ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب

چکیده

ساختار عقاید، و به تعبیر تقریبی، «اصول دین»، عبارت است از چند عنوان کلی که به ترتیب خاصی چینش شده‌اند و برای اشاره به مجموع باورهای بنیادین اسلامی به کار می‌روند. متکلمان اسلامی، افزون بر محتوای عقیده، به ساختار عقاید اسلامی نیز توجه داشته‌اند. توجه ایشان به ساختار عقیده، به گونه‌های مختلف نمود یافته است؛ آنان گاه به ساختار خاصی تصریح کرده و حتی آن را توجیه نموده‌اند و گاه صرفاً در مقام فصل‌بندی کتب اعتقادی، ساختاری را مبنا قرارداده‌اند. مقالة پیش روی، با نگاهی گونه‌شناسانه دیدگاه علمای امامیه را دربارة ساختار عقاید، به ترتیب تاریخی بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که ایشان در طول دوران غیبت، عقاید اسلامی را در قالب پنج ساختار متفاوت عرضه داشته‌اند: ساختار دوگانه (توحید، عدل)؛ ساختار چهارگانة نوع اول (توحید، عدل نبوت، امامت)؛ ساختار چهارگانة نوع دوم (توحید، نبوت، امامت، معاد)؛ و ساختار پنج‌گانه (توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد). در این مقاله، نقاط عطفی که در آنها ساختارهای متفاوت در حال رقابت با یکدیگر بوده‌اند یا از یک ساختار به ساختار دیگر عدول شده، مورد توجه قرار گرفته است.

تازه های تحقیق

نتیجه‌گیری و تحلیل

در تاریخ ساختاربندی عقاید امامیه، چند نقطة عطف وجود دارد: نخستین نقطة عطف مدرسة بغداد پس از شیخ مفید است که در آن، دوگانه‌انگاری اصول اعتقادات (توحید و عدل) نظراً پذیرفته شد. تصور بر این بود که اصل عدل از چنان شمولی برخوردار است که غیر از مبحث توحید، همة مباحث مهم اعتقادی، همچون نبوت، امامت و معاد را پوشش می‌دهد. هرچند این دیدگاه نظراً بازگو می‌شد، اما در عمل و در مقام ساختاربندی کتب اعتقادی، دو اصل نبوت و امامت همچون اصول مستقلی بحث می‌شدند. نتیجة نهایی این روند آن بود که در قرن ششم، بر چهارگانه بودن اصول اعتقادی (توحید، عدل، نبوت و امامت) تصریح شد. در این ساختار چهارگانه، استقلال دو اصل نبوت و امامت پذیرفته شده بود؛ اما مبحث معاد از استقلال برخوردار نبود و در ذیل مبحث عدل مطرح می‌شد. اگر این ساختار را با ساختار مضمر الاعتقادات فی دین الامامیه، نوشتة شیخ صدوق، و حتی ساختار روشن المقنعه شیخ مفید مقایسه کنیم، درمی‌یابیم که در میان این چهار اصل، تنها اصلی که نمی‌توان برای مباحث آن نظیری در الاعتقادات و المقنعه یافت، اصل عدل است. به نظر می‌رسد که متکلمان امامی در بغداد، این اصل و مجموعه مباحث ذیل آن را برای قرینه‌سازی در برابر اندیشة معتزلی وارد مباحث کلامی کردند؛ چراکه معتزله بر این اصل و فروعات آن بسیار تأکید داشتند. متکلمان شیعه در رویارویی با این گفتمان معتزلی، احتمالاً به این نتیجه رسیده بودند که از طریق پرداختن به این اصل در فضای گفتمانی عصر خود، می‌توانند از اصول و قواعد عقلی مشخصی که در ذیل عنوان عدل مطرح می‌شد برای دفاع عقلی از عقاید شیعه استفاده کنند.

