صفویه و الگوها و نمادهای تبلیغات مذهبی در ساختار حکومتی اش

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه تاریخ دانشگاه اراک

چکیده

تبلیغات عنصری مهم در پیشبرد مقاصد جوامع انسانی است. با تشکیل حکومت‌های سیاسی و پدیدآمدن مکاتب دینی، لزوم استفاده از شیوه‌های متنوّع و متکثّر تبلیغاتی برای اشاعه و تثبیت موجودیت سیاسی و چارچوب‌های دینی بیشتر احساس شد. در تاریخ ایران دورة اسلامی نیز عصر صفویه به لحاظ همگنی حکومت و مذهب شیعه در عرصة سیاسی و چارچوب جغرافیایی ایران، حایز اهمیت زیادی است. به نظر می‌رسد شاهان صفوی، که با اتّکا بر پویایی آموزه‌های شیعه و بهره‌مندی از موقعیت‌ها و شرایط سیاسی توانستند به عرصة قدرت وارد شوند، تلاش بی‌وقفه‌ای برای تثبیت موقعیت خود و ترویج مذهب شیعه به کار گرفتند. به لحاظ مشروعیتی که آنها از مذهب شیعه می‌گرفتند و از سوی دیگر، خودآگاهانه آن را به عنوان مذهب رسمی پذیرفته بودند، لاجرم به عنوان یک شاه شیعه تکاپوهای خود را به‌گونه‌ای تنظیم کردند که به موازات تثبیت حاکمیت سیاسی، عملاً ترویج و تثبیت باورهای شیعه نیز در آن لحاظ شده باشد. مسئلة اصلی این نوشتار آن است که فارغ از دغدغه‌های باورمندی قلبی شاهان صفویه نسبت به آموزه‌های شیعه، نوع و میزان تأثیرگذاری مستقیم و غیرمستقیم اعمال و کارکردهای آنها بر اشاعة باورهای شیعه در ایران دوره صفویه چگونه بوده است؟

تازه های تحقیق

یکی از ویژگی‌های عمدة دورة حکومت صفویه رسمیت یافتن مذهب شیعه در ایران بود. هرچند شکل‌گیری تفکرات شیعی در ایران تمایز بارزی با زمان ورود اسلام به ایران ندارد، اما به رغم پویایی تفکرات شیعه، از لحاظ سیاسی جز در مقاطعی محدود و تنها در بخشی از جغرافیای ایران، امکان تجلّی سیاسی برای تشیّع پدید نیامد و عملاً شیعیان ایران از داشتن یک حکومت مستقل شیعی در کلّیت جغرافیایی ایران محروم بودند. اما با فراهم شدن مقدّمات حکومت سیاسی صفوی، شرایطی پدید آمد که شیعه نیز در قالب یک حاکمیت سیاسی تجلّی یابد. هرچند ممکن است این شکل از حکومت با تفکر بنیادی شیعه تفاوت‌هایی داشته باشد، اما در همین گونه نیز در نوع خود، برای شیعیان فرصت و مجالی تلقّی می‌شد تا بتوانند بخشی از قالب‌های فکر سیاسی خود را اجرایی نمایند. در پدیداری این شرایط جدید سیاسی و مذهبی، باید نقش اصلی را برای صفویان لحاظ نمود که با بهره‌گیری از موقعیت‌های سیاسی و با اتّکا بر داشته‌های معنوی تشیّع، راه خود را با قدرت هموار نمودند.

نقش پویای تشیّع در برکشیده شدن صفویه به‌اندازه‌ای بود که آنها از دو وجه برای رواج و گسترش آن کوشیدند:

اول مسئلة مشروعیت‌بخشی شیعه به حاکمیت سیاسی صفویه بود. بر همین اساس، آنها از هر فرصت ممکن و مجال مطلوبی که مهیّا می‌شد بهره جستند تا اتصال خود را به خط روایی و فکر سیاسی شیعه نزدیک نمایند.

