»، «ساختار اجتماعی» و «روحانیت»، به الگوی تفصیلیِ کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت در ایران می‌رسد و در عین حال، به این سؤال پاسخ می‌دهد که آیا تشکیل حکومت دینی و دست‌یابی روحانیت به «قدرت سیاسی» می‌تواند به نحو قاطع، کاهشِ«نفوذ اجتماعیِ» ایشان را تبیین نماید؟

تازه های تحقیق

الگوی ارائه‌شده دارای سطوح متعدد و به تبع آن، مسیرهای بررسی و تحلیل متفاوتی است. متغیّرهای تأثیرگذار بر کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت اولاً، از حیث ناظر بودن بر تحولات پدیدآمده درسه سطح «مردم»، «ساخت اجتماعی» و «روحانیت» از یکدیگر قابل تفکیک است. ثانیاً، بر حسب داشتن اثر مستقیم یا باواسطه نیز از هم تمیز داده شده است. دستة نخست، که در الگو به شکل دایره آورده شده، «متغیّرهای اصلی» نامید‌ه شده است و دستة دوم، که به شکل مستطیل آمده، «متغیّرهای واسط». این جدا‌سازی‌ها به محقِّق کمک می‌کند تا ضمن ملاحظة همة عوامل شناخته‌شده در الگو و نمایش جزئی‌‌تر سازوکار علّی آنها، به مسیرهای بررسی و تحلیل در هر یک از سطوح توجه پیدا کند:

1. بررسی و تأیید اثر متغیّرهای اصلی بر متغیّرهای واسط در سطح مردم، مستلزم اخذ مؤیّداتی از نظریه‌های مطرح، همراه با استناد به برخی از پژوهش‌های انجام شده و البته استدلال‌های منطقی است.

2. بررسی و اثبات اثر متغیّرهای واسط بر کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت در سطح مردم، از طریق پیمایش بر روی یک نمونة نمایا از مردم، با استفاده از ابزار «پرسش‌نامه» میسّر است.

3. بررسی و تأیید اثرِ متغیّرهای اصلی بر متغیّرهای واسط در سطح ساخت اجتماعی، مستلزم یک مطالعة تاریخی و یا تطبیقی است؛ اما اثر متغیّرهای واسط بر متغیّر وابسته در همین سطح، نیازمند مراجعات و تأمّلات نظری است.

4. بررسی و تأیید اثر متغیّرهای اصلی و واسط بر روی هم و بر متغیّر وابستة تحقیق در سطح روحانیت را می‌توان تماماً از طریق گونه‌شناسی روحانیت به‌دست آورد. این گونه‌شناسی بر حسب تغییرات متصوّر در هر یک از متغیّرهای مذکور صورت می‌گیرد و بررسی جداگانة میزان محبوبیت و نفوذ اجتماعی هر یک از گونه‌ها در بین مردم، بیانگر تأثیر همان عامل بر کاهش نفوذ اجتماعی است.

5. چنانچه مسئلة کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت در دورة اخیر به هر دلیل، نیاز به اثبات تجربی داشته باشد، به‌ویژه در مقایسه با ادواری که هیچ دادة کمّی و معتبری از گرایش‌های مردمی برای آن وجود ندارد، می‌توان از شاخص‌های زیر برای دست‌یابی به برآوردی از میزان نفوذ اجتماعی ایشان در گذشته و روند تغییرات آن استفاده کرد:

الف. بررسی «قدرت بسیج روحانیت» در ایجاد حرکت‌‌های نسبتاً گستردة اجتماعی، همانند آنچه در ماجرای قتل گریبایدوف، نهضت تنباکو، جنبش مشروطه، قیام گوهرشاد، قیام پانزده خرداد و انقلاب 57 اتفاق افتاد.

ب. بررسی «ملاحظات‌ِ حکومت‌ها دربارة روحانیت» و اینکه نظرات و مصلحت‌اندیشی‌های آنان تا چه حد در تصمیم‌های سیاسی و اجتماعی دولت‌های وقت مؤثر بوده است.

ج. بررسی «نحوة تعامل حکّام با روحانیان طراز اول» از طریق تحلیل لحن و محتوای نامه‌های فیمابین، موارد درخواست، استشاره‌ها و استفسارها، محل و شرایط دیدارها و سطح مقامات و شأن رابطان.

د. «راهبرد اتخاذ شدة روحانیان»، به‌ویژه اقطاب ایشان در امور سیاسی و اجتماعی و در قبال حکومت وقت.

با مراجعه به اسناد و تواریخ معتبر و به مدد شاخص‌های مذکور، می‌توان تصویر نسبتاً قابل قبولی از فراز و فرود نفوذ اجتماعی روحانیت در یکصد و پنجاه سالة اخیر ارائه داد.