نقطة عطف دوم مدرسة حله است. در این مدرسه، خواجه نصیرالدین طوسی کوشید اولاً اصل عدل را از اصالت بیندازد و آن را تا حد یکی از مباحث فرعی اصل توحید تنزل دهد؛ ثانیاً تلاش کرد مبحث معاد را از زیر چنبر اصل عدل بیرون بکشد و آن را همچون اصل مستقلی به بحث گذارد. به نظر می‌رسد که هر دو اقدام، به‌ویژه اقدام نخست او، از آشنایی او با فضای کلامی عصر خود نشئت گرفته باشد؛ چراکه در زمان او اندیشة غالب برون‌شیعی عبارت بود از اندیشة اشعری، که غزالی و فخر رازی آن را ساخته و پرداخته بودند. بنابراین، آن سنخ از مباحث عقل‌گرایانه که در ذیل عنوان عدل مطرح می‌شد، ابزار مناسبی برای رویارویی با فضای غالب برون‌شیعی در دوران جدید نبود؛ اما علامه حلی، که شاید بیش از آنکه نگران گفتمان غالب برون‌شیعی باشد حافظ سنت کلامی بود، احساس کرد که در کتب کلامی متقدمان، مبحث عدل از چنان جایگاه استواری برخوردار است که نمی‌توان و نباید از آن عدول کرد. ازاین‌رو، وی در کتب خود جایگاه عدل را همچون یک اصل محفوظ نگه داشت. وی در خصوص اصالت دادن به مبحث معاد، با خواجه موافقت کرد؛ شاید از این‌روی که در برخی کتب اعتقادی متقدم بر سنت چهارگانه‌انگارانه قرن ششم، همانند المقنعه شیخ مفید و الاقتصاد شیخ طوسی، معاد یا وعد و وعید همچون اصل مستقلی به بحث گذاشته شده بود. نتیجة این کش و قوس آن بود که در قرن هشتم شاگردان مکتب علامه حلی در مدرسة جبل عامل، به پنج‌گانه بودن اصول اعتقادی تصریح کردند. علمای جبل عامل همین انگاره را به مدرسة اصفهان منتقل کردند که در آنجا به دیدگاهی غالب تبدیل شد. این دیدگاه، هم‌اکنون نیز مطرح است.

نقطة عطف دیگر در ساختاربندی عقاید امامیه، به مدرسة اصولی کربلا بازمی‌گردد که در آن، وحید بهبهانی، احیاگر مکتب اصولی در قرن دوازدهم، برای نخستین بار در مقام ساختاربندی عقاید، اصول اسلام را سه‌گانه (توحید، نبوت و معاد)، و اصول ایمان را پنج‌گانه (سه اصل یادشده به‌اضافة عدل و امامت) دانست. تفکیک بین اسلام و ایمان، پیش‌تر در روایات و کتب فقهی وجود داشت؛ اما وحید بهبهانی این تفکیک را در کلام مطرح کرد و در مقام ساختاربندی عقاید امامیه، آن را مبنا قرار داد. شاگردان مکتب وی نیز با جدیت بر این تفکیک تأکید کردند. به نظر می‌رسد، این تفکیک با مسئلة تقابل دو مکتب اخباری و اصولی در کربلا بی‌ارتباط نباشد. شیخ یوسف بحرانی، نمایندة جریان اخباری در زمان خود، در الحدائق الناضره مخالفان مذهبی را کافر قلمداد کرده بود. اصولیان احتمالاً برای اینکه مخالفت خود را با این دیدگاه ابراز کنند، ترجیح دادند که عقاید امامی را از نو به‌گونه‌ای ساختاربندی کنند که شائبة کفر مخالفان مذهبی کلاً منتفی شود؛ اما به نظر می‌رسد تفکیک بین اسلام و ایمان ـ که در روایات صورت گرفته ـ یک تفکیک فقهی است که برای تنظیم روابط حقوقی بین شیعیان و مخالفان مذهبی در نظر گرفته شده است. از آن سوی، تأکید بر اصل امامت و نفی اسلام از منکر آن ـ که باز در روایات صورت گرفته ـ درصدد بیان یک حقیقت کلامی است که به مسئلة نجات اخروی مربوط می‌گردد. ازاین‌رو به نظر می‌رسد، هم حکم به کفر فقهی مخالفان خلاف روایات است و هم تفکیک کلامی بین اصول اسلام و اصول ایمان؛ چراکه این تفکیک به حوزة فقه تعلق دارد.