دوم ـ که در این مقاله بیشتر مورد توجه بود ـ به تکاپوهای مستقیم و احیاناً غیر مستقیمی بازمی‌گردد که آنها برای ترویج، تبلیغ و تثبیت تشیّع انجام دادند.

به لحاظ آنکه صفویان در پیشبرد شکل اول خواستة خود، یعنی محق جلوه دادن حق شرعی خود بر حکومت توفیق به دست آوردند، عملاً با تکیه بر این امتیاز و بعضاً سایر امتیازات سنّتی در تاریخ ایران، که جایگاه نسبتاً مقدّس و ارزشمندی برای شاهان در اذهان عمومی تجلّی می‌بخشید، توانستند خود را به یک الگوی مؤثر در اشاعة مذهب شیعه در این زمان تبدیل نمایند. بر همین مبنا، برای رونق مذهب شیعه، که تحکیم کنندة حاکمیت سیاسی آنها نیز محسوب می‌شد، از تمامی امکانات عینی و ذهنی خود بهره گرفتند و در دو شکل ایجابی و سلبی، کار تبلیغ و تثبیت را پی گرفتند. بخشی از این کارکرد حاصل نهادهای رسمی مانند نهاد «صدارت» بود که در هر دو شکل ایجابی و سلبی، به سرعت و شدت، کار خود زیر نظر شاه دنبال می‌کرد. در کنار این منصب رسمی، بخش عمده‌ای از اعمال و رفتار شاهان این سلسله به گونه‌ای دنبال شد که به یک الگوی مستقیم یا غیر مستقیم برای مطرح شدن شیعه و علاقه‌مندی‌های شیعیان تبدیل گردید.

پرداختن جدّی به اعمال زیارتی و توجه به امور معنوی مقابر ائمّة دین و امام‌زادگان‰، که در اشکال و صورت‌های گوناگون و در مراسم آشکار و پر شور و حال برگزار می‌شد، یکی از وجوه تأثیرگذار در عرصة تبلیغی محسوب می‌شد. علاوه بر این، تأکید و دقت بر بازسازی و تأمین نیازمندی‌های این اماکن مقدّس و حضور نمادین شاهان در اجرای مراسم خاص مربوط به این اماکن، بازتاب قابل توجهی در پی داشت. همچنین توجه و حضور در سایر برنامه‌های آیینی و مذهبی شیعه، اعم از جشن یا سوگواری، توانست در نگاه عموم مؤثر واقع شود. سایر امور، که جنبه‌های نمادین و نشانه‌ای داشت، به عنوان مکمّل در عرصة تبلیغات، برد قابل قبولی داشت. ضرب سکّه با تأکید برنام ائمّة معصوم‰، توجه به شعائر شیعه در نقش مهرها، و سایر الگوهای نمادین نیز هر یک در نوع خود، فرصتی برای رونق باورهای مذهبی شیعه بود.