اگرچه از حیث کمّی، بیشترین عوامل تأثیرگذار بر کاهش نفوذ اجتماعی روحانیت، از برآمدن ایشان بر مسند قدرت سرچشمه ‌گرفته است،[1] اما اثر دیگر عوامل، همچون تمایزیافتگی نهادی، ظهور گروه‌های مرجع جدید، عرفی‌شدن و تغییرات دین‌داری را نیز نباید از نظر دور داشت. بر این اساس، نمی‌توان بر تأثیرِ «قدرت سیاسیِ» روحانیت بر کاهش «نفوذ اجتماعیِ» ایشان، که مسئلة اصلی این تحقیق بود، به نحو قاطع و محرز تأکید کرد.

به نظر می‌رسد مدعای گزارش‌های تحلیلی و تحقیقات موردی دربارة کاهش میزان نفوذ اجتماعی روحانیت، بیش از آنکه بر یافته‌های دقیق و صائب استوار باشد، متأثر از یک التباس روانی است؛ بدین معنا که بیش از کاهش واقعی در میزان و حتی نرخ نفوذ، از افزایش سطح انتظارات و توجهات به روحانیت ناشی گردیده است. برپایی حکومت دینی، توجهات به‌سوی روحانیان را به یکباره افزون ساخت و در نتیجه، موجب تشدید حب و بغض‌ها نسبت به ایشان گردید و افزایشِ توأمانی را، هم در میزان اقبال و هم در ا‌ِدبار اجتماعی از ایشان پدید آورد. همین قبیل تغییرات در خلأ اطلاعات، شاید باعث بروز نوعی جهت‌یافتگی در ارزیابی‌ها شده باشد.

 


[1]. از میان دوازده عامل تأثیرگذار و نشان‌داده شده در الگو، دست‌کم هشت عامل به نحو مستقیم و غیر مستقیم، از برپایی حکومت دینی و برآمدن روحانیت بر مسند قدرت نشئت می‌گیرد.

کلیدواژه‌ها


1. حجّاریان‌، سعید، عرفی‌شدن دین‌ در سپهر سیاست‌: از شاهد قدسی‌ تا شاهد بازاری،‌ تهران‌، طرح‌ نو، 1380.
2. دفتر طرح‌های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان: ویرایش اول (یافته‌های پیمایش در 28 استان)، تهران، دفتر انتشارات طرح پیمایش ملّی ارزش‌ها و نگرش‌ها، 1380.
3. دفتر طرح‌های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان: موج دوم، ویرایش اول (یافته‌های پیمایش در 28 استان)،تهران، دفتر انتشارات طرح پیمایش ملّی ارزش‌ها و نگرش‌ها، 1382.
4. دفتر مقام معظّم رهبری، حوزه و روحانیت در آئینة رهنمودهای مقام معظم رهبری، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1375.
5. رفیع‌پور، فرامرز، توسعه‌ و تضاد،تهران،. دانشگاه‌ شهید بهشتی‌، 1376.
6. سازمان ملی جوانان، وضعیت و نگرش جوانان ایرانی: گزارش نهایی، نتایج پژوهش طرح مشاورة ملی با جوانان، تهران، نسل سوم، 1380.
سنجش میزان منزلت اجتماعی نظامیان ایران، تهران، اداره کل مطالعات دفاعی وزارت دفاع، 1386.
8. شجاعی‌زند، علیرضا، «روحانیت و موقعیت جدید»، فصل‌نامة شیعه‌شناسی، ش27، (پاییز1388).
9. ــــــــــــــ ،«مسیرهای محتمل در عرفی‌شدن ایران»، مجلة جامعه‌شناسی ایران (د. هفتم، ش1)، بهار 1385.
ــــــــــــــ ، عرفی‌شدن‌ در تجربة‌ مسیحی‌ و اسلامی‌، تهران‌، مرکز بازشناسی‌ اسلام‌ و ایران‌، 1381.
ــــــــــــــ، مشروعیت‌ دینی‌ دولت‌ و اقتدار سیاسی‌ دین،‌ تهران‌، تبیان‌، 1376.
فروم‌، اریک،. گریز از آزادی،‌ ترجمة‌ عزّت‌الله فولادوند. تهران، گلشن، 1378.
گالبرایت. جان کنت، آناتومی قدرت، ترجمة محبوبه مهاجر، تهران، سروش، 1381.
محمّدی‌، مجید، سر بر آستان‌ قدسی‌، دل‌ در گرو عرفی،‌ تهران‌، نقره، 1377.
نیک‌پی، امیر، «نگاهی به برخی تحوّلات دینی در ایران معاصر»، نامة انجمن جامعه‌شناسی ایران، سال سوم، ش3، 1380.
وبر، ماکس‌، اقتصاد و جامعه، ترجمة‌ عباس‌ منوچهری‌ و دیگران‌، تهران‌، مولی‌، 1374.
Kazemipur, Abdolmohammad & Rezaei Ali,“Religious Life under Theocracy: The Case of Iran”, Journal for the Scientific Study of Religion, 42: 3, 2003, pp.347–361.
Khosrokhavar, Farhad, "The New Religiosity in Iran", Social Compass, 54: 3, 2007, pp.453-463.