نقطة عطف دیگر تطوری بود که میرزای قمی ایجاد کرد و به موجب آن، اصول دین، سه‌گانه و اصول مذهب دوگانه تلقی شد. این دیدگاه موهم آن است که شیعیان به اصول سه‌گانة اسلام اعتقاد ندارند و صرفاً به دو اصل عدل و امامت اعتقاد دارند. روشن است که میرزای قمی چنین چیزی را قصد نکرده؛ بلکه مقصودش این است که شیعیان افزون بر سه اصل توحید، نبوت و معاد، به دو اصل عدل و امامت نیز اعتقاد دارند؛ و در واقع، اصول مذهب پنج‌گانه است، نه دوگانه. روشن است که برای بیان چنین مقصودی، ساختاربندی وحید بهبهانی بسیار گویاتر و دقیق‌تر است. ازاین‌رو باید تفکیک بین اصول سه‌گانة اسلام و اصول دوگانة مذهب را که میرزای قمی مطرح کرده است و تا کنون نیز پیروانی دارد، گونه‌ای خطا در تعبیر دانست.

کلیدواژه‌ها


احسایی، احمد بن زین العابدین، و سیدکاظم الرشتی، حیاة النفس و اصول العقائد، تحقیق علی حائری، دار السبط النبی، 1383.
استادی، رضا، هفده رساله، مشهد، آستان قدس رضوی، 1375.
بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام فی علم الکلام، تحقیق سیداحمد حسینی، قم، مکتبة آیت‌الله المرعشی النجفی‏‏، 1406ق.
بهبهانی، محمدباقر، اصول الاسلام و الایمان، (خطی) کتابخانة آیت‌الله العظمی گلپایگانی، شمارة 141/20.
ــــــــــــــ ، محمدباقر، اصول دین، (خطی) کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران، شمارة 6990.
تبریزی، میرزاجواد، الانوار البهیة، قم، دار الصدیقه، 1425.
ــــــــــــــ ، صراط النجات، قم، دار الصدیقه، 1427.
حلبی، علی بن الحسن، اشارة السبق الی معرفة الحق، گروه پژوهش مؤسسة امام صادق†، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1414ق.
حلی، جمال‌الدین ابومنصور حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تعلیق حسن حسن‌زاده‌، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1413ق.
ــــــــــــــ ، تسلیک النفس الی حظیرة القدس، تحقیق فاطمه رمضانی، قم، مؤسسة الامام الصادق†، 1426ق.
ــــــــــــــ ، واجب الاعتقاد علی جمیع العباد، به کوشش رسول جعفریان، در میراث اسلامی ایران، دفتر هفتم، قم، کتابخانة آیت‌الله مرعشی نجفی، 1374.
ــــــــــــــ ، معارج الفهم فی شرح النظم، قم، دلیل ما، 1386.
ــــــــــــــ ، الباب الحادی عشر، تهران، مؤسسة مطالعات اسلامی، 1365.
حمصی رازی، سدیدالدین، المنقذ من التقلید، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1412ق.
راوندی، ظهیرالدین، عجالة المعرفة فی اصول‌الدین، تحقیق سیدمحمدرضا جلالی، بیروت، مؤسسة آل‌البیت‰، 1419ق.
رشتی، سیدکاظم حسینی حائری، رساله‌ای در اصول دین، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1371.
سبحانی، جعفر، مفاهیم القرآن، نرم‌افزار مجموعه آثار آیت‌الله العظمی سبحانی، مرکز تحقیقاتی علوم اسلامی نور، 1388.
السیوری، مقداد بن عبدلله، الباب الحادی عشر لعلامة الحلی مع شرحیة النافع یوم الحشر و مفتاح الباب لابی الفتح بن مخدوم الحسینی، تحقیق مهدی محقق، تهران، مؤسسة مطالعات اسلامی، 1365.
ــــــــــــــ ، الأنوار الجلالیة فی شرح الفصول النصیریة، تحقیق علی حاجی‌آبادی و عباس جلالی‌نیا، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، 1420ق.
ــــــــــــــ ، الاعتماد فی شرح واجب الاعتقاد، تحقیق ضیاء‌الدین بصری، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، 1412ق.
الشریف الرضی، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم، دارالهجره، بی‌تا.
ــــــــــــــ ، جمل العلم و العمل، نجف، مطبعة الآداب، 1387.
ــــــــــــــ ، رسائل الشریف المرتضی، تحقیق سیدمهدی رجائی، قم، دارالقرآن الکریم، 1405ق.
ــــــــــــــ ، الذخیرة فی علم الکلام، تحقیق سیداحمد حسینی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1411ق.