کلیدواژه‌ها


اسماعیلی، صغری، سکّه‌ها و مهرهای دورة صفویه، تهران، سازمان میراث فرهنگی، 1385.
افوشته‌ای نطنزی، محمود بن هدایت‌الله، نقاوة الآثار، به اهتمام احسان اشراقی، چ دوم، تهران، علمی و فرهنگی، 1373.
اقبال، عبّاس، «سرسکه اشرف افغان»، مجله یادگار، ش7، سال اول، (دی 1323).
الئاریوس، آدام، سفرنامة مسکو و ایران، ترجمة احمد بهپور، تهران، ابتکار، 1363.
امینی هروی، صدرالدین ابراهیم، فتوحات شاهی، تصحیح محمّدرضا نصیری، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1382.
باربارو، جوزفا و آمبروزو کنتاینی و دیگران، سفرنامة ونیزیان در ایران، ترجمة منوچهر امیری، چ دوم، تهران، خوارزمی، 1382.
باستانی پاریزی، محمّد ابراهیم، سیاست و اقتصاد دورة صفویه، تهران، صفی علیشاه، 1378.
تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه، ترجمة حمید ارباب شیرانی، تهران، نیلوفر، 1383.
تفرشی، محمّدحسین، تاریخ شاه صفی، تصحیح محسن بهرام نژاد، تهران، میراث مکتوب، 1388.
حسینی قمی، قاضی احمد بن شرف‌الدین، خلاصة التواریخ، تصحیح احسان اشراقی، چ دوم، تهران، دانشگاه تهران، 1383.
خواندمیر، امیرمحمود، ایران در روزگار شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی، به کوشش غلامرضا طباطبائی مجد، تهران، موقوفات افشار، 1370.
خواندمیر، غیاث‌الدین بن همام حسینی، حبیب السیر، تصحیح محمّد دبیرسیاقی، چ سوم، تهران، خیّام، 1362.
دلاواله، پیترو، سفرنامه، ترجمة محمود بهفروزی، تهران، قطره، 1380.
روملو، حسن‌بیگ، احسن التواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، اساطیر، 1384.
سانسون، سفرنامه، ترجمة تقی تفضّلی، تهران، بی‌نا، 1346.
سیوری، راجر، ایران عصر صفوی، ترجمة کامبیز عزیزی، چ شانزدهم، تهران، 1386.
ــــــــــــــ ، تحقیقاتی در تاریخ ایران عصر صفوی، ترجمة عبّاسقلی غفّاری فرد و محمّدباقر آرام، تهران، امیرکبیر، 1382.
شاردن، ژان، سفرنامه، ترجمة اقبال یغمایی، تهران، توس، 1375.
عالم آرای شاه اسماعیل، به کوشش اصغر منتظر صاحب، چ دوم، تهران، علمی و فرهنگی، 1384.
عالم آرای شاه طهماسب، به کوشش ایرج افشار، تهران، دنیای کتاب، 1370.
عبدی بیگ شیرازی، خواجه زین‌الدین، تکملة الاخبار، تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران، نی، 1369.
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عبّاس اول، چ ششم، تهران، علمی، 1375.
فلور، ویلم، دیوان و قشون در عصر صفوی، ترجمة کاظم فیروزمند، تهران، آگه، 1388.
قائینی، فرزانه، سکّه‌های دورة صفویه، تهران، پازینه، 1388.
قبادالحسینی، خورشاه، تاریخ ایلچی نظام‌شاه، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1379.
کمپفر، انگلبرت، سفرنامه، ترجمة کیکاوس جهانداری، چ سوم، تهران، خوارزمی، 1363.
گولد، جولیوس و ویلهلم کولب، فرهنگ علوم اجتماعی، چ دوم، تهران، مازیار، 1384.
مستوفی، محمّدمحسن، زبدة التواریخ، به کوشش بهروز گودرزی، تهران، موقوفات افشار، 1375.
منشی، اسکندربیگ، تاریخ عالم آرای عبّاسی، تصحیح محمّداسماعیل رضوانی، تهران، دنیای کتاب، 1377.
منشی قزوینی، بوداق، جواهر الاخبار، تصحیح محسن بهرام‌نژاد، تهران، میراث مکتوب، 1378.
منجّم، ملّاجلال، تاریخ عبّاسی یا روزنامة ملّا جلال، به کوشش سیف‌الله وحیدنیا، تهران، وحید، 1366.
میراحمدی، مریم، دین و مذهب در عصر صفوی، تهران، امیرکبیر، 1363.
مینورسکی، ولادیمیر، سازمان‌های اداری حکومت صفویه (تعلیقات بر تذکرة الملوک)، ترجمة مسعود رجب‌نیا، چ دوم، تهران، امیرکبیر، 1368.
واله اصفهانی، محمّدیوسف، خلد برین، به کوشش میرهاشم محدّث، تهران، موقوفات افشار، 1372.
35. Cull, Nicholas, … Propaganda and mass persuation; A Historical Encyclopedia, 1500 to the Pressent, 2003.
36. Taylor, Philip M. Munitions of the mind; A History of Propaganda from the Ancient world to the present era, 2003.
37- Vaverka, Martin, propaganda, 2006.
38- Walton, Douglas, What is Propaganda, and what Exactly is worng with it?, public Affairs quarterly, V.1