ــــــــــــــ ، الملخص فی اصول الدین، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1381.
‏الشهید الثانی، زین‌الدین بن علی، رسائل الشهید الثانی، تحقیق حسین شفیعی و رضا مختاری، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1421ق.
الشهید الاول و العلامة البیاضی، اربع رسائل الکلامیه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1380ق.
 شیرازی، سیدمحمد حسینی، من فقه الزهراء، قم، رشید، 1428ق.
ــــــــــــــ ، منتخب المسائل الاسلامیه، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
صدر، سیدمحمد، ماوراء الفقه، بیروت، دار الاضواء، 1420ق.
صدوق، محمد بن علی بن بابویه، التوحید، قم، جامعة مدرسین، 1398ق.
الطوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، بیروت، دار الاضواء، 1406ق.
طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، قم، دفتر نشر اسلامی، 1378.
ــــــــــــــ ، المیزان فی تفسیر القرآن‏، قم، مکتبة النشر الاسلامی‏، 1417ق.
عراقی، عبدالنبی، معالم الزلفی فی شرح العروة الوثقی، قم، المطبعة العلمیه، 1380.
کراجکی، محمد بن علی، کنز الفوائد، محقق عبدالله نعمه، قم، دار الذخائر، 1410ق.
کرکی، علی بن الحسین، رسائل المحقق الکرکی، محمد حسون، کتابخانة آیت‌الله العظمی مرعشی، و دفتر نشر اسلامی، 1409ق.
کاشف‌الغطا، جعفر بن خضر مالکی‌، بغیة الطالب فی معرفة المفرض و الواجب، (خطی) لوح فشردة نسخ خطی مؤسسة کاشف‌الغطاء، شمارة 7.
ــــــــــــــ ، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیة قم، 1422ق.
لاهیجی، عبدالرزاق، سرمایة ایمان در اصول اعتقادات‏، تصحیح صادق لاریجانی، تهران، الزهراء، 1372.
ــــــــــــــ ، شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام، اصفهان، مهدوی، بی‌تا.
ــــــــــــــ ، گوهر مراد، مقدمه زین‌العابدین قربانی، تهران، سایه، 1383.
مجلسی، محمدباقر، اعتقادات دین اسلام، ترجمة و شرح سیدباقر نجفی یزدی، بی‌جا، انتشارات مترجم، 1362.
ــــــــــــــ ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار الاحیاء التراث العربی، 1403ق.
مجلسی، محمدباقر، حق الیقین، بی‌جا، اسلامیه، بی‌تا.
مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، هاشم رسولی محلاتی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1404ق.
محقق حلی، نجم‌الدین محمد بن حسن، المسلک فی اصول‌الدین و الرسالة الماتعیه، تحقیق رضا استادی، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیه، 1414ق.
محقق طوسی، ابوجعفر محمد بن محمد بن الحسن‏، تجرید الاعتقاد، تحقیق حسینی جلالی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1047ق.
ــــــــــــــ ، قواعد العقاید، مقدمه و تحقیق و تعلیق از علی حسن خازم، ‏لبنان، دارالغرابه، 1413ق.
مغنیه، محمدجواد، فقه الامام الصادق†، قم، انصاریان، 1421ق.
مفید، محمد بن محمد بن نعمان، المقنعة، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، 1413ق.
ــــــــــــــ ، النکت فی مقدمات الاصول، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، 1413ق.
مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، اصول دین، تحقیق محسن صادقی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1380.
مکدرموت، مارتین، اندیشه‌های کلامی شیخ مفید، ترجمة احمد آرام، تهران، دانشگاه تهران، 1372.
نجفی، بشیر حسین، مصطفی الدین القیم، نجف، دفتر نویسنده، 1427ق.
نراقی، احمد بن محمدمهدی، رسائل و مسائل، قم، کنگرة نراقیین ملامهدی و ملااحمد، 1422ق.
الهمدانی، عبدالجبار بن احمد، شرح الاصول الخمسة، تعلیق احمد الحسین بن ابی‌هاشم، بیروت، دار الاحیاء التراث، 1422ق.